درگرامی داشت اول ماه مه، روز جهانی کارگر

132

خیابان؛ درشرایطی به استقبال روز رزمایش طبقاتی کارگران می رویم که سال پرتنشی را پشت سرگذاشته ایم. سال ۹۶ علاوه برکارگران و ستم دیدگان، بخشها و لایه های میانی جامعه نیز عملاً سیاستهای تبعیض آمیز و تفرقه افکنانه و فریبکارانه کل حاکمیت را به چالش کشیدند. پرده ریا وتزویر جناحهای رژیم سرکوبگر و استثمارگر را دریده و در یک اعتراض سراسری با شعارنان و آزادی، ناقوس مرگ رژیم  جمهوری اسلامی را به صدا درآوردند. هر چند این جنبش عظیم  توده ای زود فروکش کرد، اما عملاً دیوارآهنین استبداد مذهبی نفوذ ناپذیررا پودر کرد.

شکی نیست، این حرکت پیامد اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشتگان، دانشجویان، زنان و تمام ستم دیدگانی است که چهل سال زیرسایه ی شوم جمهوری انسان ستیز دینی سرمایه داری طعم زندگی را نچشیده و درآرزوی زندگی به دور از استرس و نگرانی لحظه شماری کرده اند. حاکمیت سراپا غرق فساد، دزدی و غارتگری جمهوری اسلامی، اقتدارش درهم شکست. ابتدا سعی کردند با منتسب کردن خیزش توده ای به جریانی از درون حاکمیت آنرا ازمحتوای نظام ستیزی خالی کنند.

اما ابعاد خواسته ها و مطالبات آنقدر رادیکال بود که نمی شد به سادگی از کنار آن گذشت. خیزش محرومان جز نابودی سیستم استبدادی جمهوری اسلامی گزینه ای دیگر درمقابل خود قرارنداده بود. رژیم جمهوری اسلامی اینبار در مقابل عمل انجام شده قرارگرفت، و پذیرفت که فقر و نابرابری به اوج خود رسیده است. اما نه حکومتیان میل به بهبود وضعیت معیشتی مردم دارند و نه مردم فریب دروغهای آنان را خواهند خورد. شکاف طبقاتی آنچنان عمیق شده است که حتی در فردای بعد از این حکومت، بالانس نمودن دوباره ی آن کارآسانی نخواهد بود.

اعتراضات کارگری و مزدی تا کشاورزان، مال باخته گان، آلودگی هوا و… درسال ۹۶ شرایط و زمینه تغییر حاکمیت را محتمل تر کرد. هیچ چشم انداز مثبتی برای بیرون رفتن از شرایط موجود دیده نمی شود. در عدم شرایط مناسب برای سرمایه گذاری، تمرکز سرمایه ملی در دست نهادهای فاسد غارتگر و دزد، حمایت از تروریسم و رقابت تسلیحاتی، تلاش برای بحران و تنش منطقه ای، تحریک و حمایت همه جانبه از گروهای تندرو ایدئولوژیک، عملاً ایران را به کشوری ماجراجو و خطرناک تبدیل کرده است.

باوجود وعده های دروغین مسئولین در تلاش برای بهبود وضعیت معیشتی کارگران و محرومان، مطالبات انباشته تر شده و معترضان به درصدی ازخواسته هایشان نرسیده اند. فقر، بیکاری، گرانی، اعتیاد، فساد، ناامیدی از زندگی نکبت بارموجود، آتشی در درون تهیدستان و ستمدیدگان ایران برافروخته که شعله های آن جز با نابودی استبداد دینی سرمایه داری اسلامی، خاموش نخواهد شد. توهم به این یا آن جناح حکومتی ازبین رفته، دورنمای خیزش اجتماعی علی رغم تمام تلاشهای جناحهای بیرون و درون حاکمیت ساختار شکنانه و سرنگون طلبیست.

درچنین شرایطی زمینه اتحاد و همگرایی صنفها و بخشهای متفاوت مزدی برای وحدت طبقاتی و تحمیل مطالبات به حاکمیت واقعی و ملموس تر است. درهمین راستا و با شناخت و درک این ضرورت، حد اقل پنج میلیون تومان دست مزد، به حرکت و اتحاد طبقاتی به شعارسال ۹۷ کارگران و مزد بگیران ایران منجرشد.

ادامه رکود، غارت اندک پس انداز بخشهای میانی جامعه ازطریق صندوقهای وابسته به نهادهای حکومتی، تبعیض و نابرابری، شکاف طبقاتی را تشدید کرده است. بخش وسیعی از لایه های میانی جامعه که قبلاً برای تثبیت موقعیت خویش به حاکمیت آویزان بودند، اینک سرشکسته و ناامید نه تنها چیزی بدست نیاورده، بلکه هر آنچه را نیز داشت درکشمکش ها و رقابت بدون تعادل و بیرحم سرمایه داری جمهوری اسلامی از دست داده اند .

بهار نیکوی ۹۷ نیز با رسیدن دلار به شش هزارتومان و تحمیل تورم سنگین تر به قشرهای آسیب پذیر و زنگ خطر دیگری برای  مراکز کار و تولید ورشکسته و نیمه تعطیل ، سالی  به مراتب سخت تر پیش روی مردم کارگر و زحمت کش رقم خواهد زد. اقتصاد رانتی، اختلاس و غارت سرمایه ملی، قدرت طلبی و جنگ افروزی منطقه ای، عدم شرایط مناسب و فضای باز سیاسی برای انتخابات آزاد، تحمیل استبداد خشن دینی ولایت فقیه اندک روزنه امیدی برای هیچ گونه  تغییر و تحول مسالمت آمیز حتی برای بخشهایی ازسرمایه داری بیرون گردونه حاکمیت باقی نگذاشته است.

پروسه اصلاحات شکست خورد. بانیان آن به عنوان بخش جدایی ناپذیر قدرت و حاکمیت در مقابل جنبش کارگری و دیگر جنبشهای پیشرو، همچنین خیزش دیماه ۹۶ قرارگرفتند. صدای انقلاب اجتماعی صف انقلاب و ضد انقلاب را بیشتر تفکیک کرد. جریانات قدرت طلب سرمایه داری برای به چالش کشیدن شعار “اصلاح طلب، اصول گرا دیگه تمومه ماجرا” و همچنین “نان، آزادی” متحد شدند و با شعار برگذاری رفراندم، درمسیر تغییرات بنیادی از طریق انقلاب اجتماعی مانع تراشی می کنند.

هرچند واقعه دیماه  با شرایط انقلابی فاصله زیادی داشت، اما محوریت حرکت عدالت  خواهی و استبداد ستیزش، لرزه براندام تمام حامیان ستم و بهره کشی انداخت. از خامنه ای دیکتاتور تا مجلس و دولت هرجناح و دار و دسته انسان ستیز حاکمیت استبداد دینی سرمایه داری درون و بیرون حاکمیت جمهوری اسلامی در مقابل قدرت عظیم حرکت اجتماعی کیش و مات شدند. نقطه قوت این حرکت، سراسری شدنش و گذار از کل جناحهای حاکمیت با شعارطبقاتی بود و اما نقطه ضعفش که علت عدم تداوم این حرکت بود، عدم وجود تشکلات مستقل کارگری برای به هم پیویستن و رهبری مطالبات عدالت خواهی و طبقاتی اجتماعی بود.

جنبشهای اجتماعی بدون نظارت، دخالت و رهبری بخش پیشرو و فعال طبقه کارگر آگاه  و متشکل توانمندی شکست و نابودی سیستم سرکوبگر انسان ستیز بردگی مزدی را ندارند. اینک همه میدانند خشم فروخفته مردم ستم دیده کارگر و زحمت کش آتش فشان خاموشی است که هرگاه احتمال فعال شدن دوباره آن میرود. تنها طبقه کارگر آگاه و متشکل می تواند در تغییر و تحول آتی جامعه ایران بالانس قدرت را به نفع ستمدیده گان و محرومان تغییر دهد، آزادی و عدالت را نهادینه کند و تبعیض و نابرابری را از بین ببرد.

طی چهل سال حاکمیت سرکوبگر جمهوری اسلامی، طیف ها  و جناحهای ریز و درشت سرمایه داری داخل و بیرون گردون حکومت، با سیاست بازیهای کثیفشان  از طریق امکانات و رسانه ها پیش رفته و همواره برای ماندگاری این رژیم جنایت کار کوشش و تلاش کردند. با دروغ  پراکنی، وعده  و عیدها و ترفندهای مختلف به آن مشروعیت بخشیدند. برای شنیده شدن صدای حق طلبی و استبداد ستیزی پیشروان و فعالان اجتماعی مانع تراشی کردند. رشد و شکوفایی حرکتهای اعتراضی کارگران، معلمان، بازنشتگان، زنان، دانشجویان، مال باخته گان و… نادیده گرفته و در چارچوب منافع سرمایه داری جهانی تفسیر کردند.

با پیش کشیدن تغییر و تحول کشورهای عربی، مردم ایران را از انقلاب اجتماعی ترسانده و برحذر داشتند. اما باید بدانند بافت سیاسی اجتماعی ایران بسیار متفاوت است و در فردای هرگونه تغییر و تحول، مردم مبارز ایران با  حفظ  منافع مشترک پایان هرگونه ستم  را  رقم  خواهند زد. رژیم جمهوری اسلامی  آنقدر جرم و جنایت  و دروغ  انجام داده و مرتکب شده  که قطعاً  گذار از آن به سود جریانات ارتجاعی و انسان ستیز ختم نخواهد شد.

ایران کشورثروت مندی است و در صورت برقراری سیستم عدالت پرور، زمینه بهبود وضعیت معیشتی محرومان و تهیدستان مساعد است. طبقه کارگر ضمن تلاش برای سازمان یابی مستقل طبقاتی خویش، می تواند رهبری اعتراضات عدالت خواهی اجتماعی را در دست گیرد. تنها راه رسیدن به امنیت و آسایش اجتماعی گذار از جمهوری اسلامی، متشکل شدن در تشکلات مستقل توده ای در محل کار و زیست است. مکانیسم شکل گیری و محتوای درونی این تشکلات از درون مطالبات اجتماعی بیرون می آید. پیشروان و فعالان کارگری و اجتماعی می توانند درسمت و سو دادن  طبقاتی هر نوع سازمان یابی توده ای مثبت واقع شوند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.