ناسیونالیسم پروامپریالیست و ضرورت ایجاد جبهه مشترک سوسیالیستی

268

قیام های سراسری دی ماه سال گذشته فوران خشم خلق های ایران از حاکمیت را جرقه زد. با فشار نیروهای امپریالیست جهانی و آغاز مجدد تحریم ها دوران بحرانهای گسترده جمهوری اسلامی نیز شروع شد.

خلق های ایران با شعارهایی نظیر “اصلاح طلب؛ اصول گرا دیگه تمومه ماجرا” پایان جریان نمایشی اصلاح طلبیو کل حاکمیت را اعلام کردند. معضل های اقتصادی هم فرصتی شد تا خلقهای ایران مطالبات هویتی و دموکراتیک خود را نیز مطرح کرده و انزجار خود را از سیاست های مرکزگرایانه، تک ملتی و تک زبانی اعلام داشته؛ در عین حال که دیگر حاضر به قبول سیاست های اقتصادی نئولیبرالی دولت نیز نیستند.

با شروع این سلسه قیام ها نیز تمامی جریانات اپوزیسیون کُرد و غیر کُرد، اعم از جمهوری خواه و شونیسیت ها به امید سهمی از قدرت به میدان آمده و با توان رسانه ای و مالی خود سعی در به انحصار گرفتن مبارزات خلق ها دارند.

در این میان کردستان دارای اهمیت زیادی در آینده ایران است. کردها همیشه در خاورمیانه دارای پتانسیل بسیار بالایی برای قیام و جایگاه ویژه ای از منظر مبارزاتی داشته اند و دارند. از این منظر توان پیشاهنگی هر تغییری را نیز دارا هستند. نیروهای سیاسی کُرد در چند ماه اخیر دست به سازماندهی و جنب و جوشی دوباره زده اند و هر کدام آلترناتیو های خود را اعلام کرده اند. در این میان نیروهای سیاسی کردستان دارای دو خط مشی متفاوت هستند:

  1. خط کلاسیک (ناسیونالیسم کردی) ۲. خط چپ که در ادامه به تشریح وضعیت و مواضع هردو جناح خواهم پرداخت.
  1. خط کلاسیک

تمامی جریانات راستگرا و ناسیونالیست کردی با رهبریت (مهتدی و هجری) دور هم جمع شده اند. این جریان از سویی به حزب دموکرات بارزانی و از سویی به اپوزیسیون لیبرال و پان ایرانیست ها متصل هستند و به هر دری می زنند تا مورد توجه دولت های امپریالیستی قرار بگیرند.

تاریخ این جریان در چهل سال اخیر در اذهان مردم کرد بسیار روشن است؛ از ستیز و جنگ با کومله و پیکار در انقلاب ۵۷ و بعدها خیانتها و انشعابات جریانات مهتدی با هدف ضربه زدن به جنبش کومله و همین اینک نیز مشغول لجن پراکنی های گسترده علیه پژاک از بدو تاسیس تا کنون هستند. به دلیل سرسپردگی شان به امپریالیسم و خصلت سوسیالیسم ستیزانه شان، بعید به نظر میرسد که مواضع خویش را نیز تغییر دهند، مگر که معجزه ای رخ دهد، هرچند میدانیم که عصر معجزات آسمانی نیز به سرانجام رسیده است.

این جریانات که نماینده بورژوازی در کردستان ایران هستند با شلوغ کاری های رسانه ای احساسات ناسیونالیستی و دیپلماسی نوکری از دولت ها، به جای اتکای به مردم، عملا هیچ سنخیتی با خواسته های خلق ندارند و تنها سعی در مصادره مبارزات و رنج های خلق به نفع خود دارند.

لازم به توضیح است که از منظر ما جماعت ارتجاعی عبدالله مهتدی و اطرافیانش هیچ ربطی به کومله و خط انقلابی کاک فواد ندارند و تنها شیادهایی هستند که از جعل نام کومله استفاده کرده و به هیچ وجه میراث دار آرمان های کمونیستی کاک فواد نیستند.

خطی که خود از درون گندیده و به فاجعه تبدیل شده می خواهد راه سعادت از فاجعه کنونی را ارائه بدهد؟! روزی با تحریم های بوش، کاک عبدالله مهتدی اعلام می کند تا یک ماه دیگر سوار بر تانک های آمریکایی بر میگردیم و امروز با تحریم های ترامپ بر میگردند و فرش قرمز برای پادویی شاهزاده در کردستان پهن  کنند.

اما باید دانست که این جریانات به همه چیز جز خلق تکیه کرده اند و اساس فکری و ایدئولوژی شان هیچ ربطی به مطالبات و خواسته های مردم ندارد. تنها در سودای ساخت دیکتاتوری کوردی همانند کردستان عراق و نیز بازتولید شرایط مشقت بار کنونی هستند

۲. خط چپ

اما کودار و کومله (حزب کمونیست ایران) دو جریان چپگرای کردستان ایران در میان جامعه کرد دارای مقبولیت و محبوبیت خاصی هستند و در تاریخ مبارزاتی خود کارنامه روشنی دارند. از بنکه های شورائی پنجاه و هفت سنندج و عصیان علیه فئودال ها تا کمون های امروز روژآوا مبارزینی از تبار کاک فواد و اوجلان ها هستند و هر دو امر و مسئله ی زنان را در مرکزیت سازمان خود قرار داده اند. توان سازماندهی بسیار بالایی دارند و پر از وجوه اشتراک نظری و عملی هستند. همگام با بروز بحران ها با ارائه آلترناتیو های رادیکال و خلق محور، راه حل های گذر از این بحران را اعلام کردند و همزمان مورد هجمه شدید رسانه ها و جریانات اپوزیسیون راست قرار گرفته اند.

البته مقصودم در اینجا از بیان آلترناتیو خلق محور، آحاد تحتِ ستمِ طبقاتی، ملی و جنسیتی بوده که نه تن به هیچ نظام برده دارانه، فئودالی و یا سرمایه دارانه نداده که سر به قیام برعلیه تمامی مناسبات پدید آمده توسط آنها برداشته اند.

در این میان البته انتقاد بسیار جدی متوجه هر دو جریان کودار و کومله است که در چنین شرایطی حساس و تاریخی که جمهوری اسلامی به سرکوب مداوم خویش برای تداوم بقا ادامه داده و امپریالیسم جهانی با نوکرهای داخلی اش سعی در تصرف آینده ی ایران داشته، همچنان برای برای ایجاد یک جبه مشترک تعلل بی مورد می نمایند.

این درحالی است که نیروهای انقلابی و هواداران این دو جریان در کردستان عملاً خواستار همبستگی این دو هستند. ایشان نباید با نگاه های حزب محوری به فکر هژمونی سازمان خود باشند. بلکه در این مقطع یک ضرورت انقلابی است که با دیدگاهی عمیقاً سوسیالیستی، طبقاتی و متکی به اراده خلق اختلافات را کنار گذارده و در قالب یک جبهه ی واحد به سازماندهی و تغییرات رادیکال در برابر حاکمیت کنونی و اپوزیسیون پروامپریالیست بپردازند.

و تنها با ایجاد سنگری مشترک برای مبارزه توسط این رفقاست که امکان پیوستن تمامی نیروهای چپ در ایران فراهم می شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.