بزرگمردی بە نام کارگر و کوچە بیکاری

44

بزرگمردی بە نام کارگر و کوچە بیکاری

سکوت فقر کوچەهای ایران را فرا گرفتە، گریە کودک گرسنە در گوش میپیچد، اما صدای وجدان شکم سیران شنیدە نمی شود
چون آنها سیرند و مشکلی بە اسم غم و غصە در زندگی پادشاهی آنان معنایی ندارد .
میدانی در همەی شهرهای ایران هست بە نام میدان بیکاری،
میدانی کە دارای مجسمەی پول است
و هر روزە طرفدارانش بیشتر و بیشتر میشود.
از صدای امید و آرزوهای کودکان کار گرفتە تا اە و نالە پیرمرد کارگر، به گوش میخورد.
و چقد سخت است پسر جوانی کە بجای خوردن چایی گرم با همسر خود، هر روز از روزهای زندگی خود قهوەایی تلخ بە نام بی پولی را میخورد و سیگار داغ حسرت را می کشد.
اینجا ایران است، جایی کە کارکردن را میتوان در دکتری و مهندسی و نمایندە مجلس بودن، معنا کرد…

از او فاصلە میگیرند … منظورم کارگر است، چون بوی عرق زحمت میدهند، چون کثیف یا تمیز کارکردن برایشان مهم نیست …
سیر شدن شکم خانوادەهایشان مهم است
او در هیچکدام از عکس سلفی سیرشکمان قرار ندارد…
و دیدن زحمتهای یک کارگر برایشان گران تمام میشود، چون وقت ارزشمند خود را صرف میکنند.
کارگران نمادی بە نام بردە را بە ارث بردەاند، بَردەایی کە فقر ابدی آن را صاحب شدە است و سند آزادی اش بە دست ثروت است.
کارگران زحمت کش را، صاحبان پول نمیبینند، تعجبی هم ندارد، چون وقتی از ساختمان بلند، پایین را بنگری
حتی انسانهای بزرگ را هم کوچک میبینی

ژینو عفت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.