راسان، حدکا و ماجراجویی سیاسی

361

ڕاسان عنوان طرحی است که اخیراً از جانب یکی از احزاب اپوزیسیون یعنی حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا) مطرح و گاهاً در قالب حضور مسلحانه در داخل مرزهای ایران پدیدار گشته است. فارغ از رویکرد فکری و ایدئوژیک من، همچون  یک شهروند  کورد  که  دل در گرو  تحقق عدالت  اجتماعی، رفع ستم ملی و تحقق دمکراسی به معنای واقعی آن دارم کاملاً محق  هستم  که این پروژه را واکاوی، نقد  و آسیب  شناسی نمایم .

در حال حاضر در شرایطی هستیم که هر ناظری  دارای اندک  دانش سیاسی  و اطلاعات  سردستی  تاریخی از جملە تاریخ انقلابات داشتە باشد بە خوبی میداند کە اوضاع  سیاسی، ساختار و چینش  قدرت در ایران در حال تحول  بنیادیست و اگر اتفاق خارق العادە ای واقع نشود،  شکاف های موجود  نە صرفاً یک بحران گذرا؛ بلکە  یک  دورە ی انقلابی است.( مطالعه کتاب کالبد شناسی چهار  انقلاب  کرین برینتون،  و آثار  لنین  می تواند  در این  باب  روشنگر باشد).

تداوم جنبش  دیماە ۹۶ در نیمە ی اول سال ۹۷  نشان  می دهد کە شکاف مابین حکومت و ملت خلائی پر ناشدنی است. اگر  متولدین دهه ی  ۶۰گفتمان رسمی جمهوری اسلامی را میفهمیدند؛ اما  غالباً نمی پذیرفتند، متولدین دهه ی هفتاد بە طور شالودە ای گزارە های پایە ای این گفتمان را حتی نمی فهمند. در واقع زبانی  مشترک  با مفاهیمی  مشترک جهت تفاهم  فی مابین  وجود ندارد.

در چنین  شرایطی غرب و هم پیمانان مرتجع منطقە ای آن،  در سدد ماهیگیری از این آبند.  به طوریکه از نارضایتی و قیام مردمی همچون کارتی جهت به بیراهه بردن و امتیازگیری نه از جمهوری اسلامی، بلکه از  کلیت  ایران  فارغ از نظام حاکم بر آنند. تحریم هایی بر ایران تحمیل می کنند که به وضوح مردم و نه  حاکمیت را زیر  فشار می گذارد و از قضا قدرت مطالبه گری و پیشبرد جنبش را متحمل استهلاک می کند.

در  همین  لحظە ی تاریخی  رهبران  احزاب ناسیونالسیتی  کورد  سر از امریکا و  کنفرانس هایی در می آورند کە بە وضوح نقطە ی اشتراک شرکت کنندگان در آن بر اندازی به کمک  ابزار و حمایت امریکا  و غرب است.

پروژه ی راسان که چندی پس از مطرح شدنش، سر و صدایش خوابید و لاجرم عقیم ماند، دوباره زنده  شد. حضور دسته های پیشمرگ ها در خاک ایران سیر سعودی گرفت.

در این حین که اصفهان، مشهد و کرج  درگیر اعتراضات خیابانی  بودند، دسته دسته نیروهای نظامی سپاه پاسداران در جادها و معابر بین شهری حاضر و با دوربین نظامی در حال رسد کوهستانهای کوردستان شدند. جو ملیتانت و امنیتی حاکم  شد. حتی نگاه مردم کورد همچون سازماندهی شده  ترین  نیروهای ایران به کوه و اخبار جانباختن نیروهای دو طرف دوخته  شد. همچنین فرصتی جدی برای دستگاه قضایی فراهم شد که به دستگیری های گسترده و خفه کردن مردم معترض بپردازد .

به طور عینی مشی مسلحانه ناخواسته یا عامدانه وظایف پلیس ضد شورش را  متقبل  شد. کوردستان  به اعتراضات نپویست و در طرف مقابل در گفتگوی سران احزاب ناسیونالیست کورد  با  تلویزیون ایران انترنشنال مشاهده کردیم که در برنامه ی دادگاه گونه ای، مهتدی و شرفی عملاً هیچ استدلالی  برای فعل مسلحانه ارائه ندادند و لکنت و محکومیتشان در مقابل دو جوان  نسبتاً ناشناخته، برای  لحظاتی کل جنبش کوردستان را از مشروعیت انداخت .

نیاز به توضیح  نیست که استراتژی  شاخ و شانه نشان دادن به جهت جلب توجه امریکا و به رسمیت  شناختن هر جریانی همچون آلترناتیو نه عملی است و نه به حال  مردم کورد مفید.

جنبش تحول خواه مردم کورد و همراستاییش با جنبش سراسری که نمود خود را در اعتراضات  کارگری، اعتراضات معلمان و جامعه ی کوردستان به طور عام  نشان داده، خود در حال پیمایش مسیر  خود  است. ابداً  بیراه نیست که عنوان انقلاب مداوم را برای آن بر گزینیم.

با توجه به موارد فوق لازم است که نیروهای مستقل، فعالین صنفی، کارگری و روشنفکران  کوردستان بدون تعارف و شفاف این آسیب ها را گوشزد  کنند. گرفتاری در نوستالوژی چریکی و سکوت در قبال  ماجراجویی های هر جریان چه دارای پایگاه مردمی  و چه موج سوار نقشه های امپریالیستی نه مقبول و نه مشروع و نه دارای توجیه نظریست. 

با توجه به اینکه حدکا تاکنون هیچ  بحثی جدی و نظری در باب لزوم این استراتژی ارائه نداده، دست کم لازم است که به طور صریح از طریق رسانه هایش توضیح دهد که بر کدام مبنا چنین  ماجراجویی های را  در چنین  شرایطی  پیشه کرده  است.

 در عرصه ای دیگر  نظر به اینکه تاکنون هیچ توجیه درست و عمیقی ارائه نشده، ضروریست که از جانب افراد مستقل و نیروهای داخل کوردستان ایران هر گونه کنش مسلحانه و کوری که صرفاً  باعث جان دادن تعدادی از  جوانان  همین سرزمین گردد، محکوم شود و از ادامه آن جلوگیری  گردد.

باشد  که اعتراضات و جنبش داخلی راه صحیح خود را  طی کند.

1 نظر
  1. ararat می گوید

    دوست گرامی فرموده اید کردستان به اعتراضات نپیوست من از شما میپرسم چهل سال پیش که خمینی فتوای جهاد علیه کردستان را صادر کرد و کردستان به عنوان تنها سنگر ازادی خواهی خلقهای ایران منتظر دست یاری باقی هم وطنانش بود مگر انها به ما پیوستند؟بر عکس به فتوای جهاد امامشان لبیک گفتند و با پای پیاده به عزم جهاد راهی کردستان شدند مثل اینکه فراموش کرده اید که مردم کردستان همیشه در عادی ترین شرایط هم به سه اتهام کرد بودن سنی بودن و سیاسی بودن مواجه بوده اند بله کردستان به اعتراضات نپیوست و این یک استراتژی عاقلانه بود چون بهانه ای را که منشاء ان سادیسم و کورد ازاری است به دست رژیم نداد.دوست گرامی شما فراموش کرده اید که برخوردها با جوانان کورد قابل مقایسه با برخورد مثلا در شهری مانند مشهد یکی نیست در انجا شهر امام هشتم است و معترض هم یک فرد شیعه که اکثرا به جمهوری اسلامی اعتقاد و التزام دارند اما در کردستان چه؟بیایید واقع بین باشیم در یک کلمه از خوردن خون کورد هم سیراب نمیشوند ساختار کشور ایران یک ساختار چند ملیتی و موزاییک مانند است که در هر نقطه ان شیوه مطالبات و خواستها با هم تمایز دارد متاسفانه تحلیلهای شما و همفکران شما چنان خام و نسنجیده است که گاها نیاز به مترجم دارد واضح و مبرهن است که درک ناکافی از تارخ ایران و شناخت ناکافی از شرایط اجتماعی و سیاسی کشور شما را به چنین رویکردهایی سوق میدهد بهترین نمونه پروژه ای است که در این اواخر کودار ارائه کرد در بخشی از ان به جای اشاره به تبانی اخوندهای شیعه با دولتهای امپریالیستی و به انحراف کشیدن انقلاب مردم توسط خمینی و کارتر با لحنی عاری از عقلانیت سیاسی اشاره میکند که جمهوری اسلامی از اهداف راستین خود دور گشته است!!در یک کلام به دلیل دسته بندیهای منطقه ای و قرار گرفتن پ ک ک در محور ایران سوریه و روسیه و ترس از دست دادن پشت جبهه خود که ایران باشد طرفداران این مکتب فکری قصد رنجاندن جمهوری اسلامی را ندارند و تمام سعی و کشش خود را صرف رفع فشار بر جمهوری اسلامی کرده اند غافل از اینکه گره دادن سرنوشت خود با جمهوری اسلامی و همفکرانش در منطقه قمار بر سر اینده سیاسی خود است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.