خشونت سیستماتیک، رفتار تئوریزە شدە در جوامع مردسالار

126

خشونت، واژەای زبر و زاویە دار کە ادای آن یادآور تجربە هایی است کە هر فردی در زندگی خویش بە نوعی تجربە میکند. تفاوتی ندارد، خشونت در هر شکلش چە کلامی یا  جسمی،  چە جنسی  یا مجازی، ردپای تاریکی بر روان فرد میگذارد. افراد کە خشونت را در برهە های متفاوتی از زندگی تجربە می کنند در سالیان آتی زندگی خویش بە شیوە های مختلف اثری منفی آن را در رفتارشان نشان می دهند.

برای مثال واکنش کودکی کە خشونت را از والدینش آموختە در بزرگسالی بە شکل رفتار های خصمانە بر کارکترهایی کە در سلسە مراتب اجتماعی و تعریف نظام طبقاتی  از او ضعیفتر پنداشتە شدە اند  نمایان می کند. حیوان آزاری، کودک آزاری و ضدیت با طبیعت را می توان از جملە این واکنش ها دانست.

صحبت اما در اینجا بر روی خشونت سیستماتیکی است کە بە شیوە های گوناگون در طی دورە های مختلف زندگی زنان بر آنها اعمال شدە. از عدم حق انتخاب زن در کوچکترین حقوق اولیە هر فرد اجتماعی در زندگی گرفتە تا آزارهای جسمی و کلامی کە بر روح و تن، زن را در طول زندگی هدف قرار میدهد.

هر چند باید ذکر شود خشونت اصولاً ترمی مردانە نیست و تقسیم صفتها و رفتارها بە دو دستە زنانە و مردانە کلیشە گراییست. منتها در جوامع مرد سالار و طبقاتی کە سلسلە مراتب اجتماعی و قدرت از بالا بە پایین است، زن بە عنوان جنس کهتر تعریف شدە بنابراین رفتارهای خصمانە علاوە بر سیستم، هم از طرف مرد و هم از طرف زنان بالادست تر، بر زنان پایین دست اعمال می شود.

حقیقت اینجاست، خشونت در زندگی زنان در فرم های متنوع وجود دارد. این یک ادعا از سر خود قربانی انگاشتن نیست، بلکە ندای اعترضیست کە سالها بە بهانە مصلحت، بە بهانە موفقیت های بزرگتر خفە شدە است. در ایدئولوژی های تغذیە گر جامعە مرد محور، خواە سرمایەداری، خواە ناسیونالیستی و یا دینی، زن ملکی است کە سمبل های ایدولوژیهای مذکور بر تن زنان بە نمایش گذاشتە میشود.

از حجاب اجباری کە حافظ دین است تا تک تک اجزای بدن زنانە در دنیای سرمایە داری کە برای غول های صنعت مد سود آور است و یا ناسیونالیسمی کە جسم زن ملک سرزمین است و ناموس مرد.

زیرا کە زن ابژە است و نە یک هویت مستقل. این روزها کە بحث انتخابات در عراق گرم است هر روز ویدیویی در ارتباط با رابطە جنسی کاندیداهای زن در شبکە ها دست بە دست می شود و آنها  را مجبور بە عقب نشینی از موضع خود می کند. پروفسور  “انتظار احمد جاسم” از فهرست انتخاباتی حیدر عبادی زنی کە ناچاراً از موضع خود کنارە گیری کرد.

هرچند کاندیداهای زن دیگر نیز از این حملە ها موصون نماندە اند، هشو ربوار علی، سروە عبدلوحید نیز در این فهرست هستند. هرچند ممکن است کە زنان نامبردە لزوما نمایندە تفکر فمنیستی و برابر خواهی نباشند، اما موضوع مورد بحث، شیوە حملە تفکر نرمحور بە زنان سیاستمداریست کە ذهنیت نامبردە آنان را بە مثابە ابژەهای جنسی و طفیلی و ناموس مردهای جامعە می انگارد و گرچە افرادی تحصیل کردە و با تجربە هستند، باری زن هستند و بە راحتی با بە میدان کشید ترم ناموس و آبرو می توان آنان را حذف کرد.

جالب اینجاست کە یکی از دلایل دست بە دست کردن این ویدیوها در شبکە های اجتماعی موافق نبودن با موضع سیاسی کاندیداهای زن و گاها انتقام گیری است. در واقع بە جای انتقاد سیاسی و پراتیک از کاندیداهای نامبردە، در برابر موضع سیاسیشان -از آنجا کە زن با آلت تناسلی اش ارزیابی میشود، بە آسانی زن را کە تعریفی برای هویت اجتماعی او وجود ندارد، چە برسد بە حریم شخصی و زندگی خصوصی- با انتشار ویدیویی از حریم شخصیشان بە آسانی می توان آنان را زمین زد.

حال آنکە این روش در مورد مردان بی اثر است. البتە گویی مردان چنین جامعە ای حتی با بوسیدن عکس زنان کاندید بە ارگاسم مردانە شان می رسند. ویدویی کە در آن یک مرد از یک قبیلە پوستر انتخاباتی زنی کە از قبیلە دیگر میبوسد و قربان صدقەاش میرود. هرچند از آنجا کە جسم زن فروختنیست، قبیلە فرد خاطی چند میلون دلار بە قبیلە دیگر غرامت دادند و گویا باید بە مردان قبیلە جواب پس دادە شود و نە بە زنی کە بە او کلاماً تجاوز شده است.

خشونت بر زنان یک جامعە در شیوەهای مختلف آن حاصلی جز ضررهای اقتصادی و اجتماعی ندارد. بر اساس گزارش بنیاد توماس رویترز لندن، زنان در خاورمیانه و شمال آفریقا بیش از پیش تحصیل کرده هستند، اما موانع اجتماعی و قانونی، مانع دسترسی آنها به کار و شغل شده، که این موضع سالانه میلیاردها دلار برای منطقه هزینه دارد.

چە بسیارند زنان مستعدی کە بە بهانە های مختلف پشت درهای موفقیت می مانند و افرادی هم کە این سدها را شکستە اند با اعمال دوبارە کلیشە های خشک مردسالاری، مبنی بر زیردست انگاری زنان بە اوج شکوفایی خود نمیرسند. شایان ذکر است کە دور ماندن زنان از بازار کار و عدم استقلال مادی، عاملی جهت تشدید شدن خشونت و سکوت زنان در مقابل آن است.

زنان کارگری کە حقوقی بە مرتب کمتر از مردان هم صنفشان می گیرند و از ترس از دست دادن تنها راە امرر معاششان دم بر نمی آورند. زنانی کە بە دلیل دخالت کلیشە “مرد نان آور خانە و زن خانە دار” در سیاست های استخدامی دولت ها و شرکت های خصوصی، با وجود مهارت و آموزش برابر و گاهاً بالاتر در پشت درهای بستە نگاە داشتە می شوند. در واقع عدم استقلال مالی و پایمال کردن هویت، زنان را مجبور بە  ایفای نقش مادر مهربان و زن آبرو دار ی میکند کە در برابر  رفتارهای خصمانە همسر دم بر نمی آورد. زنانی کە برای آنها  قانونی کە ضمانت اجرایی داشتە باشد وجود ندارد کە پشتشان بایستد و حتی گاهاً خانوادە ای ندارند کە حامیشان باشند.

این در حالی ست کە در رسانە ها  مظلوم نمایی مردانی کە در دام مهریە و مکر زنانە گرفتار شدەاند، هر روز بە خورد مخاطبان قرار دادە میشود. مهریە ای کە خود حاصل ذهنیت مردسالاری است کە بر سکس زن قیمت می گذارد.

اما  چارە چیست؟ چگونە می توان حرکت این سیکل ناموزون را کند و در نهایت در جایی متوقف کرد؟

پاسخ این است، در برابر خشونت سیستماتیک نباید ساکت ماند. باید زبان بە اعتراض گشود، فردی کە قربانی خشونت شدە، باید حلقە های اطراف خود را بیابد و در بارە آنچە بر سرش آمدە صحبت نماید. هیچ مصلحتی بزرگتر از سلامت روانی و جسمی فرد نیست. لازم است خشونت در هر شکلش تقبیح شود، در شبکە های اجتماعی در محیط کار، مدرسە و دانشگاە.

ازطرفی باید آموزش داد. آموزش در تمام مراحل زندگی افراد تاثیر گذار است. حتی کسانی کە سالها تاثیر آموزه های جوامع مردسالار بر آنها حاکم است. ضروریست کە  زبان را از واژگان جنسیت زدە و افکار  را از تفکرات قالبی و کلیشە ها پاک کرد. از جنسیتی کردن کارها در همان سالهای اولیە آموزش کودک پرهیز کرد و بە پسر بچە یاد داد بە واسطە جنسشان برتر نیستند و مردانگی صفت و تعریفی برای خوبی نیست و بە دختربچە باید آموخت کە قهرمان زندگی شان خودشان هستند نە شاهزادە سوار بر اسب.

و در آخر  باید گفت زنان و مردان هر دو بە نوعی قربانی سیستم برتری خواە و مرد سالار هستند. استهلاک جسمی و ذهنی مردان زیر بار تامین نیاز اقتصادی خانوادە نتیجە تفکری است کە نقشهای اجتماعی را بە لحاظ جنسیتی تقسیم میکند و در نهایت مرد را بە عنوان فرد اول در انجام این نقش معرفی می نماید و زن را هویتی وابستە بە مرد و مصرف گرا بار می آورد.

باید اذعان داشت کە زمانی جامعە طبقاتی و بە طبع مرد سالار نقد میشود، هدف حملە بە جنس مرد نیست؛ بلکە نقد  ذهنیتی است کە نگاهی بردەوار بە افراد جامعە دارد و در واقع نە نقد فرد، بلکە تقبیح تعلقات و باورهای حاکم تفکر مذکور است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.