روز جهانی زبان مادری

425

بگذارید با طرح این سوال آغاز کنیم:

چرا دولتهای مستبد حق آموزش بە زبان مادری را از جوامع زیرسلطە محروم می کنند؟

زبان مادری نخستین زبان یا زبانهایی هستند که کودک سخن گفتن به آن را یاد میگیرد و باآن میتواند بیندیشد و با خویشاوندان خود یا همزبانان خود رابطه برقرار کند.

زبان مادری یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهندهٔ هویت افراد و جامعه بوده، لذا باید درکی صحیح از هویت فردی و اجتماعی داشتە تا بتوانیم دریافت درستی از نقش زبان مادری و آموزش با آن را در روند رشد و تکامل فرد و تکوین جامعه داشته باشیم.

هویت اجتماعی در بر گیرندە معیارها و ارزشهای اجتماعی است کە افراد یک جامعە بە درازای تاریخ با بهرهجویی از تولیدات فکری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنرا پایهریزی و در میان خود تبادل کردهاند، زبان نقش کلیدی در انجام این تبادلات ایفا نموده است.

دولتملتها و استبدادهای مدرن در جوامع زیر سلطهٔ خود، بویژه در سرزمینهایی کە کثیرالمله بوده، کوشش به همگون سازی زبانی و ملی نموده و با کاربرد اصطلاح یک ملت، یک زبان، یک پرچم، یک دین وتفاوتمندیهای جامعە را از بین بردە و جامعەای یک دست و غیرمتنازع را بنیاد، و با بازتعریف ارزشهای اجتماعی کە مطابق با خواستەها و منافع آنان است حقانیت جامعە و بافتهای آن را گسستە و معیارهای اجتماعی تولیدی، بازاری و مصرفی خود را بدان تزریق نمودەاند.

زبان بمانند بزرگترین وسیلە ارتباطیِ زیربناییِ جامعه در ایجاد حس همبستگی میان جوامع همزبان و ایجاد هویت ملی جامعهای بزرگتر باز هم نقش کلیدی داشته و به عنوان عامل اصلی برای شکل گرفتن هویت ملی، بروز مییافته که  میتوان اذعان نمود کە یکی از برساختهای مهم مناسبات اجتماعی، و پایەای بنیادین برای شکلگیری همهٔ ارزشهای اجتماعی است کە جوامع بر مبنای آنها تعریف یافته و بە مانند روحی کە بە کالبدی دمیده میشود، شناسەی جامعە را معرفی میکند.

تردیدی نیست که زبان مادری و هویت ملی بجای کثرتگرایی و پلورالیسم دموکراتیک بمثابه ابزار اقتدارگرایان برای گسترش حوزه قدرت خود مورد بهرهجویی قرار گرفته، و هویتی مشخص تقدیس و دیگر هویتها اهریمن نمایی شدهو از این طریق جوامع انسانی به طرز خونینی در مقابل همدیگر آراییدهاند.

اما با این وصف، در مقابل اقتدارگرایان جوامعی که به زیر ستم رانده شدهاند، به مقاومت برخاسته و برای دفاع از هویت و حقوق خود پیکار نموده و مطالبات خود را به سطوح بالاتری  ارتقا دادهاند. در مقابل اقتدارگرایان با توسل به شگردهای تقلیل گرایانه، حقوق و مطالبات هویتی را بە ناچیزترین سطح  تقلیل و با استدلال ناسالمی کە دولتملتها و ساختار نوین جهانی بدان بخشیدەاند بزرگترین جنایات را آفریده، که جامعە بشری امروزه با آن روبرو است.

تعیین یک روز بە عنوان روز جهانی زبان مادری، روز جهانی کودک، روز جهانی مادر وتعاریفی کاملا غلط و نادرست است کە مدرنیتە بە جامعە تزریق کردە و در زیر لوای آن زبان را کە بە عنوان ستون اساسی شناسەی یک ملت است در تعریف زیبانمای خود مورد بهرهبرداری قرار دادە و بە وسیلە آن تمامی ارزشهای اجتماعی جوامع را تسخیر و جهت دهی مینماید. آنها با استعمار ذهنی جوامعی کە از حق تدریس و آموزش بە زبان مادری برخوردار نیستند، جامعه را میدان جولانگاه سیاستهای همگونسازی و همراه سازی خود مبدل ساختە و بدین شیوە تداوم حیات خود را اندی بیش تضمین مینماید.

پاسداری و جنگ برای حق آموزش به زبان مادری بخش زیربنایی دموکراتیزاسیون جامعه بوده و باید بعنوان یکی از ابتدایی ترین مطالبات اجتماعی در رأس تلاشهای انقلابی جامعە جلوە نماید. زیرا خلقهایی کە نمیتوانند با زبان مادری خود بیاموزند و بزیند، همچنین نخواهند توانست ارزشهای اجتماعی خود را بسهولت تعریف نمودە و در چهارچوبی محدود باقی خواهند ماند و از حق آزادی اندیشە محروم گشتە و پیشرفت فکری و فرهنگیِ اجتماعی دچار رکود خواهد شد. تمکین جوامع و محدود ماندن در چهارچوب یک روز برای تحدید ریاکارانهٔ زبان مادری، خطرناکتر از سیاستهای مدرنیتە استبدادی خواهد بود کە هدف آن فاصلەاندازی مابین جوامع بودە و سیاست همگون سازی جامعە است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.