مقاومت عفرین-فاشیسم ترکیه

116

بعداز جنگ جهانی اول همزمان با رشد و توسعه‌ی هر چه بیشتر سیستم اقتصادی سودمحور و انحصارگرا در سراسر اروپا و جهان شاهد پدیده‌های اجتماعی جدیدی هستیم که براساس حفظ منافع طبقه‌ی حاکم و سرمایه‌دار صورتبندی و جهت‌دهی شده‌اند و هرچه سیستم اقتصادی سرمایه‌داری رشد کرده و ثروتهای اجتماعی به انحصار افراد معدودی از جامعه درآمد و همچنین پایگاه اجتماعی طبقه‌ی متوسط و طبقات پایینتر جامعه رو به زوال نهاده و پدیده‌های اجتماعیای همچون فاشیسم و نژدگرایی به صورت سیستماتیک رو به فزونی نهادند. طبقه‌ی حاکم جهت حفظ خود و همراه کردن توده‌های مردم با خود فاشیسم را بسط و گسترش داد و در کشورهایی همچون آلمان، ایتالیا، اسپانیا فاشیستها به پیروزیهای موقتی بزرگی دست یافتند. جنگ و اقتصاد جنگی زائده‌ی ایدئولوژی فاشیستی نیستند، بلکه جنگ و اقتصاد جنگی و همچنین فاشیسم ریشه در مکانیسمهای مشخص و معینی دارند. این مکانیسمها زائده‌ی تناقضات اقتصادی، تضادهای امپریالیستی و گرایشات توسعه طلبانه بوده به‌گونه‌ای که در زمان هیتلر و موسولینی با منافع سرمایه‌داری انحصاری مسلط برجامعه‌ی بورژوایی آن زمان همخوانی داشته است. ازاینرو میتوان فاشیسم و قوانین مربوط به آن را بازتابی از روابط اقتصادی سرمایه‌داری انحصاری تلقی کرد. فاشیسم، حاصل مناسبات اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک سیستم طبقاتی جامعه‌ی سرمایه‌داری می‌باشد و در درون آن مناسبات اجتماعی و اقتصادی حفظ شده است و حتی رشد می‌یایند. این پروسه برپایه‌ی خواست این یا آن قهرمان و رهبر صورت نمی‌گیرد، بلکه در رابطه با شرایط و اوضاع اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جامعه است.

با فروپاشی امپراتوری عثمانی و اتمام جنگ جهانی دوم، خاورمیانه دچار تغییرات بزرگی شد و مرزهای جدیدی براساس منافع قدرت‌های سرمایه‌داری و امپریالیست‌ها ترسیم شدند، به‌گونه‌ای که هریک از کشورهای به‌وجودآمده تحت استعمار یکی از دو کشور انگلیس و فرانسه قرار داشتند و امپراطوری عثمانی به ترکیه‌ی امروزی تقلیل پیدا کرد و توسط مصطفی کمال آتاترک و پیروانش بنیانگذاری و پی‌ریزی شد. ترکیه‌ی تازه تاسیس به شدت تحت تاثیر شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی سیستم سرمایه‌داری جهانی قرار گرفته بود و به شکل یک دولت‌‌ملت که نهاد سیاسی سیستم اقتصادی جهانی می‌باشد صورت‌بندی و تاسیس شد و قانون اساسی آن که در سال۱۹۲۴ تنظیم شده و براساس یک دولت، یک زبان، یک مذهب و… طراحی و پی‌ریزی گردید. در یکی از بندهای قانون اساسی ترکیه آمده که تمام شهروندان ترکیه ترک می‌باشند و بدین ترتیب هویت غیرترکها به طورکامل انکار شد. جمهوری ترکیه‌ی تازە تأسیس درقالب دولت-ملت، سکولاریزم و بروکراسی بورژوایی طراحی شده و روابط اجتماعی نیز براساس این موارد شکل دهی شده‌اند. می‌توان گفت شکل نوینی از روابط اجتماعی در خاورمیانه که توأمان از سنت‌گرایی تاریخی، مذهب، فرهنگ غربی که متشکل از صنعتگرایی، فردگرایی، انحصارگرایی و… می‌باشد پا به عرصه‌ی ظهور نهاد. تحت تأثیر این موارد از زمان تاسیس جمهوری ترکیه، فاشیسم به طور سیستماتیک تا به امروز نهادینه شده است و یکی از بزرگترین قربانیان این نظام کُردها بوده‌اند و ازهمان آغاز هویت کُردها انکار شده و تحت بزرگترین جینوسایدهای فرهنگی و فیزیکی قرار گرفته‌اند. مسئله‌ی کُرد-ترک خیلی بزرگتر و عمیقتر از مسئله‌ی اسرائیل-فلسطین بوده، چون مسئله‌ی کُرد-تُرک بعد از جنگ جهانی دوم شروع شده و تا به امروز کماکان ادامه دارد.

دولت ترکیه از آغاز تأسیس تا به امروز از وردست‌های محلی امپریالیست‌ها بوده و وسیله و راه‌رویی برای آنها تا به کل شرق و خاورمیانه دست‌یازی داشته باشند. حتی در دوران جنگ سرد بمب‌های اتمی امریکا در پایگاه‌های ترکیه به سمت شوروی کمونیستی مستقر شده ‌بودند و همیشه راهرویی برای تجارت و استثمار اروپا در خاورمیانه بوده است. بنابراین دولت ترکیه برای جوامع سرمایه‌داری موقعیتی استراتژیک دارد و در جریان جنگ سوریه و ظهور داعش (که توسط امپریالیستها جهت پیش‌برد منافع خود سازمان دهی شده بود) ترکیه مسیری امن و مطمئن برای تکفیری‌های داعش بوده است.

و اما فاشیسم نژادی-مذهبی که امروز در ترکیه جریان دارد و توسط شخص اردوغان رهبری و سازماندهی می‌شود نیز تحت تأثیر همین عوامل می‌باشد. ترکیه دارای یک جامعه‌ی بورژوا-مازوخیست می‌باشد، به‌طوریکه اغلب مردم می‌بینند که اردوغان کل جامعه را از هر لحاظی اعم از آزادی، روابط اجتماعی و فرهنگی محدود می‌کند و همچنین بنیادگرایی مذهبی را گسترش می‌دهد، ولی بازهم به او رأی می‌دهند. این امر از آنجا سرچشمه می‌گیرد که اردوغان دارای یک رویکرد فاشیستی می‌باشد و این نیز باب میل اغب مردم می‌باشد. دستگاه تبلیغاتی حکومت ترکیه در طول این سالها چنان عملکردی داشته که کل جامعه را دچار سردرگمی کرده که تشخیص واقعیت، امرمشکلی می‌باشد و در جامعه‌ی ترکیه فرقه گرایی مذهبی و نژادی را به شکل سازماندهی شده‌ای و در امتداد منافع طبقه‌ی حاکم گسترش داده است. همین تحریکات فرقه‌گرایانه مردمان خاورمیانه را در تقابل هم قرار داده است و جنگ‌هایی که انگار پایانی ندارد را منجر شده است.

اردوغان بعد از انتخابات سال ۲۰۱۵ هنگامی که آرائش رو به نزول نهاد، دقیقاً همان کاری را انجام داد که موسولینی در سال ۱۹۲۶ انجام داد. موسولینی در آن سال به بهانه‌ی ساختگی توطئه‌ای که کودک پانزده ساله‌ای علیه جان موسولینی ترتیب داده بود، آنچه از آزادی‌های دموکراتیک باقی مانده بود را زیر چکمه‌ی فاشیستها لگدمال کرد، احزاب سیاسی و روزنامه‌های مخالف تعطیل و نیروهای مترقی و رهبرانشان بازداشت شدند. یکی از بازداشت شدگان آنتونیو گرامشی بود که در انتخابات ۱۹۲۶ به رغم تضییقات و تقلبات گسترده‌ی فاشیستها به نمایندگی پارلمان برگزیده شده بود و طبعاً مصونیت پارلمانی نزد فاشیست‌ها ارزشی نداشت. در داخل ترکیه نیز بعد از انتخابات گروه‌های ضربتی فاشیستی رو به گسترش نهادند و میتینگ‌های حزب دموکراتیک خلق‌ها را آتش میزدند و حتی داعشی‌ها را برای انفجار در گردهمایی‌های حزب دمکراتیک خلق‌ها را مورد استفاد قرار می‌دادند تا اینکه اردوغان کودتای سال ۲۰۱۶ ‌را بهانه کرده و به طرف مخالفان و نیروهای مترقی حمله‌ور شده و رویکردی تماماً فاشیستی را در پیش گرفت و توانست قدرت را غصب کند وآن را به تدریج تمرکز بخشد و با نژادگراهای موسوم به گرگ‌های خاکستری تشکیل ائتلاف دهد و اسباب حکومت خودکامه‌ی فاشیستی خود را فراهم آورد. اردوغان در طول این سال‌ها و درجریان جنگ سوریه به صورت مستقیم با داعشی‌ها همکاری می‌کرد. این همکارها بی‌دلیل نیست، چون افکار و پراتیک داعشی از هرلحاظی با ذهنیت و پراتیک اردوغان و نژادگراها مشابه می‌باشد.

هردو خواهان نابودی و ازبین بردن دیگری می‌باشند هر دو پیرو بنیادگرایی مذهبی هستند با این تفاوت که اردوغانی‌ها فاشیسم نژادی را هم در پیش گرفته‌اند. اردوغان برای کسب مشروعیت خود و در دست گرفتن اقتدار کامل باتمام توان مخالفان را از سر راه خود برداشت، به شهرهای کردستان حمله‌ور شد، رهبران حزب دمکراتیک خلق‌ها را زندانی کرد و… کاری که اردوغان انجام می‌دهد فاشیسم نژادی-مذهبی عریان می‌باشد و این مسئله در رابطه با هجوم ارتش ترکیه به عفرین به اثبات می‌رسد. دولت ترکیه حتی در خارج از کشور خود به کردها حمله می‌کند و در دستگاه تبلیغاتیش تحت عنوان حمله به کفار آن را مشروعیت می‌بخشد. در مقابل چشم جهانیان مردم عفرین را بمب‌باران می‌کند و دست به پاکسازی نژادی این منطقه می‌زند و آن را ویران می‌کند؛ دقیقا ًهمان کاری که داعشی‌ها انجام می‌دادند. امروزه تضادهای آشتی‌ناپذیر سیستم قدرت-ثروت جهانی در اشکالی چون داعش و اردوغان نمود پیدا می‌کنند و دست به‌تخریب و ویرانی می‌زنند تا روابط اقتصادی و تولیدی، سیستم کاپیتالیستی را تولید و بازتولید نمایند و این سیستم را از بحران و رکود نجات دهند. داعش و اردوغان تجلی‌گاه تضادهای آشتی ناپذیر تمدن کاپیتالیستی می‌باشند.

مقاومت عفرین

و اما مقاومت عفرین در برابر ارتش غاصب ترکیه که شباهت زیادی با مقاومت کوبانی در برابر داعش دارد. داعش و اردوغان هر کدام از این حمله هدف مشترکی را دنبال می‌کنند. هر دو می‌خواهند سیستمی که در شمال سوریه طراحی شده را نابود کنند. چون این سیستم برای اردوغان و کل دولت-ملت های داعشمحور خاورمیانه به‌مثابه ‌سم مهلکی است که پایان آنها را رقم می‌زند. سیستمی که از تمام تضاد‌های موجود در خاورمیانه گذار نموده است و جامعه‌ای عاری از هرگونه تضاد (تضاد جنستی، تضاد طبقاتی، تضاد نژادی و تضاد مذهبی) را آفریده است. این همان چیزی است که منافع طبقه‌‌ی حاکم را در خاورمیانه به خطر انداخته و دولت-ملت های داعشمحور را دچار ترس شدیدی کرده است. مقاومتی که امروز در عفرین جریان دارد بازتاب مستقیمی از روابط دمکراتیک می‌باشد و به شدت تحت تأثیر آن می‌باشد. روابطی که در آن انسان آزاد گردیده، عدالت اجتماعی برقرار شده و زندگی معناداری شکل گرفته است و این همان چیزی است که انسان‌‌ها هزاران سال است که به دنبال آن می‌باشند و در نبود آن رنج می‌برند و این رمز پیروزی مبارزین کوبانی و عفرین بوده است. به همین جهت است که تا آخرین لحظه‌ی زندگی مبارزه خواهند کرد، چون تنها از راه مبارزه است که انسان می‌تواند به چنین آرمان و هدف بزرگی دست یابد و ما این را می‌دانیم که “در جنگ بین اراده‌ی انسان و قدرت، اراده پیروز خواهد شد.”

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.