معرفی کتاب؛ همجنس گرایی در سایه/ شهرام کیانی

مروری بر هویت یابی همجنسگرایانه بر بستر تاریخ جنسیت ایران

348
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید

“همجنس گرایی در سایه” عنوان اثری است که با هدف مروری بر هویت یابی همجنسگرایانه بر بستر تاریخ جنسیت ایران که توسط شهرام کیانی نگاشته شده است. این کتاب متشکل از دو بخش و چهار فصل می باشد.

فصل اول کتاب پیرامون معنایابی تاریخ و نسبت آن با متدولوژی و تئوری تهیه شده است. در این فصل تمرکز بیشتر نگارنده بر پروژه تبارشناسی سکسوالیته میشل فوکو فیلسوف شهیر فرانسوی است.

در بخشی از کتاب میخوانید: “تبارشناسی در مقابل روش سنتی تاریخ که بر فرض اساسی اش بر روند پیشرفت و روایت جاری و غایت انگاری تاریخ به سوی تکامل و آزادی استوار است، قرار دارد و آن را واژگون می سازد. هدف تبارشناس ضبط و ثبت خصلت یکتا و بی نظیر وقایع،خارج از هرگونه غایت یکدست و یکنواخت است. در این روش هیچ گونه ماهیت ثابت و قوانین نهفته، بنیادی و ماوراء تاریخی وجود ندارد… فوکو اشاره دارد که هر سامان دانایی(اپیستمه) عصر خود را باید بر حسب معیارهای منطقی خاص همان عصر تبیین کرد. و بعدتر سوال می کند که آیا می توان نظام دلالتی و گفتمانی دورانی را در مورد عصری دیگر به کار برد؟ پاسخ وی منفی است و در ادامه اظهار می دارد که تاویل هر دورۀ تاریخی باید همساز با داده های علمی، فرهنگی و اجتماعی و دلالت های حاکم بر همان دوره باشد، که با دوره های دیگر تفاوتی اساسی دارد.”( کیانی ۲۰۱۷، ۲۵).

فصل دوم به نقد و بررسی مورخ برجسته ایرانی افسانه نجم آبادی اختصاص دارد. نگارنده ضمن بررسی انتقادی دو اثر برجسته نجم آبادی در زمینه تاریخ نگاری سکسوالیته ایران معاصر، یعنی زنان سبیلو، مردان بی ریش و خودهای نمودگر به نوعی تاریخ اندیشه نیز دست یازیده است. نجم آبادی با وارد کردن مولفه سکسوالیته و جنسیت در پروژه تاریخ نگاری خود روایتی بدیع و متفاوت از تاریخ سکسوالیته معاصر ایران و بویژه همجنسخواهان و ترانس های ایرانی ارائه کرده است. کیانی تلاش نجم آبادی برای گذار از تحمیل رویکرد فوکویی به سوی نوعی تاریخ نگاری مبتنی بر کانتکست ایرانی را بعنوان یکی از نقاط برجسته کار وی مورد تاکید و بررسی قرار داده است.

کیانی به نقل از نجم آبادی نگاشته است: “در پی فعالیت های سیاسی همجنس گرایان ایرانی مقیم خارج، در به تصویر کشیدن گی تهران در دهه هفتاد، یک مسئله ی مهم در سیاست های فرهنگی ایرانی در انکار این روایت شکل می گیرد. این انکار، بر جنبۀ بیگانه بودن این تمایلات و رسوم غیر هنجارِ مربوط به جنسیت/تمایل جنسی، تکیه می نمود. در این جا منظور من استفهام موجودیت جامعه شناختی چنین امیال و رسوم غیر هنجار نمی باشد، اما بر این امر اشاره دارم، که این روایت دهۀ هفتاد تحت عنوان گی تهران، تا حدودی مانع از تفاسیر و روایت های همطراز دیگر در ارائه چشم اندازهایی متفاوت از آن را سبب شد.” (کیانی ۲۰۱۷).

دو فصل پایانی کتاب به ترجمه فصولی از کتاب خودهای نمودگر افسانه نجم آبادی اختصاص دارد. در این بخش فصل های “عشق های مرگ بار، مجانین منحرف” و “حوالی ۱۹۷۰ گی تهران؟” به زبان فارسی ترجمه شده است. داده های نوین تاریخی نجم آبادی در این دو فصل روایتی متفاوت و همراه با اسطوره زدایی از ابهامات تاریخی ارائه می کند. اگرچه تاریخ نگاری نجم آبادی از منظر تئوریک قابل نقد است، ولی روایت وی از همواروتیسیسم و ترانسکشوالی ایرانی حائز اهمیت، بدیع و قابل تقدیر است. خوانش این کتاب به علاقمندان متن های چالش برانگیز و واژگون ساز تاریخی توصیه می شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.