اول ماه مه گرامی باد

103

تنها چند صباحی به طلوع سپیدهدمان اول ماه مه روز همبستگی جهانی طبقهٔ کارگر باقی مانده است. اول ماه مه روز کیفرخواست جهانی طبقه کارگر علیه نظام بشرستیزِ سرمایه، روز به اهتزاز درآوردن پرچم لغو کار مزدی است. اول ماه مه شیپور ستیز طبقهٔ کارگر علیه نظام بردگی مزدی است. اما در هیچ مقطعی از تاریخ حیات این طبقه به اندازهٔ عصر حاضر، جنبش جهانی طبقهٔ ما در استیصال و فروماندگی غوطه ور نشده است. سالیان زیادی است که اول ماه مه نه تنها میعادگاه همرزمی و همبستگی تودههای میلیونی طبقه کارگر علیه جانیان نظم حاکم نیست، بلکه عملأ میادن شهرهای مهد تمدن بشریت، همان جاهایی که زمانی نه چندان دور میدان اعلام جنگ و ستیز و صلابت پر غرور رادیکالیسم جنبش این طبقه بود، همین میادین به مکانهای اعلام بیعت شرمسار و ننگین رفرمیسم راست و چپی که بر طبقه کارگر جهانی هژمونی و تسلط دارند با دولتهای هار و جنایتکار سرمایه تبدیل شده است.

در شرایطی که شکاف عمیق طبقاتی محرومیت اکثریت ساکنان جهان را از آنچه که به دست خود خلق می کنند به همراه داشته است، در شرایطی که میلیاردها انسان قادر به سیر کردن شکم خویش نیستند و فقر، جنگ و ناامنی، آوارگی، خطر نابودی محیط زیست و بیشمار بلاهایی که زاده این نظام بشرستیز هستند. در چنین شرایطی احزاب رفرمیسم چپ و اتحادیههای مزدور و خائن کارگری میداندار برگزاری مراسمهای اول ماه مه میشوند.

در این روز سران مزدور اتحادیههای کارگری پشت تریبون قرار میگیرند و برای خالی نبودن عریضه و بسیار فریبکارانه تنها به دفاع از رفاهیاتی که در دهههای پیشین جنبش رادیکال کارگری توانسته بود به حاکمان سرمایه تحمیل کند بسنده میکنند. در این سخنرانیها آنچه شنیده نمیشود و تنها سخنی که بر زبان رانده نمیشود، اعلام رسالت تاریخی طبقه کارگر که همانا نابودی نظام بردگی مزدی و پایان استثمار انسان به دست انسان است. این مزدوران در این روز ابدی و ازلی بودن نظام بردگی مزدی را بیمحابا به رخ تودههای کارگر میکشند. در یک کلام رفرمیسم چپ، اتحادیههای سرمایهسالار، فرقههای چپ سوسیالخلقی اول ماه مه را مصادره کردهاند و این روز تاریخی را از محتوای رادیکالیسم کمونیسم مارکس تهی کردهاند.

در ایران تحت حاکمیت سرمایه اسلامی شرایط تودههای طبقه کارگر به مراتب وخیمتر از هر جای دیگری است. اینجا دولت هار بورژوازی و سرمایهداران جدا از تحمیل شرایط دهشت بار و ضدانسانی به تودههای طبقه کارگر، دستمزد آنان را به نیز گروگان گرفته است  و ماهها و سالها دستمزد حاصل از استثمار کارگران را پرداخت نمیکنند. رژیم هار اسلامی با پیشبرد این  سیاست و ترفند بغایت ضدانسانی، تودههای طبقهٔ کارگر را ناگزیر کرده است که بطور بردهوار کار کنند و مبارزاتشان تنها حول پرداخت دستمزدهای معوقه خلاصه گردد.

بر کسی پوشیده نیست که موج اعتراضات و اعتصابات خودجوش کارگری در سالهای اخیر حول پرداخت دستمزدهای معوقه بوده است، پدیدهٔ شومی که جنبش کارگری بسیاری از کشورهای دنیا با آن بیگانه است. طبقهٔ کارگر برای برون رفت از این شرایط نامطلوب میتواند ضمن گسترش اعتراضات و اعتصابات خودجوش از مطالبه پرداخت دستمزدهای معوقه فراتر رود و خواست ایجاد شوراهای  ضدسرمایهداری و با افق لغو کار مزدی را در دستورکار خویش قرار دهد. طبقه کارگر در غیاب تشکل طبقاتی رادیکال خویش توان پیشبرد مبارزات هدفمند و آگاهانه را نخواهد داشت.

ایجاد شوراهای کارگری در همه جا امری حیاتی و اجتناب ناپذیر است. شوراهای سرمایهستیز مقبولترین و محکمترین سنگرهای پیشبرد مطالبات عاجل کارگران هستند و تنها با تحکیم این سنگرها است که جنبش کارگری میتواند خواستها و مطالبات پایهای خویش را به سرمایهداران و دولت حامی آنان تحمیل کند. جنبش شورایی سنت کمونیسم مارکس است و  برای رهایی از این وضع اسفبار طبقه کارگر چارهای جز رجوع مجدد به مارکس و کمونیسم لغو کار مزدی او ندارد. به این امید که در اول ماه مه امسال شاهد طلوع بارقههای سرخ کمونیسم لغو کار مزدی باشیم.

مه ١٣٩٧

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.