روزنامه نگاری: خوانندگان

249

خوانندگان را باید از دو دیدگاه عمده مورد بررسی قرار داد: ١. به عنوان عناصر ایدئولوژیک، از لحاظ فلسفی تغییر پذیر، شکلپذیر، قابل انعطاف و قادر به دگرگونی؛ ۲. به عنوان عناصر «اقتصادی» که می‌توانند روزنامه بخرند و دیگران را به خرید روزنامه سوق دهند. این دو عنصر در واقع همیشه جدایی پذیر نیستند، زیرا عنصر ایدئولوژیک محرکی است برای کنش اقتصادی خریدن و توزیع کردن.

با این همه، برای برنامه ریزی یک طرح مطبوعاتی باید این دو جنبه از همه جدا شوند تا محاسبات واقعگرایانه باشد و نه متکی به امید و آرزو. به هر حال، در عرصهی اقتصادی، امکانات مردم با اراده و انگیزه‌های ایدئولوژیک منطبق نیست و بنابراین، تدارکاتی برای امکان خرید «غیر مستقیم» لازم است، یعنی خریدی که از طریق خدمات پرداخت میشود(توزیع).

یک شرکت انتشاراتی انواع متفاوت نشریه‌های بررسی و کتاب منتشر می‌کند که بنا به سطوح متفاوت فرهنگی درجه بندی شده است. به دشواری میتوان تعیین کرد که چگونه در هر سطح « مشتریان» احتمالى وجود دارند. میباید از پایینترین سطوح آغاز کرد که در آن بتوان طرح تجاری «حداقل»، یعنی واقعگرایانهترین برآورد را شکل داد و با این همه بهخاطر داشت که این فعالیت میتواند (و باید) آغازگاه را تغییر دهد.

گسترهی خریداران نه تنها میتواند (باید) گسترش یابد، بلکه سلسله مراتب نیازهایی که باید برآورده شوند و فعالیتهایی که باید تحقق یابند میتواند (باید) تعیین شود. میتوان آشکارا خاطرنشان کرد که بنگاه‌های انتشاراتی موجود تا زمان کنونی بروکراتیزه شده‌اند و نتوانسته‌اند محرک نیازها باشند و طرقی را برای برآورده کردن آنها سازمان دهند. این اغلب به معنای آن بوده است که ابتکار عمل فردی آشفته نتایج بهتری از ابتکارات سازمان یافته به همراه دارد.

حقیقت در این مورد آخر این است که نه «ابتکار» و نه «سازماندهی»، بلکه صرفاً بروکراسی و گرایش عمومی قدرگرایانه وجود دارد. به اصطلاح سازمان بهجای انرژی بخشیدن به تلاش جمعی، اغلب رخوتزا، عامل پریشانی و حتی باعث انسداد و خراب کاری است. علاوه بر این، هنگامی که عنصر سازمان خریداران غایب باشد، نمیتوان از فعالیتهای انتشاراتی جدی روزنامهنگاری سخن گفت. با توجه به این که انواع ویژهای مشتری (دست کم در میان توده‌ها) وجود دارد، به سازمان خاصی نیاز است که به خط ایدئولوژیک «کالای» فروخته شده مشخصاً مرتبط است. بنا به دیدگاه متعارف، روزنامه‌های متعارف بهواقع توسط مدیرمسئول و نه سردبیر اداره میشوند.

آنتونیو گرامشی، برگزیدهی نوشته‌های فرهنگی(صفحه ی ۵۶۵-۵۶۴)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.