اوضاع سیاسی، رژیم اسلامی و طبقه کارگر

248

حکومت جمهوری اسلامی با سرکوب انقلاب و با حمایت دول غربی به قدرت دست یافت. این حکومت از آغاز تا کنون ریاکارانه زیر پوشش شعارهای ضد امپریالیستی، مشی سیاسی و اهداف خود را در سمت و سو با سیاستهای بورژوازی جهانی و مناسبات آن تا به امروز پیش برده است.

بورژوازی در کشورهایی چون ایران احتیاج به حکومت‎های سرکوبگر داشته و دارد، نقش ایران در تقسیم کار جهانی، اساساً سرمایه در فرم انحصاری و در صورت تعامل و پاسخگویی به نظام جهانی سرمایه، دارای بهره‎ وری و سوددهی است. سود دهی سرمایه در کشورهایی چون ایران، بر دو عنصر منابع اولیه و نیروی کار ارزان استوار است. برای بورژوازی جهانی وجود رژیم اسلامی در ایران، با تنظیم مناسبات در منطقه و در سطح روابط با دولت های سرمایه داری با نفوذ در اعمال سیاست های جهانی معنی پیدا کرده و حول این اهداف عمل می کند. طبقه کارگر در ایران با درک و شناخت اهداف و سیاست های بورژوازی خواهد توانست به روش های مبارزاتی کارآمد و در نتیجه به پیشروی در سازمانیابی و رسیدن به اهداف خود دست یابد.

بورژوازی مستبد ایران با بکارگیری ارگانهای سرکوبگرش از نیروی کار ارزان و سودآور کارگران در انباشت سرمایه حداکثر استفاده را نموده و هر حرکت اعتراضی و آزادیخواهی کارگران و توده های زحمتکش مردم برای احقاق خواسته هایشان را با سرکوب و زندان، شکنجه و اعدام پاسخ می دهد. عملکردهای حکومت اسلامی بنا به مقتضیات و ضرورتهای ساختاری بورژوازی در سرکوب نیروهای انقلابی و کمونیست و خفه کردن هر صدای آزادیخواهی و سرکوب جنبشهای اجتماعی خصوصاً جنبش کارگری و برقراری یک دیکتاتوری عریان، از اهمیت ویژه ایی نزد امپریالیستها برخوردار بوده و در منطقه دست بالا را دارد.

همزمان با حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران طیف ارتجاع اسلامی منطقه را فرا گرفت. تقویت و رو آمدن این نیروهای متوحش و ارتجاعی در گرو سرکوب جریانات ترقیخواه سیاسى و اجتماعى بوده و هست. جمهوری اسلامی به عنوان یکی از سردمداران این جریاناتِ ارتجاعی در منطقه نقش اول را داشته و با دخالتگری و صادر نمودن سیاستهای ارتجاعی مذهبی نفوذش را در منطقه و برخی از کشورها توسعه داده است. نمونه های آن در عراق، لبنان، یمن، سوریه بر کسی پوشیده نیست. امروز که منطقه خاورمیانه به جدال و کشمکش نیروهای ارتجاعی و قومی با اعمال نفوذ سیاستهای دولتهای امپریالیستی تبدیل شده است، نقش سیاستهای جمهوری اسلامی در آن عیان تر است.  

تحریم های دور گذشته بار سنگینی به دوش کارگران و زحمتکشان بود و تحریم های آتی هم مانند گذشته سختی و دشواری بیشتری را از طرف امپریالیستها و رژیم سرمایه داری اسلامی به کارگران و زحمتکشان تحمیل خواهد کرد و بار و رنج بیشتری را عایدشان خواهد نمود. شکی در این نیست که در دیپلماسی بورژوازی محاسبات و بده و بستانها بر طبق منفعت سرمایه جهانی انجام خواهد گرفت و نه جامعه.

به سر کار آمدن دولت روحانی که با نقشه هدفمند جمهوری اسلامی برای پیشبرد سیاستهای سازشکارانه با امریکا رسمیت یافت، قصدش این بود که با انجام این مذاکرات و پایان دادن به تحریمها  به بحران اقتصادی و سیاسی خود سر و سامانی دهد و نه اینکه با رفع تحریم درصدی از فقر و فلاکت توده های مردم کاهش یابد.

اصلاح‌طلبان با فشارهای بین‌المللیِ وارد آمده بر کلیت جمهوری اسلامی در رابطه با برنامه هسته ای و تحریم ها و همچنین از طریق هژمونی سیاسی و رسانه‌ای تلاش کردند پروسه بازگشت گام به گام به مناسبات قدرت را در پیش بگیرد. در ادامه این روند، موج بنفش اعتدالیون و دولت تدبیر و امید شکل گرفت. طیف چشمگیری از این سبزها و بنفش ها در استقبالی که از ظریف در برگشت از مذاکرات لوزان انجام گرفت را شاهد بودیم. آنها با هلهله و شادی از سرانجام مذاکرات نه تنها خوشنود شدند، بلکه به دولت  و سران مملکتی ابراز کردند ما در این موضع گیریها در قبال امپریالیست ها هیچ اختلافی با شما نداریم. ما هم خود حافظ سرمایه و این سیستم و سرمایه جهانی هستیم.

مهم نیست که جمهوری اسلامی با به فقر و فلاکت کشاندن میلیونها نفر هزینه های سنگینی برای برنامه های هسته ای خود صرف نموده تا شاید روزی این شانس را بیابد که یکه تاز منطقه شود و اوباشان مرتجع منطقه را با خود همراه نماید. اکنون که امریکا و هم پیمانانش می خواهند به او افسار بزنند و جلو فعالیتهای هسته ای وی را بگیرند، نه تنها نباید در مقابل آنهمه هزینه ای که مصرف شده جوابگو باشند، بلکه برای تسلیم شدن کامل در مقابل اربابان خود مستحق گرفتن جایزه شدند.

البته سیاست هسته ای و خطر آن برای منطقه از طرف امپریالیستها که با بوق و کرنا گوش جهان را کر نمود، بازی ای بیش نبود. چه کسی است نداند کشورهایی از جمله اسرائیل، روسیه و عربستان و خود امریکا بخشا در منطقه تجهیزات هسته ایشان دهها برابر از جمهوری اسلامی مجهزتر و خطرناکتر است؛ اما برای اینکه امریکا و ایران سیاستهای عوام فریبانه خود را در منطقه در پشت پرده پنهان نگه دارند و هر مماشاتی را با هم به حساب برنامه های هسته ایی بگذارند این مسئله را علم نموده، از لیبرال و اصلاح طلب و سبز و بنفش هم با آن هسو و همراه شدند. در مجموع به غیر از خود سران حکومتی، طیفی از اصلاح طلبان رانده شده از حاکمیت و ناسیونالیست ها و شوونیست های اپوزیسیون نیز از این مذاکرات به هیجان آمده  و ابراز شادمانی کردند!

تنش های سیاسی چند ساله بین جمهوری اسلامی و آمریکا ـ اروپا، که سرانجام به مسئله تحریمها ختم شد، نتیجه اش استثمار شدید و فقر و فلاکت و بیکاری وسیع و دستمزدهای زیر خط فقر برای توده های کارگر و زحمتکش جامعه بود. و همین طبقات فرودست بهای سنگینی در بابت تحریمها که تورم و گرانی سرسام آور را بدنبال داشته، پرداخته اند و برکاتش هم نصیب کشورهای امپریالیستی و سرمایه داران خارجی و داخلی و بیش از همه مافیای نظامی و اوباشان قاچاقچی، شد!

سپاه پاسداران در دورۀ تحریم ها به واسطۀ بازار سیاه و پیدا کردن کانال ها و مجاری دور زدن تحریم، خود منافع مالی هنگفتی به جیب زده واکنش های مخالف به توافقات از سوی عناصر حول سپاه پاسداران از همین جا ناشی شد. البته به توافق رسیدن رژیم جمهوری اسلامی با امپریالیستها راه چنگ اندازی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را در سرمایه های ایران هموارتر کرد، که پیامد آن گسترش خصوصی سازیها در سطح وسیعی بود. یادمان باشد که تحمیل بیگاری ورزی به خیل بیکاران از نتایج سیاسی-اقتصادی همین دوران بود.

این خصوصی سازیها زمینه را برای سرمایه های خارجی و به تاراج بردن مواد خام اولیه و نیروی کار ارزان کارگران بطور مطلوبی برای سرمایه جهانی فراهم نمود. در حال حاضر عواقب شوم این خصوصی سازیها که از طرح های نئولیبرالیستی نشئت می گیرد، بخش وسیعی از طبقه کارگر در ایران بطورعینی آن را در زندگی روزمره خود تجربه کرده اند و لطمات سنگینی که در قٍبل آن را متحمل شده اند با تمام وجود خود احساس نموده و تاوان آن را با فقر و فلاکت و بیکاری هر بیشتر پرداخته اند.

تا جائی هم که به سطح جهانی بر می گردد، تجربه تاریخی چند دهه به روشنی نشان میدهد که اجرای سیاست‌ خصوصی سازیها در کشورهای در حال توسعه عموماً منجر به بیکاری، تشدید فقر توده های زحمتکش، محرومیت طبقات کم در‌آمد‌تر از آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و سایر خدمات عمومی، گسترش فواصل طبقاتی، کاهش ارزش پول ملی این کشورها، واردات بی حساب و کتاب، ورشکستگی و ویرانی تولیدات داخلی، گسترش دلال بازی و رانت خواری مالی است.

در پی این تجارب خصوصی سازیها است که کارگران بخش هایی از صنایع بزرگ ایران از جمل  پل آکریل اصفهان، چادر ملو و سنگ معدن بافق و … دست به یک حرکت جدی بر علیه این طرح خانمان سوز خصوصی سازیها زدند. این خطر برای کل طبقه کارگر در ایران ضروری است که جدی تلقی شده و توجه آنها را به این وظیفه مهم جلب نماید که با اتحاد و همبستگی سراسری در قامت یک طبقه بر علیه این سیاستهای ض دکارگری دولت و نظام سرمایه جمهوری اسلامی به پا خیزند.

جمهوری اسلامی بویژه در طول پانزده، شانزده سال اخیر، با توجیه تحریم ها خواست و مطالبه کارگران و توده های مردم را بی پاسخ گذاشت، گرانی، تورم، بیکاری و فقر هر چه بیشتری را به مردم تحمیل کرد و با حربه تحریم ها ضمن اینکه توده های مردم را به ریاضت کشی واداشته، اعتراض و مبارزه علیه گرانی، بیکاری، فقر و تورم را هم به شدیدترین وجه سرکوب کرد. وضع کار و زندگی کارگر و توده مردم محروم جامعه نه با ”توافق قطعی تحریم ها” و نه با وعده و وعیدهایی پوچ و توخالی سران جمهوری اسلامی به مردم، رونق یافت.

شاخص حقیقی بهبود وضع کار و زندگی کارگران و توده های محروم جامعه را باید در کاهش قابل محاسبه میزان بیکاری ها، پایین آمدن نرخ تورم، بالا رفتن سطح دستمزدها، افزایش قدرت خرید زحمتکشان، ارائه خدمات عمومی رایگان به جامعه و در بهره مندی خانواده های کارگری از یک زندگی متعارف بر مبنای استانداردهای جهانی را جستجو نمود! اما آنطور که معلوم است چنین ”توافقی”، سفره خالی توده های کارگر و زحمتکش را رونق نداد، بلکه ادامه پیدا کرده و وخیم تر شد.

قطع تحریم تنها به نفع آن سرمایه داری که ارز و پولش در این بانک و آن بانک خارجی معلق شده اند؛ یا سرمایه داران بازاری ای بود که بر اثر تحریم ها اختلالاتی در معاملات صادراتی و وارداتی اشان ایجاد شده بود! تحریم دوباره سناریو قبلی را تکرار خواهد کرد و ادامه فقر که در زمان غیر تحریم هم کماکان در حال به فلاکت اقتصادی بیشتر رساندن اکثریت مردم است.

از آنجایی که کارگر و زحمتکش هیچ نقش و نفعی در کشمکش های بر سر مسئله اتمی، تحریم و … نداشته و ندارند و این را هم می دانند که در نتیجه همین کشمکش ها و به بهانه های مختلف، حق و حقوق بسیاری از آنان به شدیدترین شکل پایمال شده و هزینه سنگین صدها میلیارد دلاری این پروژه هم از نتیجه کار و زحمت آنها به تاراج رفته است. رژیم تا کنون کوچکترین اعتراض را با سرکوب و زندان و اعدام جواب  داده است.

آنچه تا کنون عاید کارگران شده است این است: حکم شلاق و سرکوب اقتصادی و سیاسی. کارگران راهی جز این ندارند که دولت و سران حکومتی را به چالش بکشند و آنها را وادار سازند پاسخی جدی به مطالبات شان بدهند. در شرایط کنونی با خواست تامین حداقل معیشت همگانی و اعتراضات و مبارزات اجتماعی علیه رژیم را در هر کجا که میتوان باید سازمان داد. سرمایه‌داری در ایران در هر دوره‌ای از حیات سیاسی‌شان نیروی کار را برای سوددهی بیشتر، ارزان نگه داشته است.

از آنجائیکه “مبارزه آشتی ناپذیر میان سرمایه دار و کارگر مزد را تعیین می کند” مسئله دستمزدها همیشه به عنوان تضاد اصلی بین سرمایه دار و مزدبگیران عمل کرده است. بنابراین، سطح پائین دستمزدها و ارزان نگه داشتن نیروی کار از دهه‌ی پنجاه  گرفته تا تعطیلی و ممنوعیت تمامی تشکل‌های کارگری در دهه‌ی شصت، تا گشودن آتش به روی کارگران معترض خاتون‌آباد به قوت خود باقی است.

یک روز کارگر را دستگیر می‌کنند، یک روز کارفرما را به جانش می‌اندازند تا به بهانه‌ی ادعای خسارت از او شکایت کند، یک روز شلاقش می‌زنند، یک روز او را به جرم تشکیل سندیکا بازداشت می‌کنند، یک روز هم او را مُخرب می‌خوانند و او را به زندان روانه می کنند. مبارزه تعطیل ناپذیر نیروی کار بر علیه سرمایه بخش جدانشدنی روابط کار و سرمایه در ایران بوده و خواهد بود. چه تحریم باشد، چه نباشد. مگر قبل از تحریم‌های غرب کارگر زندانی نداشتیم؟ و یا حق داشتن اعتصاب و تشکل کارگری وجود داشت. با برداشتن تحریم‌ها شرایط اکثریت مردم کماکان خرابتر و خرابتر شد و بهبودی ایجاد نشد؛ ایضا با تحریم هم!

درهای اقتصاد ایران به سوی سرمایه گذاری خارجی باز شد. اما با خود تغییری در بهبود وضعیت کارگران و زحمتکشان ایجاد ننمود. شدت خفقان در ایران و نارضایتی توده ها به دنبال آن در چهار دهه سرکوب بی وقفه، چنان درجه ای از اعتراض را در خود انباشته که امروز بصورت اعتصابات و اعتراضات توده ای مختلف در سطح وسیعی از جامعه نمایان است.  به همین دلیل است که هر بار با بروز هر رویدادی، از تقلب انتخاباتی تا اسیدپاشی ها، دزدیهای سران و دست اندرکاران رژیم گرفته، شعله های اعتراض از زیر خاکستر بیرون می آید. بخصوص اعتراضات کارگری نیز هر بار نشان داده است که به سرعت و در کم ترین زمان ممکن توانسته و می تواند با به میدان آمدن به شکل اعتراضات و اعتصابات برای مطالبه خواسته های خود رژیم سرمایه را به چالش بکشد.

درست به همین دلیل است که به هر اعتراض و اعتصابی، واکنش شدید سیاسی و قضایی نشان داده می شود که حکم قرون وسطایی برای کارگران معترض صادر میکند. رژیم اسلامی در این چهارده از هر ابزاری برای ایجاد تفرقه در میان کارگران و زحمتکشان استفاده میکند، سرکوب و بی حقوقی مطلق برای کارگران افغانی و مردم افغانستانی مقیم ایران از شنیع ترین روش هایی بوده است که با دلقکهای خانه کارگر و شوراهای اسلامی اش هر سال در روز اول ماه مه عربده میکشند.

با استبدای که حکومت سرمایه جمهوری اسلامی در این چهار دهه  بر جامعه ایران و بویژه جنبش کارگری حاکم نموده است، کارگران برای متشکل شدن و ایجاد تشکلهای خود با سرکوب، اخراج، دستگیری و زندان روبرو بوده اند. اما با تمام این سرکوبها دست به اعتراض و اعتصاب و ایجاد تشکلها به اشکال مختلف زده اند.  با طرح مطالبات و خواستهای خود از جمله: ایجاد تشکلهای مستقل، افزایش حداقل دستمزد، لغو قراردادهای موقت و سفید امضاء، حقوق بازنشستگی، لغو کار برای کودکان، آزادی کارگران زندانی و تمامی زندانیان سیاسی و مبارزه برعلیه خصوصی سازیها و … به مبارزه برخاسته اند.

کارگران تنها با همبستگی طبقاتیشان می توانند دولت را وادار به عقب نشینی نموده و ثابت نمایند که استفاده از حربه تحریم یا لغو آن، جنگ و ترساندن مردم از وضعیت عراق و سوریه  و … تاثیری نخواهد داشت. کارگران و متحدین آنها با اتحاد و همبستگی و هر چه بیشتر متشکل شدن خواهند توانست در مقابل سیاستهای رژیم سرمایه و اربابان امپریالیستی شان بایستند، برای از بین بردن فقر و فلاکتی که امروز دامن میلیونها انسان زحمتکش را گرفته قدم بردارند و از انجام هر طرح و قانون ضد کارگری که هستی طبقات فرودست را به نیستی تبدیل می کند ممانعت به عمل آورند.

در رابطه با فلاکتی که بر کار و زیست کارگران و معلمان و پرستاران و اکثریت جامعه حاکم است میتوان ان حلقه اصلی را یافت که با طرح آن بتوان اعتراضات پراکنده و حرکت های اجتماعی جدا از هم را بهم متصل کرد و افراد جامعه اعم از شاغل و نیمه شاغل و بیکار را در بر بگیرد. بیکاری معضل سرمایه داری است و ربطی به افراد بیکار ندارد. و با این همه امکانات و بالا بودن تکنولوژی جامعه قادر است معیشت همگانی را تامین کند . با طرح شعار حق معیشت همگانی می بایست به تقویت مبارزات اجتماعی پرداخت و اعتراضات با طرح روشن در جهت توده ای شدن گام برداشت. این رژیم را تنها با یک نیروی اجتماعی می توان از میان برداشت.

کانون کارگران سوسیالیست

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.