لنگرود؛ بهشت توریسم، جهنمِ کار

معرفی شهرستان لنگرود
155

مقدمه

زمانی که از برده داری صحبت می شود، اذهان جمعی به مرورِ تاریخ پررنج نیاکانش می پردازد، آن زمان که انسان و انسانیت در قبال لقمه ای نان استثمار می شد. آری برده داری محکوم است؛ اما فقط در سطح کلام!

حال نگاهی می اندازیم به وضعیت شغلی جوانان لنگرود یکی از شهرستان های استان گیلان، که در نگاه اول شهر و استانهای آباد و غنی به چشم می آیند، اما… البته لازم به ذکر است نام اشخاصی که در مصاحبه ها مشارکت جسته اند بنابه درخواست خودشان، اسم حقیقی ایشان نیست.

 

مصاحبه ها

لطفا خودتان را معرفی کنید: هدا.س هستم ۲۴ساله

سطح تحصیلات: لیسانس

ساعات کاری در طول روز: شیفت صبح از ساعت ۹-۱۲/  شیفت ظهر از ساعت ۱۴-۲۰

عنوان شغلی: منشی آموزشگاه کنکور

میزان حقوق: ۲۵۰هزار تومان

شرایطی برای استخدام هم گذاشتند؟ بله دو معرف خواستند، مبلغ ۵میلیون سفته و تعهد به اینکه یکسال تمام اینجا کار کنم.

ممکنه دلیل پذیرش این شرایط را برای همکاری، بازگو کنید؟

من پدرم کارگر ساده است و توانایی ساپورت مالی برای ادامه تحصیل یا خرج روزانه ام را ندارد، کار دیگری هم در این شهر نبود، مجبور شدم

***

شهره.ع هستم ۲۷ساله، مجرد و دیپلم عکاسی

حدود شش ماه از شروع همکاری من به عنوان عکاس و فتوشاپ کار با آتلیه ی عکاسی میگذرد. از صبح ساعت ۱۰تا ساعت ۲۱ شب در آتلیه هستم و اگر سفارش فیلمبرداری از مجالس داشته باشیم بعداز آن به مجلس می رویم و من علاوه بر عکاسی و فیلمبرداری در نقش تدارکات نیز خدمت می کنم که مجالس معمولاً تا پاسی از شب طول می کشد.

حقوقم ماهیانه ام ۳۰۰هزار تومان است و حقوقی هم بابت اضافه کاری ندارم؛ پدرم کشاورز است و من سعی میکنم بار اضافه بر دوشش نباشم.

کار دیگری در این شهر نیست یا اگر هم عنوان شغلی تفاوت داشته باشد؛ میزان حقوق از ۲۵۰-۴۰۰ هزار آن هم در بهترین حالت تجاوز نمی کند؛ تنها دلخوشی من این است که در رشته ی خودم مشغول هستم و تجربه کسب می کنم.

***

من رضا.م هستم، فوق دیپلم حسابداری

در یک کارگاه MDF از ساعت ۷ صبح تا ۱۸ عصر ساعات کاری ماست و ماهی ۷۰۰ هزار تومان می گیرم.

***

سیامک.ق هستم، لیسانس عمران

خیلی سعی کردم کاری پیدا کنم، تمام آزمون های استخدامی را هم شرکت کردم اما نشد.

تنها گزینه ام، آن هم با کلی واسطه همین فروشندگی در بوتیک بود.

البته من اینجا هرروز شیشه ها را پاک می کنم، زمین را طی می کشم و از انبار بار هم می آورم و ماهیانه ۸۰۰هزارتومان دریافت می کنم.

***

ریحانه.د هستم لیسانس شیمی ۲۹ساله

سه سال سابقه ی معلم حق التدریسی در مقطع دبستان دارم.

روزی ۶ساعت و به ازای هر ساعت ۳هزار تومان دریافت می کنم و همین مبلغ ناچیز را هم گاهی با تاخیر یا هرچند ماه در میان پرداخت می کنند.

هیچ حمایتی از ما معلمان حق التدریسی نمی شود و معمولاً سال ها طول می کشد تا استخدام شویم.

وضع آقایان کمی بهتر است، یعنی به ازای هر ساعت بین ۵-۸ هزار تومان دریافت می کنند. خودتان تصور کنید اگر معلم ساعتی ۱۰هزار تومان هم بگیرد و هرروز کاری سه زنگ را کلاس برود، می شود هفته ای ۱۲۰ ساعت کار و یک میلیون و دویست هزار تومان حقوق، بدون بیمه و اکثراً متاهل و دارای فرزند نیز هستند.

 

تحلیل وضعیت

تعداد کارگران روزمزد در شهر لنگرود بسیار زیاد است. اکثراً کشاورزانی هستند که مجبور به فروش زمین هایشان شده اند و یا کارگرهای کارخانه هایی که یک دهه پیش در شهرک صنعتی این شهر که چون قارچ روییدند هستند؛ تعدادی از این کارخانه ها بعداز چندماه کار تعطیل یا ورشکست شدند. تعدادی با گرفتن وام های کلان از کشور گریختند و باقی هم به علت بدهکاری مصادره شدند و از آنها فقط نسلی از کارگران سرخورده ی طلبکار به جا ماند.

این کارگران در بهترین حالت و مساعد بودن هوا فقط دو روز در هفته می توانند کار کنند که روزی بین ۳۰-۳۵ هزار تومان دریافتی دارند و اکثراً دارای خانواده و فرزند دانش آموز یا دانشجو هستند.

انقلاب آرمان و اهدافی داشت به نام کرامت انسانی و رفع اختلاف طبقاتی، اما عایدی اش چیزی جز نهادینه کردن اقتصاد نئولیبرالی نبود و این اهداف را به مشتی شعار بی ارزش تقلیل داد.

وقتی حاکمیت با طرحی مانند کارورزی نیروی باسابقه را اخراج میکند تا نیروی جوان با ثلث مبلغ مورد تایید قانون کار، (آن هم وقتی که مبلغ مورد تایید قانون کار در صورت دوبرابر شدن بازهم قدش به خط فقر نمی رسد و بین حداقل دستمزد ۹۳۰ هزارتومانی مشمولان قانون کار، بین مشمولان این قانون و مدیران ۲۸۸ برابر اختلاف ایجاد شده و این در حالی ست که طبق قانون، اختلاف باید ۷ تا ۱۰ برابر باشد) جایگزین او شود و هیچ نظارتی هم بر کارفرما های دولتی و خصوصی ندارد؛ عملا دستی حمایتی بر این بهره کشی به اسم نیروی کار ارزان دارد.

با کلمات بازی نکنید! این اسمش ایجاد شغل نیست؛ اعمال برده داری به شیوه مدرن است و روزی همین روشِ اعمال استثمار کمر خودِ اقتصاد نئولیبرالی را خواهد شکست.

به صف مردم بازگردید.

1 نظر
  1. گيل ˇ وچه'ي می گوید

    پۊر جالیب بۊ. دمتؤن گرم. ولی می نظر این أنی خأ در نظر گیتن کی ائره أمأره (کارکرؤن) خألی فلاکت ننأ. أمی زیوئن ؤ زیویشر ˇ مئن، هی واقعیتؤن ˇ أمرأ کی شۊمۊ بؤتیدˇ ور، هی فلاکتˇ أمرأ کی خؤره أمأره فؤخأسره، أمۊ کسؤن ˇ ره ىاور بؤریم ؤ أمی دۊنیا’ ساتریم ؤ هی کارؤن ؤ زیوئن ˇ جی خؤره دۊست ؤ دؤشمنده دیار ؤ دیار تر’ کأریم ؤ تا اؤره کی شأ، تا اؤره کی تؤنمی، “دۊشمندؤن”ˇ أمرأ جنگ کأریم. سرمایه هۊتؤ کی أمأره سیوا کأره ؤ دؤرسأنئره، أمأره متحد أنی کأره. می نظر أمۊ خأ أی وجه ˇ جی کسؤن ˇ أمرأ ویشتر گب بزنیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.