ناصر ملک مطیعی، نام یک پهلوان نیمه افسانه ای

xiaban-خیابان-ناصر-ملک-مطیعی
95

از همان وقتی که ناصر ملک‌مطیعی، آن «توبه نامه»‌ی معروف (در طی همان طرح انوار و بهشتی و ابتذال‌زدایی از سینما) را امضاء نکرد و به‌خاطر سیستم جدید، گذشته‌ را منکر نشد؛ از همان زمان، دیگر تنها یک بازیگرِ ستاره نبود. از همان‌جا، در برابر یک نگاه و منظرِ شاید مهمتر ایستاد تا در قصه‌های روتوش شده‌ی سینمای فارسی این‌بار با کارگردانیِ فیلمسازان دهه شصت و هفتاد… بزنگاه و نقطه‌ای که همانقدر سیاسی بود که هنرمندانه و به همین خاطر، او و فردین برای عموم مردم بیشتر شبیه قهرمان‌های ملی شدند تا استارهایی که یک روز می‌آیند و دو دهه بعد به‌خاطر کهولت سن بازنشسته می‌شوند و دست‌آخر نکوداشتی و جایزه دستاورد عمر و غیره.

شاید حالا کمی عاطفی باشد، اما انتخاب تعیین‌کننده‌ی ملک‌مطیعی در اوایل انقلاب، به موازات همان کاراکترهایش در سینما پیش رفت که مقابل هیچ قلدری خم نمی‌شدند و سمج و تنها، حق خود و بغل‌دستی‌ و گاهی یک شهر را می‌گرفتند.

می‌شود گفت که یک «نه» تاریخی، سرنوشت ملک‌مطیعی را جور دیگری چید که به گمانم از این اثباتی‌تر نمی‌شد. حتی در زمان ساخت «سربازهای جمعه» وقتی که خودخواسته از بازی در فیلم کیمیایی اجتناب کرد، به دوام این سرنوشت و جاگیرشدن‌اش کمک رساند.

من برخلاف دوستانم از چهل سال سکوت او خوشحالم و این البته ربطی به نوعی از گذشته‌دوستی و این حرفها ندارد، که نوستالژی نسل ما را که کاسِت‌ فیلم‌های او و دیگران را پنهانی می‌دیدیم، عناصر زیادی شکل داده‌اند که حالا با این بلبشویی که در آن هستیم، حوصله و انگیزه‌ی ور رفتن و مغازله با خاطره‌شان از ما سلب شده و بیشتر نگران جنگ آینده‌ایم تا صلح دیروز.

درواقع کناره‌گیری ملک‌مطیعی از سینما، سینما را به او بازگرداند. وقتی فیلم‌هایش را در این سالها مرور می‌کنیم (چه محبوبِ ما باشند یا نه) می‌بینیم که اندک فاصله‌ی او با نقش‌هایش هم کم‌کم محو می‌شود و خصلتی صادقانه و کمی هم نوع‌دوستانه در اخم‌ها و فیگورهای او هست و دیگر تقریباً منطبق بر همان نقش جوانمردِ فروتن که همیشه طرف مردم را می‌گیرد نه دستگاه. وقتی سیاست تا دماغ مردم بالا آمده، فقط آرتیست نبودن، شبیه یک جور جوانمردی به‌حساب می‌آید. بگذریم از این‌که حالا که او درگذشته، گفتن این حرف‌ها ساده‌تر است.

این در خود نماندن و وسعتی که می‌شود به فکر و کار هنری داد، همانی‌ست که ملک‌مطیعی و امثال او کردند (آگاهانه یا نه). به همین خاطر است که امروز در تشییع او، هزاران نفر، نام کوچکش را در خیابان صدا می‌زدند؛ نه فقط نام یک بازیگر، که پنداری نام یک پهلوان نیمه‌افسانه‌ای را.

 

عکس: فیلم «مرد»- (۱۳۵۱)- فریدون ژورک
 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.