خیزش مردم و عواقب اعدام رامین حسین پناهی برای حکومت

131

جمهوری اسلامی این روزها به شدت زیر فشار فعالان سیاسی قرار دارد که حداقل خواست همه آنها اجرای قوانین، حتی قوانین خود حکومت در قبال زندانیان سیاسی، فعالان مدنی، معترضین حوزه‌های محیط زیست و مالی و پروندهای تجاوز است.

همه خواستار رسیدگی درست و منصفانه به پرونده ی مسائل و بحران‌های اجتماعی هستند. این درحالی است که مردم در گرانی و فقر مستاصل مانده و به قولی دیگر چیزی برای ازدست دادن نداشته به شدت تحت فشار قرار دارند.

سالها قبل نظام با کلاه گشاد اصلاحات مردم را آرام میکرد که این حنا در جریانت دی ماه در ایران و خالی کردن پشت مردم چنان واضح و آشکار به وسیله سران اصلاحات رنگ باخت و مردم به وضوح دیدند که هرکه با نظام است بر علیه مردم است. همزمان عیان است که نظام در جامعه بین جهانی هم به شدت رو به منزوی گشته.

در گوشه گوشه ایران مردم چنان گرفتار شده اند که با کوچکترین جرقه ای، اعتراضی شکل می‌گیرد و فریادهای ضد حکومتی به گوش می‌رسد. خیانت‌های حکومت در حق مردم مملکت هر روز آشکارتر میشود و قطار نظام هرروز آتش بیشتری در کوره اش روشن میشود و مسیر این راه سراشیبی نابودی رژیم است.

خواست این روزهای مردم کردستان نیز، خواست این روزهای تمامی مردم ایران یعنی احقاق حقوق انسانی، مدنی، اجتماعی و اقتصادی است. اضافتا نباید مطالبه لغو اعدام رامین حسین پناهی به عنوان خواست امروز افکار عمومی را از نظر دور داشت. در مورد حکم رامین حسین پناهی وضعیت آنچنان حساس، شکننده و ملتهب است که حکومت را به کوچکترین اشتباهی با خشم مردم کردستان روبه رو خواهد ساخت.

پس نظام جمهوری اسلامی بداند که با اعدام این فعال مدنی آتش خشم مردم کرد را شعله ور تر می‌کند. اگر در اوائل انقلاب توانست جوانان کردستان را تحت عناوین کذبی چون جدایی طلبی به سادگی سلاخی کند، دلیلش خاطرآسوده از بقیه نقاط ایران بود؛ ولی این روزها همه جا فریاد ضد حکومتی بالا گرفته و جوانان کردستان هم به دنبال جرقه ای هستند.

پس سران نظام و جیره خوارانشان در تمام نقاط کردستان بدانند که خشم این مردم را با اعدام رامین شعله ورتر نکنند چون چیزی بدست نخواهند آورد. از این طریق نه می‌توانند اقتدارشان را به رخ مردم بکشند و نه ترسی در دل مردمی که دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارند، بیفکنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.