ما از درون به استثمارگران باختیم!

xiaban-خیابان-تلویزیون-سرمایه داری
127

همیشه کنجکاوی عجیبی در خود میدیدم، حتی از همان اوان کودکی نظرم به مسائلی جلب میشد که باعث میشود اکنون نیز دست به قلم شده و در باب همان موارد بنویسم. در یکی از همان روزهای کودکی از مادرم پرسیدم؛ آیا ما برای تماشای تلویزیون باید قبض پرداخت کنیم؛ مادرم هم گفت: “نه! این چه حرفیه”، تماشای تلویزیون کاملا رایگان است.

به راستی علامت سوال بزرگی در ذهنم ایجاد شد، ما که حتی برای آب هم پول میدهیم، چرا برای چنین برنامه های پرهزینه و این همه تجهیزاتی که صرف تولید و مخابره برنامه ها میشود از ما پولی دریافت نمیکنند؟

به راستی باید دلیلی میداشت، اما هرچه تقلا کردم نه کسی توانست به من جوابی بدهد و نه خودم دلیلی برای آن یافتم و این سوال نیز همانند بسیاری از سوالات دوران کودکی خیلی زود به فراموشی سپرده شد. سال ها سپری شد و روزی من دوباره به یاد همان سوال افتادم، پس شروع به مطالعه و تحقیق در نظریات مارکسیستی به خصوص در کتب رهبر آپو نمودم.

تا پیش از این، تفکرات من دقیقاً همان چیزی بود که نظام سرمایه داری مانند هر انسان دیگری در من نهادینه کرده بود؛ هرچه مطالعه و تفکر میکردم، پرده های ساتر بیشتر کنار میرفتند، تا جایی که ناگهان خود را در اسارت تفکراتی دیدم که به من القا شده بود؛ درحالی که من هیچگاه با اختیار و تعقل آنها را انتخاب نکرده بودم.

رسانه های نظام کاپیتالیستی/امپریالیستی را همچون روانشناسان یا بهتر است گفته شود روان سازانِ چیره دستی دیدم که خیلی زیرکانه و تدریجاً مرا هیپنوتیزم کرده و اختیار مرا در دست گرفته اند. در واقع من در دنیایی آنطور زندگی میکردم که به من القا شده بود.

رسانه ها حتی به کوچکترین رفتار ما به نفع صاحبانشان جهت میدهند و همه اینها در جهت تولید سرمایه و به بردگی کشیدن انسانهاست. در واقع به جای اینکه ابتدا نیاز ایجاد شود سپس تولید کالا؛ آنها کالا را تولید و سپس با استفاده از رسانه ها احساس نیازِ کاذب را در ما ایجاد میکنند.

آنها حتی تکه پلاستیک و فلز چرخانی که هیچ استفاده ای هم ندارد با نام اسپینر های شگفت انگیز به خورد ما میدهند، آنقدر تبلیغ و تلقین میکنند که همه ما چند عدد از آنها را میخریم و پول خود را به جیب آنها میریزیم و در نهایت پس از اتمام تبلیغات، وسایل قبلی را دور انداخته و منتظر میمانیم تا ببینیم ما را وادار به خرید چه چیزهای دیگری میکنند.

این یکی از ساده ترین و قابل لمس ترین مثال ها بود. در واقع یکی از سیاست های اصلی  سرمایه داری، تولید بیش از حد نیاز و خرید بیش از حد نیاز است که بدون رسانه و وادار کردن ما به تبعیت از این سیاست هیچگاه موفق نمیشدند، چیزی که بدرستی میتوان از آن به عنوان مصرف گرایی کاپیتالیستی یاد کرد.

در حیطه باورها و آرمان ها نیز بسیار دقیق عمل کرده و عمق فاجعه را در خاورمیانه کنونی میتوان یافت. جایی که نظام سرمایه داری برای به گردش درآوردن سرمایه، بحران های عمیقی در آن ایجاد کرده و فاشیسم، خشونت مذهبی، اقتدارگرایی و مردسالاری را در آن نهادینه و در نهایت آن را در قالب پلاتفرم دولت-ملت به ما تلقین کرده است.

هر فردی خواه ناخواه، دانسته و ندانسته، استثمارگر و برده؛ و همه و همه این پلاتفرم را همانند بزرگترین آرمان میدانند و جالب اینجاست که خلق های زیردستی که خود از این سیستم رنج میبرند میخواهند با استفاده از همین سیستم خطاآمیز، خود را از زیر یوغ ستم برهانند.

در واقع آنها با جنگ رسانه ای افکار ما را مسموم و به جای سرکوب خلق های ستم دیده راه آسانتر یعنی منحرف کردن یا فی الواقع منکوب کردن آنان را در پیش گرفتند. به همین دلیل جنبش ها ناکام، شورش ها شکست خورده و انقلاب ها بی نتیجه ماندند و اراده ی ما توسط خودمان در هم کوبیده شد.

این مهم نیز جز با رسانه های غول پیکر به وقوع نمی پیوست. رهانیدن افکار خود و بیرون کشیدن آن از قالب دولت-ملت، کاری بسیار دشوار و بینشی عمیق میطلبد. در واقع باید به جنگ عقایدی بروید که سالهاست در شما نهادینه کرده اند. قرون وسطی و برده داری کلاسیک با غل و زنجیر و زور شمشیر به پایان رسیده است. اکنون ما در غل و زنجیر باورهای غلطمان هستیم که استثمارگران از طریق رسانه و تلقین عقاید در ما ایجاد کرده و نهایت بهره را از آن میبرند. آنها به جای وادار کردن ما به برده بودن، میل به برده بودن را در ما ایجاد کرده اند و بدین گونه ما از درون به استثمارگران باختیم…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.