گزارش تصویری و مکتوب از وخامت اوضاع در مناطق زلزله زده سر پل ذهاب

گلی کرمانشانی

157

مقدمه خیابان: مصاحبه و عکسهای پیش رو، توسط یکی از فعالین محلی حاضر در مناطق زلزله زده تهیه گشته است. اما به جهت اخبار منتشره درباره ی دستگیری هشت فعال اجتماعی حاضر در مناطق زلزله زده طی هفته گذشته، ناگزیر بدان گشتیم که که از عنوان نام واقعی تهیه کننده گزارش و مصاحبه شونده خودداری ورزیم. لذا گزارش حاضر را که در اینجا ابتدائاً بخش مصاحبه ی کتبی و در پایین تر عکسهای مربوط به مناطق زلزله زده را درج کرده ایم، به نام مستعار گلی کرمانشانی منتشر مینمائیم.

 

سوال: لطفا بفرمایید چند ساله  هستید، شغل شما چیست؟ ساکن کدام منطقه از سرپل ذهاب هستید؟

پاسخ: بیست ساله و دانشجو هستم. به صورت پاره وقت و داوطلبانه برای  روزنامه های محلی گزارش و اخبار جمع آوری میکنم. ساکن شهرک زراعی هستم. شهرک زراعی تا مرکز شهر سرپل ذهاب در حدود شش کیلومتر فاصله دارد.

 

س: جمعیت منطقه ای که در آن  سکونت دارید چقدر است؟

پ: تخمین میزنم نزدیک به پانصد نفر جمعیت دارد که متشکل ازحدود صد خانوار است.

 

س: وضعیت مسکن شخصی قبل زلزله چطور بود؟

پ: مالک یک باب مسکونی تازه ساز بودیم.

 

س: میزان تلفات چقدر گزارش شده؟ از اعضای خانواده شما کسی فوت کرده است؟

پ: تلفات کلی نزدیک به ۶۰۰ نفر گزارش شده، اما بر این باوریم که آمار بیش از این است. در جایی که ما ساکن هستیم  نزدیک به سی نفر فوت کردند. خوشبختانه از خانواده من کسی فوت نکرده و فقط چند نفر زخمی شده بودند.

 

س: از وضعیت مردم در روزهای اول بعد زلزله برایمان بگویید؛ از شب اول چه ارگانهایی به کمک آمدند؟

پ: بی شک روزهای اول شرایط بسیار وحشتناکی را تجربه کردیم. هر چند که الان هم وضعیت تغییر چندانی نکرده و نه تنها رو به بهبودی پیش نرفته، بلکه برعکس رو به وخامت است. همان روز اول خیلی ها زیر آوار ماندند و چون امدادگری نبود تلف شدند. خیلی ها به شدت زخمی شده بودند. جسد متوفی ها یک یا دو روز در همان وضعیت بود. جدا از ترسی که زلزله به مردم وارد کرد، صحنه هایی که روزهای اول شاهدش بودیم ضربه های جبران ناپذیری  به روحیه مردم وارد کرد که واقعا غیر قابل توصیف  است. تاثیرات منفی که  به مرور تبعاتش آشکار می شود، از جمله خشونت های خانگی و خودکشی هایی که بسیار زیادست.

در خصوص اینکه چه ارگان هایی به کمک آمدند باید ذکر کنم با اینکه نزدیک ترین محل به مرکز سرپل شهرک ماست، با این وجود تقریباً بعد از پنج یا شش روز بود که اولین ارگان های دولتی به منطقه ما رسیدند. اما کمک های مردمی اما از همان روز دوم به محلی که من زندگی میکنم رسید که بسیاری از نیازهای ضروری و اولیه را برطرف کردند. کمکها شامل  مایحتاج  ضروری و اولیه ای که نیاز داشتیم بودند از جمله آب، دارو، غذا و…

 

س: بعد از گذشت تقریباً ده ماه هنوز چه ارگان هایی فعال هستند؟

پ: بی شک این سوال شما فقط یک جواب دارد و آنهم  اینکه  چه در ابتدای زلزله و چه الان که این همه مدت از زلزله گذشته، نهاد و گروه های مردمی فعالیت بسیار پررنگی داشتند و دارند و هنوز هم اکثر این نهادها در منطقه در حال انجام کارهای فرهنگی، آموزشی، بخش کار با کودکان، ایجاد شغل های خانگی برای بانوان و مشاورە های روانشناسی هستند. علاوه بر این کارها همچنان برای تهیه وسایل دیگر از جمله کولر و سیستم های خنک کننده و کمک های نقدی و غیر نقدی تلاش میکنند و برنامه های بلند مدت هم دارند. اما ارگان های دولتی همچنان غایبین بزرگ این روزها هستند.

 

س: وضعیت اسکان خانواده شما بعد از زلزله به چه صورت است؟

پ: حدود دو ماه است که در کانکس مستقر شدیم و تا قبل از آن در یک کَپَر(یک سازه محلی با نی) ساکن بودیم. اسکان یک خانواده پنج نفره در یک کانکس ده متری با تمام ملزومات زندگی واقعاً بسیار سخت و غیر قابل تحمل هست. از طرفی انباشته شدن تمام خانوارها در حداقل فضای محیطی واقعا یک فاجعه بزرگ است. همچنین تمام زیر ساخت ها و فاضلاب ها از بین رفته و شاهد فاضلاب های رو باز زیادی در بین محل اسکان زلزله زدگان هستیم.

مردم معتقدند تحویل کانکس به خانوارها تا حدودی یک عمل اشتباه بود و باید دولت در خارج از شهر، شهرک هایی را با تمام تجهیزات برای اسکان آماده میکرد. متاسفانه دولت حتی از انجام این کار کوچک هم عاجز بود و مدیریت ضعیف دولت حاصلش این هرج و مرج شدید در وضعیت اسکان است که تقریباً با روزهای نخست تفاوت چندانی ندارد.

 

س: مردم منطقه این روزها چگونه امرار معاش میکنند؟

پ: این منطقه قبل از زلزله هم اقتصاد فلجی داشت و اکثر خانواده ها درآمد چندانی نداشتند و شغل بیشتر مردم کارگری با مزد روزانه بود که بعد از زلزله همین درآمد ناچیز را هم از دست دادند، چرا که با شروع بازسازی ها که پیمانکارها کار ساخت و ساز را برعهده میگیرند، کارگرهای بومی را قبول نمیکنند. اینجا کارگرهای افغانستانی هم مشغول به کارهستند. به طور کلی  اکثر مردم شغلشان را از دست دادند و هیچ منبع درآمدی ندارند.

 

 

س: خود شما چطور امرار معاش میکنید؟

پ: در خود سرپل ذهاب که هیچ درآمدی وجود ندارد و هزینه های زندگی تامین نمیشود مگر اینکه فردی از خانواده در جایی خارج از این منطقه کار کند و هزینه های زندگی سایر خانواده را در سرپل پرداخت کند، وگرنه برای افرادی مثل خانواده ما که قبل از زلزله هم شغل آزاد داشتیم در حال حاضر هیچ منبع درآمدی وجود ندارد.

 

س: وضعیت بهداشت در منطقه چگونه ست؟

پ: وضعیت بهداشت غیرقابل قبول است. بیماری ها چندین برابر شده. تقریباً هر ده یا پانزده خانوار از یک سرویس بهداشتی استفاده میکنن که همین مورد باعث بیماری های عفونی زیاده شده است. فاضلاب همین سرویس های بهداشتی در سطح خیابان و کوچه ها جاری هستند و زباله های سطح شهر و روستاها اصلاً جمع آوری نمیشوند. هنوز هم برخی مکان هایی که تخریب نشدند و در اکثر مناطق هنوز نخاله های ساختمانی وجود دارند که محل مناسبی برای رشد پشه خاکی که ناقل بیماری سالک هست میباشد.

در صحبتی که با یکی از پزشکان منطقه داشتم اشاره کردند که مراجعین بیماری سالک نسبت به قبل از زلزله به صورت چشمگیری افزایش داشته که این خودش یک مهر تایید بر وضعیت وخیم بهداشتی منطقه هست. از لحاظ پزشکی و وضعیت بیمارستان هم باید این را اضافه کنیم که تجهیزات بیمارستانی خیلی ناچیزست و حتی یک آمبولانس مجهز هم در بیمارستان وجود ندارد. اطراف بیمارستان هم پر از زباله های مختلف هست و نزدیک به شهرک انباشت شده که وضع کنونی را وخیم تر کرده است. نبود امکانات پزشکی باعث مرگ بسیاری از افراد از جمله چندین کودک شده است.

 

س: دسترسی به آب آشامیدنی بهداشتی چگونه است؟

پاسخ: نه تنها در محل زندگی من، بلکه در اکثر مناطق شهر و روستاها در روز بیش از ۱۲ ساعت آب قطع بوده و متاسفانه همان آب موجود هم آلوده است. در برخی مناطق خیلی ها به بیماری های کلیوی دچار شدن که اگر آزمایش های مختلف بر روی آب های آشامیدنی منطقه انجام بگیرد، صحت این حرف مشخص خواهد شد.

 

س: وضعیت دسترسی استحمام دستشویی در منطقه چگونه است؟

پ: نزدیک به ۴۰ هزار مسکن تخریب شده که به این معناست ۴۰ هزار واحد سرویس بهداشتی از بین رفته است. تامین این حجم از سرویس بهداشتی برای خانواده ها غیر ممکن  است. مثلاً سرویس های بهداشتی در منطقه مورد استفاده ی بیش از ۱۵ خانوارقرار میگیرد که قطعی مکرر آب باعث میشود بهداشت این سرویس ها رعایت نشود که این یک فاجعه بزرگ ست.

 

س: از فعالین و خیرین روزهای اول چه کسانی هنوز سرکشی میکنند؟

پ: هنوز هم فعالین و خیرین لطف خود را شامل این منطقه میکنند و تا حد امکان در تلاشند گره های بیشتری را از مشکلات مردم باز کنند که این خود یک پرتو امید است برای این مردم.

 

س: آیا مسئولین فرماندار استاندار شهردار پیگیر وضعیت کنونی شهر هستند؟

پ: متاسفانه نه تنها هیچ گوش شنوایی، بلکه چشم بینایی هم  برای دیدن این مصائب وجود ندارد. مردم به شیوه های  مختلف مشکلاتشان را بیان میکنند؛ اما برای حل این موارد هیچ گامی به سوی جلو از طرف مسئولین برداشته نمیشود. برای اثبات عدم سرکشی و رسیدگی  نماینده های مسئولین هم باید اشاره کنم نزدیک هشت ماه است که  دفتر ارتباط حاج فرهاد تجری( نماینده شهردر مجلس) بسته شده که این خودش نشان میدهد تا چه حد مسئولین پیگیر هستند.

 

س: اصلی ترین بحران های پس از زلزله از نظر شما کدامند؟

پ: مشکلات به حدی زیاد است که گنجاندنش در یک مصاحبه امکان پذیرنیست. اما اصلی ترین آنها روند کند و بسیار ضعیف بازسازی است. از یک طرف  بانکها در پرداخت  مبلغ وام های برای بازسازی بسیار دیر عمل میکنند و از طرفی هم پیمانکارها اکثراً نیمه کاره خانه ها را رها میکنند. نوسان قیمت مصالح ساختمانی و ثابت ماندن مبلغ بسیار کم وام ها  باعث شده پیمانکارها از مصالح درجه دو و سه استفاده کنند.

اسماعیل نجار رئیس سازمان مدیریت بحران کشور یک ماه پیش گفته بودند که تا پایان شهریور ماه ساخت و سازها تمام میشود. این در حالیست که هنوز هم برخی خانه ها در مرحله کندن پی هستند. ازمشکلات دیگری که دولت به وجود آورده و در رفع آن تلاشی نمیکند، تکمیل پرونده ی خانوارهای تخریبی بنیاد مسکن است که با وجود  معطلی بسیار روند درخواست وام و غیره را به تاخیر انداخته که از جمله موانع بزرگ بر سر راه بازسازی ست.

عدم مدیریت بر شرایط منطقه از سوی مسئولین یکی از عواملیست که باعث به وجود آمدن این حجم از مشکلات شده. به طور کلی  با چنین وضعیتی این بحران سالهای سال تداوم خواهد داشت و نکته مثبتی را برای احیای این شهر نخواهیم دید.

در این میان وجود تیم های روانشناسی بسیار مهم و تاثیرگذار است. باید نیروهای بیشتری در این خصوص فعالیت کنند. چرا که به جز مسائل خودکشی، خشونت های بین افراد به علت پایین آمدن آستانه صبر و آزارهای جنسی هم تا حدودی افزایش پیدا کرده که متاسفانه در این موارد تجاوز هم وجود داشته  که باید با جدیت برای مسئلە آزار جنسی در منطقه چاره اندیشی شود. در پایان باید این نکته را تکرار کنم  که وضعیت همچنان بحرانی است و در حال حاضر سرپل ذهاب تبدیل به باتلاقی از انواع فساد و مشکلات شده که بی شک برای نسل آینده این شهر تبعات بسیار بدی خواهد داشت.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.