موفقیت خودمدیریتی روژآوا و زوال احزاب کلاسیک ناسیونالیست کورد

474

احزاب سیاسی موجود در تمامی بخشهای کوردستان در طول تاریخ مبارزات مردم ستمدیده کرد، راهکارها و نقشهعملهای متفاوتی را برای پایان دادن به ستم ملی ارائه دادهاند. تمامی احزاب موجود از راست تا چپ، خود را مدافع مردم کوردستان دانسته و مدعی مبارزه برای رفع ستم ملی هستند. یکی رهایی مردم از ستم ملی را خودمختاری، دیگری فدرالیسم و بعضی نیز حق تعیین سرنوشت و تشکیل دولت مستقل کورد میدانند. احزاب درگیر و دخالتگر در جنبش کوردستان بارها توسط دولتهای مرتجع و جنایتکار که بطور سیستماتیک ستم ملی را بر مردم کوردستان اعمال کردهاند، به اشکال مختلف به بازی گرفته شدهاند. حتی در مقاطعی از تاریخ که دولتهای مرکزی تضعیف شدهاند و یا به دلایلی شرایط برای تشکیل و اعلام دولت مستقل کوردستان مهیا بوده است. احزاب سیاسی کورد تنها برای شریک شدن در قدرت و در قبال داشتن سهمی بسیار ناچیز به منافع مردم ستمدیده کوردستان پشت کردهاند و به تمامی خواستها، اموال و آرزوهای این مردم چوب حراج زدهاند. بارها منافع حزبی را بر منافع عمومی جنبش مردم برای رهایی از ستم ملی ترجیح دادهاند.

کوردستان عراق یا آن بخش که به باشور (جنوب کوردستان) معروف است اگر چه نزدیک به سه دهه است که از سایه شوم سربازان بعث بر سر مردم خبری نیست و احزاب سیاسی نیمچه دولتی را تشکیل دادهاند و در پارلمان نیز تمرین دمکراسی کردهاند. اما از آنجا که دولت مرکزی پستهایی را در پارلمان و دولت در اختیار آنان قرار داد، بسیار به آسانی توانست از تجزیه عراق جلوگیری کند. این احزاب بعد از سرنگونی دولت صدام به راحتی میتوانستند اعلام استقلال کنند و دولت کورد تشکیل دهند. اما آنان عملا به منافع مردم زجر دیده کوردستان عراق پشت کردند و خود بر اریکه قدرت نشستند. مردمی که توسط یکی از فاشیست ترین دولتهای خاورمیانه روزانه هتک حرمت میشدند، فرزندانشان در مخوف ترین زندانها شکنجه و اعدام میشدند. مردمی که انفال شده بودند و مورد بمباران شیمیائی قرار گرفته بودند، به یمن وجود این احزاب فرصت رهایی از ستم ملی و شهروند درجه دوم بودن را از دست دادند.

جنگ خلیج شیرازه دولت فاشیست بعث را به هم ریخت و فرصت تاریخی برای استقلال کوردستان عراق فراهم کرد. اما آنان ماندن در چهار چوب عراق و سهیم شدن در قدرت را ترجیح دادند. سران و کادرهای رده بالای احزاب کوردستان باشور با سهمی که از فروش بهای نفت ( ١٧٪ نفت کرکوک ) از دولت مرکزی دریافت میکردند. با فروش نفت زاخو و مخمور به ترکیه و درآمدهای گمرکی، میلیاردها دلار را اختلاس کردند و هر کدام در بانکهای کشورهای اروپایی صاحب پولهای کلانی میباشند. آنان کوچکترین بهایی به زیربنای اقتصادی کوردستان ندادند و جامعه را به یک جامعه مصرفی تبدیل کردند. در سایه حاکمیت ننگین احزاب بورژوازی کوردستان عراق مذهب، این پدیده شوم بشدت رشد کرده است. مردم کوردستان عراق در باتلاق فقر و گرسنگی فرو رفتهاند. فوج فوج جوانان کوردستان باشور هر ساله برای رهایی از شرایط دهشت بار این جامعه و برخورداری از یک زندگی بهتر و انسانی تر، راه پر خطر قاچاق را بر رسیدن به کشورهای اروپایی انتخاب میکنند. دیگر بر کسی پوشیده نیست که علنا مردم آرزوی بازگشت به دوران رژیم بعث میکنند.

کارنامه سیاه احزاب باشور تنها به اینها خلاصه نمیشود، آنان جامعه کوردستان را به جولانگاه دولتهای هار جمهوری اسلامی و ترکیه نیز تبدیل کردند. صدها تن از مبارزان کوردستان ایران را ترور کردند و همدوش با دولت فاشیست ترکیه علیه حزب کارگران کوردستان پ.ک.ک وارد جنگ شدند. مماشات و زد و بندهای احزاب باشور با دولتهای جنایتکار منطقه بر کسی پوشیده نیست و جریان کرکوک عمق نوکرمنشی آنان را برملا کرد. مسائلی که به آن اشاره شد موجی از نفرت و انزجار مردم کوردستان را نسبت به این احزاب موجب شده است. مردم دیگر کوچکترین توهمی به آنان ندارد و حنایشان رنگ باخته است. دامنه اعتراضات و نارضایتیهای عمومی مردم و ادامه این روند میرود تا هر چه بیشتر عرصه را بر حاکمان نوکر منش باشور تنگ تر کند و تمام شواهد دال بر این دارد که جامعه کوردستان پذیرای ایدهها و نقشهعملهای نوین را دارد.

روژآوا و سیستم خودمدیریتی آن

بدنبال اعتراضات مردم سوریه علیه دولت بشار اسد، مردم مناطق کوردنشین نیز به پا خواستند و حزب اتحاد دمکراتیک پ.ی.د یک نوع سیستم خودمدیریتی دمکراتیک را پیشنهاد کرد. این پیشنهاد با استقبال ساکنان مناطق کوردنشین روبرو گردید. مردم این مناطق اعم از کورد، عرب، ترکمن و اقلیتهای دیگر فارغ از هر نوع مذهبی که داشتند با تشکیل شوراهای شهر و روستا عملا دخالت در امور زندگی خویش را برعهده گرفتند. زنان برای اولین بار از حق و حقوق انسانی برخوردار شدند.

جریان مرتجع اسلامی جبهه النصره که شاخهای از القاعده بود که تلاش کرد تا شکل گیری این سیستم را در نطفه خفه کند، ولی حزب اتحاد دمکراتیک با تشکیل واحدهای مدافع خلق از همه ساکنان مناطق خودمدیریتی خواست که برای دفاع از دستاوردهایشان و برای مقابله با ارتجاع اسلامی به این نیرو بپیوندند. هر روزه بر تعداد رزمندگان واحدهای مدافع خلق و واحدهای مدافع زن افزوده میشد و جریان جبه النصره متحمل شکستهای سنگین میگردید. شکل گیری جریان وحوش داعش و اعلام جنگ این جریان خوفناک و غیرانسانی با مردم کوردستان سوریه، روژآوا را بر سر دو راهی سرنوشت سازی قرار داد. یا میبایست در مقابل این نیروی ارتجاعی تا دندان مسلح سر تسلیم فرو میآورد و یا مقاومت را برمیگزید. مردم روژآوا راه دوم را انتخاب و حماسهٔ کوبانی را آفریدن که به برگ درخشانی در تاریخ این مردم تبدیل شد.

شکست داعش در کوبانی، روژآوا را به دنیا معرفی و سرانجام با فتح شهر رقه از لوث اسلامیون فاشیست، افتخار پیروزی انسانیت بر بربریسم را کسب کرد. در بطن این مقاومت کم نظیر در مقابل جریان اسلامی داعش و توطئههای دولت فاشیست ترکیه، کانتونهای روژآوا یکی بعد از دیگری بروز یافتند. مانیفست کانتون جزیر که برای اولین بار در کشوری اسلامزده همچون سوریه قانون چندهمسری را لغو، و از برابری حقوق زن و مرد سخن به میان آورد و احترام به حقوق انسانها فارغ از هر گونه ملیت، جنسیت و مذهب را به قانون تبدیل کرد. از سویی مایه خوشحالی تمامی انسانهای آزادیخواه دنیا گردید و از سوی دیگر نیز موجب خشم و نگرانی دولتهای مرتجع منطقه از جمله دولت اسلامی اردوغان گردید.

بطور خلاصه میتوان گفت که سیستم خودمدیریتی روژآوا بر پایه همزیستی برابر و انسانی مردم این منطقه بنا نهاده شده است. هر ملیتی حق دارد به زبان خویش سخن بگوید، بنویسد و تدریس و به این اعتبار هیچ زبانی رسمی نیست. زنان در تمامی امورات جامعه دخیل و در رهبری شوراها، نمایندگان تمامی اقلیتها حضور دارند. تا این لحظه سیستم خودمدیریتی روژآوا بسیار موفق عمل کرده و مردم خود را در سرنوشت خویش سهیم و دخیل میدانند.

بی دلیل نیست که هم اینک مردم کانتون عفرین با هر آنچه در توان دارند در مقابل یورش دولت فاشیست ترکیه و مرتجعین اسلامی همدوش با رزمندگان ی.پ.گ و ی.پ.ژ دست به مقاومتی شورانگیز زدهاند. این تجربه موفقیت آمیز مایه دلگرمی تودههای مردم در بخشهای دیگر کوردستان شده است. اگر تودههای مردم کوردستان عراق، ایران و ترکیه عملکرد احزاب ناسیونالیست کوردستان عراق و نوکرمنشی آنان برای دولتهای منطقه را نفرین و محکوم میکنند، اما برای مقاومت پر شور مردم عفرین درود میفرستند و به اشکال مختلف این مقاومت را مورد حمایت قرار میدهند.

تردیدی ندارم که تجربه موفق آمیز سیستم خودمدیریتی روژآوا به بخشهای دیگر کوردستان سرایت و جایگزین تمامی بدیلهای تاکنونی برای حل ستم ملی میشود. دوران احزاب سنتی ناسیونالیسم کورد بسر آمده، و مردم بخشهای دیگر کوردستان حاکمیت مردمی روژآوا و درسهای مقاومت تحسین برانگیز آن را، به چراغی روشن برای رهایی از ستم ملی تبدیل خواهند کرد.

به عنوان یک کمونیست لازم میدانم که بگویم که حل مسئله ملی و رهایی مردم کوردستان از ستم ملی به معنی پایان ستم طبقاتی نیست. سیستم خود مدیریتی روژآوا نیز اگرچه مردم ستمدیده کوردستان را از شر ستم ملی نجات داده، اما کار مزدی و بنیاد سرمایه را را از میان نبرده و ستم طبقاتی همواره پا برجا خواهد ماند. این سیستم در مقایسه با تمامی آلترناتیوهای دیگر معتبرتر و انسانی تر است. بدیهی است که طبقه کارگر کوردستان و جنبش این طبقه در درون سیستم خودمدیریتی و حاکمیت مردمی آسانتر میتواند امر مبارزه طبقاتی تا پایان دادن به استثمار انسان از انسان را پیش ببرد، تا در یک سیستم فدرال یا زیر سلطه یک دولت بورژوایی کورد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.