عربده‌کشی رهبران بورژوازی جهانی و بی‌تفاوتی جامعه بشریت

Xiaban-خیابان-عربده‌کشی-رهبران-بورژوازی-جهانی-
101

خیابان؛ سرانجام عربدە کشیدنها و خط و نشان کشیدنهای چند روز اخیر سران جنایتکار آمریکا و روسیه به عنوان رقبای اصلی در بحران سوریه، به پرتاب چند موشک و بمباران چند نکته از مواضع نیروهای دولت بشار اسد از سوی آمریکا، فرانسە و انگلیس منجر شد. تا این لحظە جامعهٔ جهانی بیتفاوتی و سکوت مطلق را در قبال قلدرمنشیهای سران جنایتکار دولتهای قدرتمند سرمایه اختیار کرده است. با انتشار خبر استفاده دولت هار بشار اسد از مواد شیمیایی علیه مردم بیدفاع شهر دوما، تنش و رقابتهای دو قطب بورژوازی جهانی و دولتهای وابسته به آنها در جنگ سوریه به اوج خود رسید. بیش از هفت سال است که کشور سوریه به میدان رقابت و کشمکش میان دولتهای بورژوازی جهانی و حامیان آنان در منطقه بدل شدە است. تا این لحظه بیش از نیم میلیون انسان جان خویش را از دست داده اند، ده میلیون آواره شدهاند و چندین شهر بزرگ و دهها شهرک با خاک یکسان گشتهاند، زیربنای اقتصادی سوریه و شیرازهٔ مدنیت این کشور از هم پاشیده شده است.

اینکه جنگ لفظی میان سران جنایتکار قطبهای جهانی و پرتاب چند موشک توسط آمریکا و متحدین غربیش به یک جنگ ویرانگر تبدیل خواهد شد و دامنه رقابتهای آنان از مرزهای سوریه فراتر خواهد رفت یا نه، موضوع این یادداشت نیست. آنچه روشن است این است که قرار نیست هیچکدام از قطبهای درگیر در بحران سوریه پیروز میدان نبرد باشد. قرار نیست رقابتهای آنان به شکست طرفی بیانجامد. جنگ آنان جنگ اقتدار و تحکیم هژمونیک در منطقه خاورمیانه است. هر کدام از این قطبها برای چنگاندازی به منابع طبیعی و انرژی نفت در منطقه و کسب اضافهارزش افزونتر، در راه انداختن خونینترین و کثیفترین جنگها ابایی ندارند. اما به هیچ وجه قرار نیست جنگ به سرزمین هیچکدام از قطبها کشیده شود، بلکه قرار بر این است که خونبهای این کشمکشها و رقابتهای دولتهای هار بورژوازی را فعلأ فقط زنان و کودکان سیه روز سوریه بپردازند.

اگر بعد از جنگ جهانی دوم دولت آمریکا به بهانه جلوگیری از اشاعه کمونیسم، اقدام به تأسیس پایگاههای نظامی متعددی در منطقه خاورمیانه کرد، بعد از فروپاشی دیوار برلین و اعلام پایان جنگ سرد، دولتمردان آمریکا مجبور بودند راههای دیگری را برای توجیه حضور خویش در منطقه بیابند. برای نمونه بایستی ایران اسلامی به عنوان یک تهدید جدی برای دولتهای عربی و اسرائیل معرفی گردد. بایستی جنگ خانمانسوز ایران و عراق، جنگ خلیج طراحی و راه اندازی شود، میبایستی طالبان را در افغانستان به قدرت برسانند تا بعداً زمینه حمله به این کشور را فراهم کنند. در امتداد این نقشههای شوم وحوش داعش را بوجود آوردند تا ماندن و حضور ننگینشان در منطقه را توجیه کنند.

آنچه در این مطلب لازم دیدم به آن اشاره کنم بیتفاوتی بشریت آزادیخواه و صلح دوست، فعالان جنبش کارگری و دیگر جنبشهای رادیکال اجتماعی در قبال قلدرمنشی و میدانداری بورژوازی هار جهانی است. با وصف اینکه جامعه جهانی دو جنگ خونین و ضدبشری را تجربه کرده است و هنوز آثار مخرب و دردآور این دو جنگ بر ذهنیت بشریت سنگینی میکند، اما کوچکترین تلاشی در هیچ جایی برای جلوگیری از تکرار این سناریوهای ضدانسانی مشاهده نمیشود.

انگار بشریت تسلیم مناسبات نظام انسانستیز سرمایه شده و سران این نظام به دلخواه خویش و بدون کوچکترین مزاحمتی میتوانند سرنوشت انسانها را هرجا که دلشان خواست و منافع سرمایه اقتضا کرد به میل خویش تعیین کنند. تمام شواهد دال بر این دارد که ایدئولوگهای نظام سرمایهداری با توسل به میدیای غولآسا، توانستهاند ذهنیت انسان قرن ما را مسخ کنند و فرهنگ، روابط و مناسبات ننگین سرمایه را جایگزین خصلتهای انسانی سازند. باید پرسید و فریاد کشید که این چه دنیایی است که خون کودک فرانسوی، انگلیسی و آلمانی رنگینتر از خون کودک عراقی، سوریهای و یمنی است؟ چرا اگر یک جانیِ مزدور اسلامی عدهای انسان بیدفاع را در یک شهر اروپایی سلاخی میکند، در محکومیت این عمل ضد انسانی صدها هزار نفر به درست در همه جای دنیا به خیابانها میریزند، اما فوج فوج کودکان معصوم موصل، صنعا، عفرین و غوطه شرقی در مقابل دیدگان جهانیان در خون خویش میغلطند و کسی ککش نمیگزد؟ تمامی این مصیبتها که امروزه بورژوازی هار جهانی، دولتهای وابسته به آنان و گروهها و دستجات مزدور بر سر انسانهای سیهروز منطقه خاورمیانه اعمال میکنند ناشی از زمین گیر شدن فاجعه بار جنبش کارگری بینالمللی است. منطقه خاورمیانه که میدان رقابتها و تاخت و تازهای بورژوازی جهانی است، قطعأ آبستن تحولات نوینی است که سرنوشت ملیونها انسان این دیار را رقم خواهد زد. سبعیت، بربرمنشی و جنایتآفرینی بورژوازی نقطه پایانی نیست و صف آرایی قطبهای درگیر در بحران سوریه بجز ناامنی، ویرانگری و خانمانسوزی چیز دیگری برای مردم منطقه به ارمغان نمیآورد و جای تردیدی برای کسی باقی نگذاشته که سخن از دمکراسی و حقوق بشر دروغ و نیرنگی بیش نیست.

تنها راه پایان دادن به تمامی جنگ افروزیها، مصیبتها و معضلات ناشی از حاکمیت نظام انسانستیز سرمایه، بیرون آمدن جنبش کارگری بینالمللی از شرایط بغایت دهشتبار و نامطلوب کنونی است. عروج دوباره جنبشهای ضد جنگ تنها با میدانداری مؤثر جنبش ضدسرمایهداری و با افق لغو کار مزدی طبقه کارگر جهانی میسر خواهد شد. این تنها تودههای آگاه طبقه کارگر منطقه و جهانند که میتوانند متشکل شوند، متحد گردند و قدرت خود را به صورت شورایی و سرمایه ستیز سازمان دهند. اینها شعار نیست، تاریخ مبارزه طبقاتی حقانیت این ادعا را به اثبات رسانده است. تا زمانی که نیروی مبارزاتی تودههای طبقه کارگر زیر سلطه اتحادیههای کارگری سرمایهسالار زمینگیر شده باشد، دست و بال بورژوازی برای جنایتآفرینی باز خواهد بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.