خودکشی نیشتمان و ضرورت تعمیق بر آن از سوی نیروهای اجتماعی

xiaban-خیابان-رامین-نیشتمان-حسین-پناهی
172

خیابان؛ قاعدتا حجم فشار روحی وارده که در این روزها بر خانوادە حسین پناهی تحمیل میشود قابل توصیف نیست. فشارِ حکومت از یک سو و تازە شدن زخمی کهنە، یعنی خطر اعدام فرزند خانواده از سوی دیگر، سبب شدە کە  ثانیە بە ثانیە زندگی شان از ماه ها پیش پر از دلهرە و نگرانی شود و یحتمل مداماً سوال در ذهنشان نقش ببندد کە تا ساعاتی دیگر چە روی خواهد داد؟ آیا تاثیری در وضع رامین بە وجود خواهد آمد؟

واضح است کە حلقە بایکوت و ایزولە کردن خانواده حسین پناهی از سوی حکومت هر روز تنگ‌تر میشود. خوشبختانە بە واسطە سوشیال مدیا و پوشش خبری مناسب، برادر رامین، امجد حسین پناهی با تلاشی خستگی ناپذیر توانستە است پل ارتباطی مناسبی میان خانوادە و کسانی باشد کە روزانە پیگیر اخباری تازە از خانوادە حسین پناهی، در جهت وضعیت رامین هستند.

در واقع میتوان گفت از این کانال اخبار موثقی بە بیرون  انتقال یافتە و حکومت در سیاست ایجاد انزوای خبری آنها چندان موفق نبودە است. بە طوری کە امجد حسین پناهی هر بار کە پدر و مادرشان دستگیر و یا از طرف دستگاه امنیتی مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، بدون ترس از تهدید دوبارە خانوادە، اطلاع رسانی نموده و همین پوشش مناسب تاثیر بە سزایی در سازماندهی اعتراضات و کاهش فشار بر خانواده حسین پناهی و احتمالاً خود رامین داشتە است.

در این میان اما خودکشی نیشتمان، درد مضاعف بود. هر چند با توجە بە وضعیت کنونی چنین عکس العملی چندان دور از ذهن نیست و این عمل بی شک ماحصل شرایط طاقت فرسای روحیست کە در این مدت از طرف حکومت بر حسین پناهی ها تحمیل شدە است.

باید اذعان داشت کە خبر شوکە کننده بود. از این روی کە پیش از این هیچ اخباری مبنی بر آزار و اذیت نیشتمان از طرف دستگاە اطلاعاتی، تهدید بە تجاوز و تصمیم او مبنی بر خودکشی جهت اعتراض بە اعدام رامین به بیرون درز نکردە بود. زیرا کە در این صورت در اعتراضهایمان جایی برای نیشتمان باز کرده و اجازە نمی دادیم کە او قربانی این شرایط زجرآور شود.

از سویی دیگر خودکشی نیشتمان بهانە ای شد تا عدە ای بە اسم روزنامە نگار از این آشفتە بازار برای تجارت لایک و فالوئر در شبکه های اجتماعی سو استفادە کنند، وضعیتی که به زعم گای دوبور -متفکر چپگرا/موقعیتگرای جنبش دانشجویی دهه های شصت و هفتاد فرانسه- به درستی تحت عنوان “جامعه نمایش” صورت بندی شده بود.

تلاشهایی نظیر آنچه شرحش در بالارفت همچون مورد مرگ فریناز بهانه ای شد تا با داستان سرایی و احتمال زنی های غیرعلمی و غیرحقیقی، رگ ذهنیت مرد سالارانە مردان را باد کنند و از این روی اعترض ها را نە در ضدیت با قربانی شدن زنی در جامعە جنسیت زدە، بلکە در جهت دفاع از ناموس ملتی – کەبرایشان چیزی جز تقسیم جسم زنان نیست- سمت و سو ببخشند.

هر چند ماهیت خودکشی نیشتمان و فریناز در ظاهر متفاوت است، اما موضوع یکیست. قربانی شدن زنان در وضعیت های متفاوت و قدرت نمایی انحصارطلبان بر پیکر بی جان آنها، حال که در زمان حیاتشان نیز به زعم ذهنیت مردسالار حاکمه، چه در فرمت دولتی و چه سنتاً موجود، زنان پدیده هایی نیستند چون بدن های بی مغز و فاقد نیروی اختیار و تفکر.

از همین رو خودکشی نیشتمان از طرف خانوادە و نزدیکانش نیاز بە شفاف سازی دارد، تا دوبارە جسم زخمی و بی جان زنی، بازیچە دست کسانی کە هرگز درد نیشتمان ها را نفهمیدە اند، نشود.

در این راستا امیل دورکهیم، جامعه شناس فرانسوی، پدیده خودکشی را به سه نوع تقسیم بندی مینماید. ۱) خودکشی های Egoistic یا خودخواهانه که در نتیجه مسائلی نظیر بحران های اقتصادی و اجتماعی است؛ ۲) خودکشی های Alturistic یا دگرخواهانه که نتیجه ی ذهنیت و بینش های پیشامدرن بوده که میتوان ازجمله ی آنان خودکشی زنان هندو پس از مرگ همسرانشان را مثال آورد، ۳) خودکشی های Anomic که در نتیجه بحرانهای هویتی بشریت در جوامع در حال گذار از مرحله ای “کهن” به مرحله ای “نوین” است.

دراین راستا فعالین جنبش‌های مترقی و دموکراتیک، علی الخصوص جنبش زنان باید بر این امر اهمیت ویژه ای قائل شده و مسئله خودکشی نیشتمان را به مثابه برآمد نظام و دیدگاه ستم به نوع زن مورد تحقیق و بررسی قرار دهند. هرگونه سکوت کردن در این باب، چه به بهانه کم اهمیت جلوه دادن این خودکشی و چه به بهانه درجه دوم بودن مسئله به هنگام خطر اعدام رامین حسین پناهی، توسط نیروهای مدعی بدیل برای نظم حاکمه که زن ستیزی و ثانوی کردن مسئله زن در ذاتش است، نه از لحاظِ نظری و نه در امرواقع مفید نبوده که برای آینده جوامع حتی مخرب است.

لذا از خانواده نیشتمان و نیز از فعالین اجتماعی که در جهت برپایی نظمی نوین به هر طریق در تلاش اند، تقاضامندیم تا ضمن تلاش برای دفاع از رامین حسین پناهی، توأمان و با جدیت به روشن سازی و تحلیل مسئله خودکشی نیشتمان پرداخته، تا دگر بار نه خطر اعدام کسی را از حق زندگی محروم داشته و نه فشارهای اجتماعی مدرن و یا سنتاً موجود که زمینه ساز بروز خودکشی گشته که در آن مورد هم بزرگترین قربانی چه به لحاظ ذهنیتی و چه بلحاظ فیزیکی در ایرانِ امروز زنان اند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.