ریشه های قیام کازرون در ساحت تغییرات سیاسی ایران و خاورمیانه

191

یک. رخداد کازرون نیازمند تحلیل برای مشروعیت بخشی به چرایی خیزش شهروندان آن نیست. سرکوب خونین جوامع بتوسط دستگاه حکومتی در چند دهه و چند هزار سال اخیر خود به قدر کافی بیانگر آن است که فاصله بین جوامع و دستگاه حکومتی نه تنها آنچنان وسیع و عمیق، که تخاصم گونه است؛ بدان معنا که هر یک از طرفین بقا و رشد خویش را در نفی دیگری میبیند. اولی با رشدی سرطانی که از توسعه پویای جوامع خویش برپا میدارد.

دو. آنها تمرکزبخشی به سرمایه و قدرت را می‌خواهند، حال آنکه اینها تمرکززدایی از این دوعامل و باز گرداندن پدیده های برآمده از تلاش خویش در طبیعت به سوی دارایی و نیرو را. از این حیث سرمایه/ قدرت در سوی حکومت و دارایی/نیرو در سوی جوامع دو قطب مخالف اند. اگرچه در رسانه های رسمی دولتی ایران و حتی رسانه هایی نظیر بی.بی.سی بیان می‌شود که اعتراضات ریشه در تقسیمات کشوری در ساحت ساختار سیاسی دارد؛ اما نمی‌توان به سادگی آنرا باور داشت، حقیقت در پشت واقعیت موجود نهان است، که ناگزیر باید عیان گردد.

سه. حاکمیت نمی‌تواند با اتکا به وجود “تئوری توطئه” در پس خیزش جوامع دست به قتل و عام ایشان بزند، مادامی که خود بزرگترین توطئه گر سیاسی در پشت درهای بسته بوده و هست.

چهار. حکومت نمی‌تواند معترضین کازرونی را متهم به اعمال خشونت کند. همگان می‌دانند این حکومت است که انحصاراً حق حمل سلاح را داشته و ایضاً زندانی و درمانده سازی را.

پنج. موقعیت مردمان مبارز کازرون دربرابر حاکمیت ایران چیزی مشابه وضعیت فلسطینیان دربرابر رژیم صهیونیستی است. هر دو دستگاه حاکمه به برتری نژادی باور دارند. هر دو حاکمیت با قتل و عام جوامع زیر یوغ خود، ماه رمضان را معنایی مقاومت جویانه بخشیدند و هر دو را پایتختی تسخیری هست.

شش. گفته خواهد شد که اسلام، اندیشه مقاومت نیست. البته که به مفهوم مدرن آن، این ادعا صحیح است؛ اگرچه می‌بینیم که بیشترین مقاومت دربرابر تمدن غیر دموکراتیک طبقاتی درچند دهه اخیر تنها در حوزه فرهنگی مسلمانان رخ می‌دهد. انقلاب خاورمیانه یا به صورت مقطعی سقط خواهد شد، یا برای رسیدن به صلح ابدی، وضعیت خونینبار پدید آمده بتوسط حکومت‌ها محلی به مثابه دنبالچه های سرمایه داری در عصر امپریالیسم فینانس را درهم خواهد کوبید. از این روی جهان اسلام که در ادبیات سیاسی متأخر خاورمیانه خوانده میشود، شاهد یک گذار تاریخی بی‌نظیر است، یک گذار تاریخی از تمدن غیر دموکراتیک به تمدن دموکراتیک، هم در وجه سیاسی-ساختاری آن و هم در وجه مالیِ آن که حداقل آن است، اگرچه پرونده چاره یابی در خصوص مسئله زن و محیط زیست به قوت خویش باقیست.

هفت. البته در سنتز جدید خاورمیانه ی دموکراتیک و عدالتجو، آثاری از مراحل پیشین بجا خواهد ماند، آنچنان که آثار عصر میتولوژی و مذاهب همچنان در عصر سرمایه داری نیز باقیست. اما اینها از درجه اعتبار خواهند افتاد.

هشت. اما ایراد اساسی جنبش ها در این است که مقاومتشان فعلا و تنها برپایه احساسات بوده، لذا بی پاپوش و بی ستاره خواهان گذار از کویر هستند. اگر بتوان بی پاپوش از کویر گذشت، اما بی ستاره هرگز.

نه. در این راستا علوم اجتماعی نوین (نه به مفهوم پوزیتیویستیِ آن) می‌تواند و باید که در حوزه مقاومت جوامع مسلمانان در نقش فانوس یا قطب نما عمل نماید. این امر به خودی خود ممکن نبوده، لذا روشنفکران ارگانیک یا آنچه اندیشمندان حقیقتجو میخوانیمشان، باید معرف آن باشند. اگر کتابت را ابزار معنوی گذار از عصر میتولوژی (اساطیر) به عصر لوگوس (منطق) دانسته و دستگاه چاپ را ابزار اصلی گذار از اعصار میانی به مدرنیسم یا جنبش کتابها بدانیم، لذا اینترنت برای گذار کنونی از مدرنیته کاپیتالیستی به سوی جنبش نشر و دستیابی دموکراتیک به اطلاعات نقش کلیدی را ایفا خواهد کرد، اگرچه هنوز در ابتدای راه هستیم.

ده. اما  این مسئله مطرح است که شاید کازرون یا شهرهای مشابه، در نوع خود بتوانند با حذف دستگاه مدیریتی سرمایه دارانه الهام بخش دیگر شهرها برای توسعه اتونوم های جوامع دربرابر سرکوب های ملی، محلی، طبقاتی، جنسیتی و زیست محیطی باشند. شاید چیزی همچون انقلاب کمون پاریس یا کوبانی. کازرون و مقاومت شهرهای مشابه باید آگاه باشند که یکی از علل شکست مقاومت کارتاژ و کمون پاریس عدم توسعه خط انقلابی به بیرون از مرزهای خود بود، حال آنکه مدل کوبانی از این مدل رنج نبرده و ماندگار شد.

یازده. قیام شهر کازرون در وجه بیرونی آن، در اعتراض به تقسیم واحد شهرستان کازرون روی داد. بنابه تمایل نمایندگان مجلس، شهرستان شاهیجان می‌بایست با جمعیتی متشکل از پنجاه و پنج هزار نفر از شهرستان کازرون با جمعیت صد و چهل هزار نفر جدا گردد. این درحالیست که کلیت شهرستان با همین میزان جمعیت نیز فاقد اعتبارات دولتی کافی برای رشد و توسعه است. به یک تعبیر با تقسیم این شهرستان، نه تنها شهرستان جدید از بودجه بیشتری برخوردار نخواهد شد، که با کم شدن وزن سیاسی و جمعیتی کازرون، هر دو شهر از وضعیت بدتری برای مقاومت دربرابر استیلاگری حاکمیت مرکزی برخوردار خواهند گشت. تنها تفاوت در آن است که نمایندگان مجلسی برآمده از این شهر، امکان بیشتری برای تثبیت موقعیت خود درجهت سرقت اموال عمومی را خواهند یافت.

دوازده. اگرچه مخالفت مقامات حکومتی-محلی با تقسیم شهرستان نیز همان است، یعنی تداوم دریافت بودجه مشابه و یا بیشتر، در جهت چاقتر کردن خویش. لذا مخالفین و موافقین مردمی باید صف مطالبه و مبارزه خویش را متحدانه از ایشان جدا کرده و به مصاف حاکمیت مرکزی و نمایندگان مرکزی و محلی آن بروند. به یک تعبیر بهترین روش، ایجاد صفوف متحد خلقها دربرابر وضعیت نابسامان درون حکومتی است. کازرونی ها حتی می‌توانند ادعای تشکیل استان جدید را نیز مطرح کرده که در آن صورت شهرهای کوچکتر نیز می‌توانند تا مقام یک شهرستان بالا روند. اگرچه بحث بر سر تشکیل منطقه ای خودگردان هنوز زودرس است.

سیزده. پیرو وقایع مذکور، قاعدتاً بخش محافظه کار حاکمیت خواهد گفت که رخدادهای نظیر آنچه در کازرون رخ می‌دهد سبب “سوریه ایزه” شدن ایران خواهد شد. البته این مدعا شیادانه است، چرا که یک عامل اساسی در بحران سوریه، تلاش حکومت ایران برای “ایرانیزه” کردن سوریه بود. از همین روی می‌توان مدعی گشت که کازرون دهه ها پیش “ایرانیزه-سوریه ایزه” شده و رهایی از حاکمیت سرکوبگر ایران، به معنای تضعیف یکی از پایه های ایجاد بحران در منطقه و عدم “سوریه ایزه” و جنگی شدن وضعیت در ایران است. می‌دانیم که تضعیف یا فروریزی پایه های حکومت در داخل، دخالتگری های مخرب او در عراق، أفغانستان، سوریه، لبنان، یمن و فلسطین را کاسته و از این روی خطر حمله خارجی را از بین خواهد برد.

چهارده. اما طیف “سوپر رادیکال روشنفکری” نیز به سبب هم‌تراز نبودن مطالبات جنبش کازرون با آمال و آرزوهای انتزاعی ایشان، به سان همیشه درصدد تخریب و تضعیف این جنبش و جنبش‌های مشابه برخواهد آمد. رویکرد طیف هایی نظیر این، حکایت همان ضرب المثل مخرب و ایندیدوالیستی فارسی است که میگوید: “دیگی که برای من نجوشد، می‌خواهم سر سگ در آن بجوشد”. بر همین اساس آقایان “سوپر رادیکال” نه آنکه عنصر سرکوب ایزوله شان سازد، بلکه بتوسط خود از جامعه و مبارزاتش دربرابر قهرحکومتی ایزوله گشته و بی معنا میشوند. طبق تجربه اینان در میان مدت یا تن به زندگی روزمره و بی عار خیامی خواهند داد، یا جذب دستگاه های امنیتی خواهند شد.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.