بمناسبت ۸ مارس روز جهانی زن

دربارهٔ مبارزات زنان ایران و دختران خیابان انقلاب

266

٨ مارس روز جهانی زن در شرایطی پیش رو است که در حدود چهار دهه است که ارتجاع حاکم بر ایران، با به اوج رساندن زن ستیزی، ستم مضاعف جنسیتی و طبقاتی بر زنان، سعی نموده، با نیمه انسان تلقی نمودن زن و نفی هویتاش بعنوان فرد، موقعیت فرودست او را در خانواده و جامعه نهادینه نماید. موجودیت زنان در کل به عنوان یک انسان در حکومت ارتجاعی و مذهبی جمهوری اسلامی نادیده گرفته شده و با وجود اینکه نصفی از جمعیت جامعه را تشکیل میدهند اما از هر نوع حقوق اجتماعیاقتصادی و سیاسی محرومند. زنان کارگر به علت جایگاه طبقاتیشان جزء اولین قربانیان بحرانهای سرمایهداری ناشی از اجرای سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی اند. آنها به علت عدم امنیت شغلی در بسیاری از موارد مجبورند که به خواستههای غیرانسانی کارفرما مثل دستمزد پائین تر، قراردادهای موقت کار یا قراردادهای سفید، مجرد بودن و نداشتن فرزند وتن دهند.

وضعیت فاجعهبار اقتصادی ای که در ایران موجود است، فقر و گرانی افسارگسیخته، زندگی و هستی میلیونها نفر ازکارگران و زحمتکشان را در معرض نابودی و خطر جدی قرار داده است. اما در این میان وضعیت زنان کارگر که اغلب نیز سرپرست خانواده هستند در شرایط بحرانی موجود، به علت مشکلات اقتصادی که پیش رو دارند بمراتب از همطبقهایهای مرد کارگرشان نیز بیشتر و اسفبارتر است. زنان کارگر نسبت به کارگران مرد، کمتر حقوق میگیرند، در انتخاب شغل محدودیت دارند، نرخ بیکاری در میان آنان بیشتر است و از امنیت شغلی کمتری هم برخوردارند .آنها تحت ستم بیشتری نسبت به کارگران مرد هستند در بازار کار همواره ارزانترین نیروی کار را تشکیل میدهند، در بحرانها در صف مقدم بیکارسازیها قرار میگیرند و بهمین دلیل بخش اعظم ارتش ذخیره کار را تشکیل میدهند، بیشتر کارهای خدماتی، پست، پاره وقت و قراردادهای موقت نصیب آنان میشود. و در اتحادیهها و سندیکاهای مرد محور که همواره مطالبات آنان را نادیده گرفته و یا کم بها دادهاند کمتر شرکت دارند. هر ساله به اجبار شمار زیادی از زنان کارگر شاغل در کارخانههای بزرگ به کارگاههای کوچک خارج از شمول قانون کار رانده شده و یا جذب بازارهای غیر رسمی کار و کارهای کاذب میشوند و ناگریزاند به ساعات طولانی کار و دستمزدی بسیار پائین تر از دستمزد اعلام شده، بدون بیمه و بازنشستگی و سایر مزایای رسمی تن دهند.
نرخ بیکاری زنان دو الی سه برابر مردان است و زنان در بسیاری از مراکز کاری همچون کارگاههای تولیدی قالیبافی و  کورهپزخانهها گاهی دوسوم یا نصف حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار را دریافت میکنند اما به دلیل عدم امنیت شغلی و بیکار شدن از شکایت صرفنظر میکنند.

و اما مبارزه امروز زنان که بطور وسیعی در خیزش مردمی خود را نشان داده است، محصول تحرکات وسیعی از زنان در طول چهار دهه یعنی از مقطع انقلاب ۵٧ تا کنون میباشد، که زنان را درتجمعات وسیع به خیابانها به مبارزه دسته جمعی کشانده است. زنان در این مبارزه خستگی ناپذیر در طول این سالها رژیم استبداد اسلامی برای احقاق حقوق خود را به چالش کشیدهاند. در جریان این مبارزه نسل جدیدی پا به میدان گذاشتهاند که انقلاب را ندیده و تجربه نکرده است، اما به یمن سواد و فرهنگ سیاسی و بالا رفتن سطح آگاهی، و از همه مهمتر ظلم و ستم بی حد و حصری که به دلیل جنس زن بودن بر آنها روا شده است، از تکاپوی مدام و مبارزه برای برابری حقوق فردی و جایگاه اجتماعی خود و کسب آزادی لحظهای از پای ننشسته است.

با نگاهی به جنبش تودهای ٨٨ دیدیم زنان در سطح بسیار گستردهای به خیابانها ریختند و فعالانه در این عرصه شرکت نمودند. در ابتدای شروع جنبش عمومی تحرکات زنان متاثر از سیاستهای اصلاح طلبان و جنبش سبز بود اما بمراتبی که جنبش به جلو صحنه میآمد و رو به جلو حرکت میکرد از حیطه هژمونی قانونگرایان مدنی خارج شده و خود سیستم نظام جمهوری اسلامی را به چالش گرفتند. آنچه اتفاق افتاد این بود که بخش بزرگی از زنان و بویژه بسیاری از نیروهای سابقا فعال در جنبش مدنی زنان به شکلی گسترده و تعیین کننده در جنبش تودهای شرکت کردند و بخشی از آنها در طول این مبارزه کوتاه مدت به این نتیجه رسیدند که برای دستیابی به خواستهای برابری طلبی و مدنی شان دست کم نیاز به تغییر ساختارهای سیاسی را دارند. آنها با تواناییهای معینی در جنبش اعتراضی تودهای شرکت کردند، با نقش فعال و انکار ناپذیزشان در رادیکالیزه نمودن آن نشان دادند که برای دست یافتن به برابری جنسیتی و حقوق برابر با نظم و ساختار سیاسی حاکم مواجهاند و این مانع را باید از سر راه بردارند. آن تحلیل و نظری که حرکتهای اجتماعی برای کسب حقوق مدنی را از مبارزه برای تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی جدا میساخت و سعی میکرد راهکارهای خود را ارائه دهد با اوج گیری و رادیکالیزه شدن جنبش تودهای به چالش گرفته شد. خط مشی لیبرالی که سیاست خود را بر مبنای اصلاحات آرام و تدریجی و با اتکاء به تغییرات قانون گرایانه بنیان نهاده بود و انتظار میرفت که در جنبش تودهای با همین ملودی حرکت زنان را تحت هژمونی خودش به حرکت وادارد، همواره با عروج یک جنبش تودهای روبرو گشت که مصمم به گذار از نظام حاکم بود. جنبش زنان با یک واقعیت انکارناپذیر روبرو شد، آنهم شرکت جمعهای گستردهای از زنان بود که در ضمن اینکه خود جزیی از این حرکت رادیکال بودند اما در سمت و سو دادن آن هم نقش فعال داشتند. جایگاه تازهای که زنان در جنبش تودهای مردم ایران علیه دیکتاتوری نظام حاکم یافتتد تحولی کیفی در سیر پیشروی جنبش زنان ایجاد کرد و همین موجب شد دوران مسلط شدن خط مشی لیبرالی در جنبش زنان در ایران رنگ ببازد.

در مبارزاتی که امروز در خیابانها جاری است، و زنان بخش وسیعی از صفوف این مبارزه را با واکنشهای مختلفی از  مطرح کردن شعارهای رادیکال تا برداشتن حجاب که بنام مبارزه زنان و دختران خیابان انقلاب نام گرفته است، از خود نشان دادهاند، جامعه را وادار کردهاند که نیرویشان را به شکل تعیین کنندهای به حساب آورد و حقوق زنان را در زمره حقوق دموکراتیکی که خواست کل جامعه است برشمرد.
مبارزه زنان مبارز که طیف وسیعی از زنان اقشار و طبقات مختلف را تشکیل میدهد و بطور مشخص زنان کارگر هم بخشی از این جنبش را تشکیل میدهند تا جایی پیش رفتهاند که شور و اراده خود را برای تغییر نظام سیاسی حاکم نشان داده، و به حاکمان سرمایه نشان دادهاند که توهمی به هیچیک از جناحهای حاکم را ندارند، قطعا اگر این این روند مبارزه ادامه یابد ضرورت دست بردن به بنیانهای اقتصادی سرمایهداری را اجتناب ناپذیر خواهد نمود. آنچه که مشخص است تا این مرحله از مبارزه زنان از دستگیری، زندان و شکنجه شدن بهای سنگینی پرداختهاند، اما روند مبارزه با تمام افت و خیزهایش این را نشان میدهد که اینبار اعتراض زنان به شرایط و موقعیت نابرابر خود چه به شکل جنبشی، و چه به شکل پراکنده بطور روزمره به طور جدی ادامه دارد، و از پتانسیل قوی مبارزاتی برخوردار است، در صورت متشکل شدن به نیروی بالقوهای دست خواهد یافت، که قادر خواهد بود میلیونها زن را بر علیه مناسبات حاکم بسیج نماید.

نقش تعیین کنندهای که زنان مبارز میتوانند در گسترش و رادیکالیزه نمودن جنبش ضد استبداد بر علیه نظام بربریت جمهوری اسلامی از برگرفتن حجاب گرفته، تا دستیابی به برابری کامل و رفع هر ستم جنسیتی و طبقاتی ایفاء کنند، نیازمند هر چه متشکل شدن جنبش زنان و متحد شدن آن با دیگر جنبشهای اجتماعی بویژه جنبش کارگری است. پیشروی جنبش زنان مستلزم حضورفعال جنبش کارگری به عنوان یک طبقه در این خیزش مردمی است.

روز جهانی زن تاریخا و از منظر خواستهایش حلقهای از زنجیر نیرومند جنبش کارگری است، تبدیل زنان کارگر به ستون فقرات جنبش زنان، نیروی این جنبش را در کنار جنبش کارگری قرار خواهد داد، هر اندازه صفوف مبارزین آگاه زنان متشکل شوند، به همان اندازه امکان پیروزی بیشتر خواهد بود. در آستانه هشت مارس امسال به امید پیشروی  هر چه سریعتر زنان درایران در امر تشکلیابیشان، این روز را همگام و همصدا با تمام آزادیخواهانی که قلبشان برای یک جامعه آزاد، برابر و مرفه میتپد، گرامی بداریم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.