نوروز؛ کوردستان و اتحاد ورای احزاب

170

 دلیل وحشت رژیم  از جشن و پایکوبی مردم در نوروز  چیست؟

یکی از سنت‌های دیرینەی مردم کوردستان همانند دیگر جوامع ایران برگزاری جشن چهارشنبه سوری و نوروز باستان است که آخرین چهارشنبه‌ی سال را با برپاکردن آتش و رقص و سرود حماسی کوردی جشن می‌گیرند. در این ایام مردم خوشحال، اما رژیم مضطرب است!

البته که این امر بی جهت نیست؛ با چهل سال استبداد، خفقان، ارعاب، و در خون خفه کردن ساده ترین خواسته ها و مطالبات مردم، می‌داند کە روزی شعله‌ی خشم مردم، برافروخته و به کلیت نظام استبدادیش پایان خواهد داد. در طول این چهار دهه شاهد اعدام و زندان و تبعید مردم کورد از طرف نظام اقتدارگرا و استیلاگر ایران بوده‌ایم که اقدامِ به  تفرقه‌افکنی و خصومت پراکنی از طریق بسیجی‌سازی از مردم جهت جاسوسی و گرفتن اطلاعات دربارهٔ فعالان مدنی-سیاسی و مردم آزادیخواە کرده است. 

در واقع از این طریق می‌خواهد با ناامن ساختن فضای کوردستان، آن را بە منطقه‌ی متأثر از رعب و وحشت بدل سازد کە متاسفانە تا حدی هم موفق شده است. گویی ضعف کوردها را یافته است. این نظام همچنین از ماهیت اتحادگریز جریانات، نیروها و احزاب کوردستان، و دشمنی و اختلافشان با همدیگر تا این اواخر در جهت ایجاد انشقاق در میان صفوف مردم کورد بطور زیرکانه‌ای بهره برده بود. اما آنگونه که پیداست نوروز امسال بیانگر واقعیت دیگری بود. بطور خلاصه و در سه واژه: اتحاد ورای احزاب!

 

در نگاهی گذرا

در ۲۸ مرداد سال ۱۳۵۸ خمینی طی یک فتوای جنایتکارانە، فرمان جهاد علیه کوردستان را صادر  و از سویی دیگر صادق خلخالی، حاکم شرع وقت را جهت مرعوب ساختن و سرکوب  مردم مبارز و مقاوم به کوردستان گسیل داشت. در آن روزها برای توجیه انگیزە شان، به ملت کورد انگ وابستگی به غرب را می‌زدند و در حالیکه تنها جرمشان هویتخواهی حقوقی، مخالفت با جمهوری اسلامی و تحریم رفراندم ضددموکراتیکش بود. مزدوران دولت نوپای خمینی موج قتل عام در سقز، بانە، مهاباد، پاوە و سنندج را آغاز، و بە زنان و دختران روستاها هم رحم نکرده و آنان را مورد هتک حرمت و سپس کشتار قرار دادند.

جنایتها علیه مردم کورد بسیارند و نگارنده‌ی این متن به شخصه بمباران شیمیایی را بیاد دارد که هفتم تیرماە ۱۳۶۷ از سوی رژیم دیکتاتور عراق، صدام حسین شهر سردشت را هدف بمباران شیمیایی قرار داد. البته بعدها مشخص شد کە رژیم ایران هم در گسترش ابعاد این جنایت وحشیانە دست داشتە است. آن واقعه هولناک حدود پنج هزار نفر کشته داشته و آنانی کە از آن “جان سالم” به در بردند، پس از گذشت ۳۰ سال هنوز دچار ناراحتی و تنگی نفس بوده که برای گریختن از مرگ حتمی وابسته به دستگاه اکسیژن هستند.

 در کوردستانِ ما، نظام اقتدارگرای کنونی به‌جای اشتغالزاییِ مناسب و استاندارد، با پخش علنی و آشکار مواد مخدر، به معتادسازیِ جوانان دامن زده و در زمینه‌های دیگر، سیاست توسعهٔ بیکاری و بدهکارسازی را پیروی می‌کند. در این شرایط ناهنجار به عمد، وام ازدواج سی میلیون تومانی واگذار نموده کە اینکار، نه تنها عملا هیچ کمکی به جوانان نکرده، بلکه باعث افزایش آمار طلاق نیز گشته است.

همانطور کە می‌دانیم بخش وسیعی از مردم کوردستان در این شرایط بە کولبری روی آوردە، البتە نە از روی یک انتخاب، بلکه همچون تنها راه کسب معیشت که هدف نظام ایجاد فشار برای تن دادن به خواستەهای آنها کە همان مزدوری و تجسس بر همزبانان خودشان است. کولبران آن مردمان شرافتمندی هستند که آماده‌اند به قیمت جانشان امرار معاش نموده، ولی از طریق مزدوری، مساعدتی به بقای این نظام جنایت‌پیشه نورزند. 

این رژیم با پرداخت مستمری به مزدوران خود برای مقاصد شوم خود کرامت انسانی‌ آنها را خریداری و ضمانت بیشتری برای بقای خود به چنگ می‌آورد، و کسانی که به این سیاست تن نمی‌دهند، مورد غضب واقع گشته و وادار به کولبری شده تا از طریق پیمودن راههای صعب العبور و خطرناک، با بدوش کشیدن بارهای سنگین امرار معاش کنند. بسیاری از آنها در این راە به دلیل وزن سنگین بار بر دوششان، دچار آسیبهای جدی جسمی از ناحیه‌ی کمر گشته یا حتی با ایست قلبی مواجه شدەاند. گاهاً و در زمستان و بر اثر سقوط بهمن، روزها زیر برف مانده و بجای نان، جسد بیجانشان به خانواده‌شان تحویل داده می‌شود.

 

فاجعه زلزله

مردم زلزله‌زده‌ی کرمانشاە با وجود گذر چندین ماه از این حادثه‌ هنوز بی‌خانمان بوده و در اثر نبود و یا کمبود کانکس در چادر به سر می‌برند. در این اواخر شاهد جانباختن کودکانی بودیم کە معصومانه و در اثر سرما و نبود مکان گرم جانشان را از دست دادند. در میان زلزله‌زدگان کورد، همچنین دختر هفده ساله‌ای در اثر عفونت شدید و تشنج جان باخت. چه مردان و زنانی که در اثر شرایط رقت بارشان دچار ناراحتی روحی نگشته و دست به خودکشی نزدند. چه کودکانی کە بی‌سرپرست و بی‌پناە نشدند. اما استبداد نە تنها مسئولیت کمکرسانی را برعهده نگرفت، بلکە کسانی را کە در جهت حمایت از این مردم پیشگام شده بودند را نیز دستگیر یا تهدید نموده و از طریق کنترل راهها و جاده‌ها مانع کمکرسانی به قربانیان این فاجعه گشته و میشود.

 ستم ملی در کوردستان

مردم کوردستان به جهت این حجمِ از ظلم و ستم چهل ساله به ستوە آمدە و هرگونه اعتراضشان با سرکوب شدید رژیم و میلیتاریزه کردن شهرها مواجە گشته است. این استبداد به هر بهانە که می‌تواند نوروز و دیگر جشن‌های ملی کوردستان را به خشونت کشیده و با دستگیری جوانان تلاش بر مرعوب کردن مردم و ایجاد تشنج در جامعه کوردستان بمنظور خاموش‌ نمودن اشتیاق مردم کورد به برگزاری مراسم های خلقی‌ و تضعیف هویت ملی‌شان میکند. بدون تردید ملت کورد از مناسبات ملی‌شان برای همبستگی با هم‌مهینانشان در بخشهای دیگر کوردستان استفاده کرده که موجب ناخرسندی رژیم گشته و مدام درصدد برخورد خوشنت بار با آن و خاموش نمودن این همبستگی و احساس تعلق مشترک برآمده است. نوروز و مناسبات ملی برای مردم کوردستان تنها یک مناسبت ملی نبوده، بلکه مناسبتی است برای ابراز تعلق ملی در سراسر کوردستان و ابراز خشم و اعتراض به سیاست اشغالگرانه و عملکرد هویت‌زدایانه‌ی اشغالگران.

در نوروز امسال (۱۳۹۷ برابر با نوروز کوردی ۲۷۱۸) مردم کوردستان (روژهلات) پشتیبانی خود را از کوردهای آزاد و مبارز در روژآوا (غرب کوردستان) اعلام کردند کە بیشتر از دو ماە است کە مورد حمله‌ی تجاوزگرانەی ترکیه قرارگرفتەاند. در چهارشنبه سوری و آغاز سال جدید با سردادن شعارهای “مرگ بر اردوغان” و “عفرین تنها نیست” رژیم را دچار وحشت کرده که موجب دستگیریهای گسترده شد که پشتیبانی آشکار و علنی رژیم ایران از دولت فاشیست ترکیه را نشان می‌دهد.

نوروز امسال، اتحاد و استقامت و همدلی مردم کورد را در هر چهار بخش از کوردستان را به خوبی نمایش داد؛ بدین معنا کە هر قسمت از کوردستان کە دچار بی‌عدالتی و تعرض از طرف رژیمی فاشیست گردد، قلب کوردها در هر نقطه از جهان برای آن می‌تپد و همین امر باعث خشم دولتهای اشغالگر شده است.

در هر دوره از تاریخ که ملت کورد، دچار حملات و جنگ و خونریزی از طرف دولت ها و نیروهای استعمارگر شده، اعتراض کردیم، به صحنه مبارزه آمدیم، دستگیرمان کردند. در این راستا فریادمان را به هر طریقی به سازمانهای حقوق بشر رساندیم، ولی هیچ کس جوابگو نبود و نخواهد بود! چون ما ملتی هستیم فاقد حق حاکمیت مستقل و امروز این وظیفه‌ی خود ماست کە دست در دست هم، ورای هرگونە گرایش حزبی تلاشمان بر کسب حق حاکمیت ملی باشد. 

بە عنوان انسانهای آزادیخواە در این شرایط حساس و رقت‌باری کە کوردها در آن به سر می‌برند، نمی‌توان به‌بهای سکوت و نابودی ملت خود، بر جهانگرایی‌ای کودکانه اسرار ورزید تا در غفلت ما موجبات ژِنوساید یک ملت فراهم شود. در حاشیهٔ مقاومت عفرین، جهان به ما کوردها اثبات نمود که در این دنیا کاملا بی کس مانده‌ایم، پس نباید فراموش شود که وظیفه خطیر ما در شرایط کنونی، “جهانی اندیشیدن، اما لوکال (محلی) عمل کردن” است که امر خودِ ماست. با صراحت باید گفت که به‌ ستم ملی پیش از هر چیز دیگر باید پایان داده شود.

وقت تنگ است جهان دلسوز ملت کورد نیست؛ باید به خود اندیشید. گر نجنبیم، نسل کشی کوردها در شنگال نیز بار دیگر، اینبار مستقیما بدست خود دولت فاشیست ترکیه در حال تکرار است، فاجعه‌ای همگونهٔ پایتخت مقاومت جهان، عفرین، عروس زیتون و فداکاریی.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.