رهگذر نقشه‌راه رهایی طبقهٔ کارگر

چگونه بر نارسیسیسم طبقاتی سرمایه چیره شویم؟!

Xiaban-رهگذر نقشه‌راه رهایی طبقهٔ کارگر
105

خیابان؛ در آستانهٔ روز کارگریم و باز هنوز در اندیشهایم که چگونه با نظام بیدادگر، استبداد، استثمارگر و جنگ سالار سرمایهداری جنگ و ستیز کنیم و نکاتی که در اینجا ذکر میشود بسان فرمولاسیون سادهای است که اندیشهٔ رهایی را برای رزمندگان رهاییبخش بشریت از ددمنشی سرمایه میرهاند.

نکات مورد نظر:

روز کارگر و مینیمالیزاسیون:

کمینهسازیی آفرینندگی، اتحاد و پیکار کارگران به یک روز در سال، بسخره گرفتن شکوه و شوکت و بزرگی بیشینهٔ بشریتی است که جهان را که آنگونه که ما میبینیم، آفریده است.

هر روز، روز کارگر و هر روز، روز اتحاد و هر روز، روز پیکار، و طبقهٔ کارگر نیز همیشه جهانی است.

روز جشن و پایکوبی:

بلندگوهای تبلیغاتی سرمایه چنان به اذهان کارگران و مردم جهان القا نمودهاند که روز کارگر بمنظور جشن و پایکوبی و افتخار به کارگر بودن است و بسیاری نیز فریفته شده و چنین میپندارند که روز کارگر برای ادای احترام به کارگر بودنشان است.

کارگر باید بداند، که روز کارگر باید روز فریاد همبستگی جهانی و برائت از نظام نارسیسیم طبقاتی سرمایهداری باشد.

روز اتحاد و مصاف:

سرمایهداری خود یک طبقهٔ متحد جهانی است که با ایجاد گسستهای بیشمار این طبقه را  تجزیه و پراکنده ساخته تا توانایی مصاف با سرمایه را نداشته باشد، که در این حرکت خود بشدت موفق بوده است. طبقهٔ کارگر باید بشیوهٔ معکوس خود را بازسازیی و بصورت یک طبقهٔ متحد جهانی عرض اندام کند.

روز کارگر باید روز ترمیم این خسران و پر کردن شکافهایی باشد که این طبقه را از هم گسسته است. کارگر باید بعنوان یک طبقهٔ متحد جهانی به مصاف کلیت موجودیت سرمایه برود.

هویت کارگری:

کارگر بودن نه یک انتخاب، بلکه محصول قرار گرفتن در مسیر تکگزینهای کارگر شدن برای تضمین بقای زندگی بیشینهٔ بشریت است. هویت کارگری نه یک افتخار، بلکه یک اجبار تحمیلی، یک پارادایمی است که از طریق تقبل آن و انتقال آن به نسلهای آینده، استمرار مییابد.

رهایی طبقهٔ کارگر، پیش از هر چیز باید رهایی از پارادایم هویت کارگری باشد. طبقهٔ کارگر باید در روان خود انسان آزاد و آزاده بپروراند و بسان انسانی که در زنجیر است، یوغ هویت کارگری و بردگی مزدی را از خود بتکاند.

اتحاد کارگری:

نظام نارسیسیتی طبقاتی سرمایه با استفاده از شیوههای ایجاد غلطانگاری، توانسته است که وسیعترین اقشار طبقهٔ کارگر را به این تمکین دهد که اتحاد کارگری تنها نمایشات و کارناوالهای خیابانی یا اعلام همدری و همبستگی کتبی و اعلامیهای است.

اتحاد کارگری یعنی ایجاد شوراهای ضدسرمایهداریی کارگری در یک شبکهٔ وسیع کشوری بسان یک طبقهٔ متحد کارگری و اعمال قدرت بر سرمایهداری جهت الغاء کار مزدی و امحای طبقات.

بردگی مزدی:

بشریت امروزی ناگزیر گشته است برای تضمین بقای زندگی و امرار معیشت در بازار کار، نیروی کار خود را در ازای مزد به سرمایهدار فروخته و تمام اختیارات دخالت آگاهانه در تولید اجتماعی و بازار را به وی واگذار و به بردهای مزدی تبدیل شود که سرمایهدار و قانونمندیش تمام جزئیات زندگیش را نیز تعیین و خود در آن هیچ نقشی ندارد.

روز جهانی کارگر باید ندابخش الغای بردگی مزدی و سرمایه با همهٔ مشتقات و تبعاتش باشد. کارگر در روز جهانی کارگر باید پرچمدار نظم اجتماعی نوینی باشد که بر شالودههای زندگی آزاد و برابر استوار است.

سکتاریسم:

بیش از قرنی است که تحزبگرایی در قالب سکتاریسم آوانگاردیستی استوار است که لاف رهبری طبقهٔ کارگر و انقلاب سوسیالیستی میزند، ولی عملا از سر استیصال عمیق خود طبقهٔ کارگر را از میدان عمل سیاسی به عقب رانده و خود نیز بدون هیچ دستاوردی به خاموشی گرایده و اکنون تنها در اَشکال محافل مَیگسار میخانهای موجودیت دارند.

طبقهٔ کارگر باید بداند که راه رهایی نه در حضور در فرقهها و محافل چپ، بلکه تنها از طریق سازمانیابی در شکل طبقهٔ واحد سازمانیافتهای گذر میکند و با تشکیل احزاب فرقهای سکتاریستی چپگرا تنها مانعی به موانع رهایی افزوده میشود. در روز کارگر باید فریاد زد که تحزب مردود است.

سندیکالیسم:

در طی چند قرن اخیر، تاریخ نشان داده است که اتحادیهها، ترَیدیونیونها، و سندیکاها سه رویکرد داشتهاند؛ ۱) کمینهسازیی مطالبات کارگران،  ۲) ساقط کردن تشکلهای ضدسرمایهداری، ۳) ایجاد گسستهای بیشمار در میان طبقهٔ کارگر که با آن از موجودیت نارسیسیسم طبقاتی سرمایه پاسداری کردهاند.

روز جهانی کارگر باید پژواک کارزار کارگران علیه سندیکالیسم با همهٔ مشتقاتشاتحادیه، تریدیونیون و سندیکاباشد و از تئوری دوتشکیلاتی چپ غیر کارگری برائت کند.

شوراهای کارگری:

نظام حاکم بر ایران شوراهای کارگری که حکومت سلطنتی را ساقط ساختند، تسخیر ساخته و برای بد جلوه دادن سازمانیابی شورایی، سلولهای اطلاعاتی خود را در محیطهای کارگری کاشت و آنها راشوراهای اسلامی کارگراننامگذاری نمود. اکنون زمان فسخ و ابطال و از سر راه برداشتن این سلولهای چرکین سرمایه فرا رسیده، و کارگران باید شوراها را بسان قدرتمندترین ابزار الغای سرمایهداری دوباره تسخیر سازند.

شوراهای کارگری ابزاری برای مشارکت مستقیم و اعمال ارادهٔ طبقاتی کارگران بر سرمایهداری هستند، و روز کارگر باید روز بازگشایی، بازیابی و همگرایی شوراهای ضدسرمایهداری و مشارکت همگانی و سراسری و اعمال اراده بر سرمایهداری باشد.

تصرف مراکز تولید:

سرمایهداری با تسلط و مالکیت بر مراکز کار و تولید بستر داد و ستد نیروی کار و برپایی کار مزدی و نظام سرمایهداری را محقق ساخته است. باز تسخیر مراکز کار و تولید و درهم شکستن ماشین دولتی سرمایه و ساقط کردن رژیم سرکوب آن، رمز برانداختن نظام سرمایهداری است.

مراکز کار و تولید اجتماعی که در مصادرهٔ سرمایهداران هستند باید دوباره به تصرف کارگران درآمده و باید از سوی شوراهای سراسری کارگران برای تولید مایحتاج جامعه برابر و مرفه اداره شوند.

جنبش خیابان:

ساقط ساختن نظام استبداد طبقاتی باید با حضور کارگران شاغل در مراکز کار و تولید، و تودههای غیرشاغل در خیابانها و میادین شهر و روستا تحققپذیر است.

روز جهانی کارگر روز اتحاد طبقهٔ کارگر شاغل و تودههای مردمی بوده و جنبش خیابان با تمام نیرو در خیابانها و میادین با حضور خود اتحاد طبقاتی خود را با کارگران اعلام نماید.

انقلاب اجتماعی:

در مقابل بشریت دو راه بیش نیست؛ ۱) تداوم نظام استثمارگر و جنگ سالار سرمایه ۲) انقلاب اجتماعی و بنیان نهادن نظام نوین اجتماعیِ عاری از طبقات، جنگ و استثمار. انقلاب اجتماعی تنها ابزاری است که میتواند راه دوم را تا سرمنزل مقصود بپیماید.

نقش روز جهانی کارگر در امر انقلاب اجتماعی باید در راستای افروختن شعلههای انقلاب اجتماعی باشد که طبقهٔ کارگر با تسخیر مراکز کار و تولید و جنبش خیابانی در خیابانها و میادین شهر به مصاف سرمایه رفته و نظام بردگی مزدی را به زبالهدان تاریخ بیافکنند.

کنفدراسیون ایران:

نظام استبدادی، استثمارگر و جنگ سالار سرمایه محکوم به نابودی است، و کنفدراسیون ایران در شرف پا گذاشتن به عرصهٔ وجود است. تنها کنفدراسیون ایران با عنصر رهاییبخش خود میتواند ضامن نظامی باشد که عاری از ستم طبقاتی، ملی، جنسیتی و هر نوع تبعیضی باشد که آزادی شهروندان را محدود میسازد.

اول ماه مه روز جهانی کارگر روز فریاد جنبش خیابانی برای ایجاد کنفدراسیون ایران است که در آن رهایی، برابری و همسانی، کار برابر و عادلانه، رفاه همگانی، آزادی بیقید و شرط، رهایی کامل از پارادایمها و رژیمهای فکری است که رشد انسانی و تکامل اجتماعی را تنگ و محدود مینماید.

باشد که سودمند واقع گردد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.