از خیزش ایران تا مقاومت عفرین

275

تا آنجا که خاموشی قلمرو گستراند، پس انوار حقیقت چون نیروی محرکه‌ی وجود و حیات از برای بقا ریشه در خاک دواندند. سیاهپرستان از برای قطع ساقه‌های آن برآمده، اما هیچگاه درنیافتند که مقاومت را گسترهای است آنچنان که همه چیز را از خرد تا کلان دربرمی‌گیرد. مقاوت همه چیز است، چه در وجه بیرونی، عظیم و کمیِ آن؛ حال آنکه ماهیت است و کیفیتی از درون. پس در تحلیل نهایی فلسفه‌ی حقیقت‌جویی، متعالی‌ترین نیروی مقاومت که سیراب نور است، با سیراب کردن زمینِ ستمکش با خون خویش، روشنایی را در تاریکی کاشته تا دوباره برآید؛ دوباره برآید آن مشت خشمگین از خاک، آن مشتی که ریشه دارد در اعماقِ خاک، اما به رو به آسمان می‌شتابد، پس چنانچه ساقط شود نیز نور خواهد شد. انواری که برخواسته و صاعقه‌وار به مثابه رخداد حقیقت به زمین بازخواهند گشت، آنچنان ناگهانی که سیاه‌پرستان را توانایی محاسبه‌ی آن نخواهد بود.

اما ما در زمانه‌ی خویش صاعقه را دیدیم که فرود آمد بر ارتفاعات کوهستانی و شنیدیم رعد را از درون کوبانی که رگبار گلوله‌هایش سوزاند شب‌پرستان را و بدینگون بود که دلها به لرزه درآمد در زمانه‌ای که می‌خواستند بگویند داعش است نتیجهی طبعی مطالبه‌ی دموکراسی در خاورمیانه؛ خاورمیانه آن خاک و سرزمینِ خسته‌ترینها از حاکمیت طبقاتی، زن ستیز و ضد اکولوژیک.

این صاعقه دیده شد و رعد مهیب آن ایضاً شنیده؛ طوفانی برخواست تا بروبد هرگونه تلاشی برای به قهقهرا راندن اجتماعات بتوسط عناصر قدرت-ثروت‌محور را، اما این چنین شد سرنوشت آن جغرافیا که نور امید را تابید بردلها، آنهم در این مفهوم که جادوی سیاه نه ازلی و نه ابدیست، پس شکستنی است و امری ممکن است رهایی خلقها. اگرچه تلاشهای مقاومتجویانه و دموکراتیک خلقها چه در جنبش اعتراضی ۸۸ ایران و چه در کلیت بهار عربی دربرابر سیاهی تمدن غیردموکراتیک به بیراهه رانده شد، اما با روژآوا بود که بر ما اثبات شد مقاومت چنانچه مستقل از تمدن غیردموکراتیک طبقاتی، زن ستیز و ضداکولوژیک به حرکت درآید، نتایجی خواهد داد که حتی میتوان آنرا اساطیری و قهرمانانه قلمداد نمود.

بدین گونه است که خیزش انقلابی و دموکراسی‌خواهانه‌ی اخیر خلقهای ایران در هر دو وجه سیاسی و اقتصادی(طبقاتی) با شهدای اساطیری که خاکمان را باخونشان سیراب مقاومت‌جویی در برابر فساد حاکمه کردند را می‌توان تداوم و گسترش آرمان انقلاب روژآوا دانست. انقلابی که ترکشهایش جهان را درنوردید و پیش از همگان خلقهای ایران را برای مقاومت و دفاع از شئون اجتماعی خویش بیدار کرده و به تحرک درآورد. لذا شب‌پرستان را هشداری داد بدین مفهوم، مادامی که مناطق آزاد روژآوا زنده‌اند، تلاش خلقهای خاورمیانه برای سرنگونی نظامات طبقاتی، زنستیز، ضد اکولوژیک و استیلاگر می‌تواند که از دوباره سربرآورده و نسخه‌ی حاکمیت خونبار و پنج‌هزار ساله‌ی ایشان را درهم بپیچد، لذا به سوی کانتون عفرین سرازیر گشتند، تا امید خلقها را نیست کرده، و با سرکوب عظیمترین و موفقترین تلاششان، از لحاظ ذهنیتی و امکان پذیری امر رهایی منکوبشان کنند.

اما اخبار تاکنون منتشره نشان از آن دارد که کانتون خودگردان عفرین، در وضعیت کوبانی نیست؛ پس کانتون عفرین زیر حملات لگام گسیخته‌ی یکی از حرفهای ترین ارتشهای سرکوبگر جهانی، یعنی ترکیه چاره‌ای جز پیروزی نیست و این است سرنوشت خلق آگاه، متحد، مسلح و آزاد. لذا خلق‌های انقلابیمان در ایران را وظیفه است تا با همپیمانی مادی-معنوی و علمی-عملی و پیگیری وقایع عفرین، ضمن ایجاد و تقویت جبهه‌های متحدهی خلقها در خاورمیانه دربرابر تلاشهای متحدانه‌ی دشمنان خلق در هیئت دولت-ملت‌های کاپیتالیستی و با یادگیری از تلاشهای تاریخی رفقای همدردمان در سوریه که در آن واحد علیه امپریالیسم ترکیه و جمهوری اسلامی ایران خروشان‌اند، صفوف خویش را تقویت نموده، به سازماندهی مستقلِ خویش از دستگاه و عناصر قدرت-ثروت‌پرست پرداخته و چون انگشتانی گره کرده به مثابه مشت پولادین خلقها دوباره از خاک شهدای خلقهای ایران و خاورمیانه برخیزند.

زنده باد انقلاب روژآوا

زنده باد مقاومت عفرین

زنده باد جنبش انقلابی-دموکراتیک خلقهای ایران

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.