جنبش کارگران نیشکر و فولاد پیشگامان ایجاد شوراهای کارگری

156

کارگران تولید کنندگان تمام نعمات مادی بشریت هستند. هر شیئ که برای زندگی رفاه و آسایش ما نیاز است با دست کارگران ساخته شده یا توسط آنان برای مصرف آماده و تکمیل شده است. خودرو، ساختمان، خوراک، پوشاک، هواپیما، قطار، کشتی و… هرآنچه برای بقای بشر نیاز است کارگران ساخته و تولید کرده اند. اما کارگران هیچ دخل و تصرف و حق مالکیت بر تولیدات خود را دارا نیستند.

سرمایه دار برای ماندگاری خود جامعه را به دسته جات متفاوت تقسیم میکند. مشاغل را چنان طبقه بندی کرده است که تضاد طبقاتی میان کار و سرمایه درهاله ای از ابهام گم و گور شود. اولویت بندی مشاغل از طرف دولت و کارفرما، تشتت و پراکندگی کارگران ومزدبگیران را دامن زده است. هرچه کارگران و مزدبگیران پراکنده تر باشند، تسلط و کنترل آنان برای دولت و کارفرما آسان تراست. کارفرما تلاش میکند با ایجاد جو بدبینی و شک تردید در میان کارگران، محیط اجتماعی آنان را آشفته و مسموم کند.

اینجاست که حضور فعال و پیشرو کارگری در محیط  کار، ازاولویت ویژه ای برخوردارمی شود. رژیم جمهوری اسلامی با تمام قدرت درمقابل شکل گیری تشکلات مستقل کارگری ایستاده است. دو سندیکای هفت تپه و شرکت واحد و دیگرتشکلات فعالان کارگری برای بقای خود هزینه های فراوانی دادند.

در عوض روحیه مقاومت و ایجاد تشکل پذیری مستقل کارگری وتوده ای را درجامعه نهادینه کردند. با تشدید بحران سرمایه داری درایران، رکود، تورم، حقوق های معوقه، بیکاری، ورشکستگی و یا تعطیل شدن بیش ازهفتاد مراکزکار و اشتغال، غارت و دزدی سران فاسد حکومت؛ اعتراضات کارگری و خیزشهای اجتماعی را وارد فاز دیگری گشتند.

نیشکرهفت تپه و فولاد اهواز شعار ایجاد شوراهای کارگری را فریاد زدند. این حرکت سازمان یابی مستقل کارگری را وارد فاز نوین جنبش سرمایه ستیزی و طبقاتی کرد. باید تلاش و کمک کرد تا پرچم ایجاد شوراهای کارگری بر هر مراکز کار و زیست افراشته شود. شعارایجاد شوراهای مستقل کارگری بزرگترین رکن رسیدن به سیستم دمکراتیک متشکل نیروی توده ها است.

شوراهای کارگری بدون برنامه ریزی از پیش طراحی شده توسط عده ای خاص، بطور طبیعی و درجریان مبارزه رودرو، کارگران ومحرومان با سیستم انسان ستیزسرمایه داری به وجود می ایند. ایجاد شوراها جواب به یک نیاز حیاتی طبقه کارگر و توده های ستمدیده است. کارگران با شعار ایجاد شورا، تمام نیروهای آزادی خواه، عدالت محور، ستمدیده و برابری طلب را برای متشکل شدن در جهت رسیدن به حاکمیت مستقیم توده ای، فراخوانده اند.

شعار ایجاد شورا در محل کار و زیست باید هر آنچه بیشتر طنین انداز شود. جنبش های اجتماعی از جمله جنبش گرسنگان که در دیماه نود وشش آغاز یافت، رویکرد سازمان یابی درونی متکی به نیرو و توان توده ای دارد. جنبش کارگری، معلمان، دانشجویان، زنان، رانندگان، پرستاران، فعالان محیط زیست، کشاورزان، گروهای فرهنگی و هنری وجنبش توده ای گرسنگان و آزادی خواهان با مطالبات مشترک به هم گره خورده اند.

رانت وغارت دزدی و چپاول، ریشه اقصاد بیمار ایران را از بیخ و بن کنده است. بیکاری، گرانی و رکود به اوج خود رسیده است. توده های مردم از طبقه کارگر تا طیف ها ولایه های میانی جامعه، آرمان و آرزوهای خود را خارج از رژیم جمهوری اسلامی جستجو می کنند. مهم ترین وجه اشتراک این جنبش ها رسیدن به آزادی وعدالت اجتماعی است.

این اشتراکات زمینه ایجاد تشکلات مستقل توده ای و شوراهای کارگری و محلات را به وجود آورده است. سرمایه داری مردم را درجنگ و فقر و نابرابری گرفتار کرده است. محیط زیست در حال نابودیست. خاورمیانه و افریقا در آتش جنگ فرقه ای ساخته قدرتهای بزرگ درحال سوختن است. بخش وسیعی ازتوده های محروم وستمکش این کشورها، ازترس جنگ، خشونتهای فرقه ای، مذهبی، قومی، زورآزمایی قدرت های بزرگ و رژیمهای فاشیستی ومستبد، خانه و کاشانه خود را جاگذاشته و برای رسیدن به مکانی امن، یا در دام گروهای تبهکار قاچاق انسان گرفتار شده، تمام هست و نیست خود را از دست داده اند، یا در کشورهای دیگر به بردگانی مزدی تبدیل شده و به وحشیانه ترین وجه ممکن، استثمار و زجر داده می شوند.

رژیم ایران یکی ازعاملان و آمران موثر در شکل گیری گروهای فرقه ای و تروریست، جنگ و کشتار و بی ثباتی در منطقه وجهان بوده و هست. براین اساس، سرنوشت مردمان رنجکشیده و محروم  کشورهای منطقه به تغییر و تحول بنیادی درایران، نابودی جمهوری فاشیست اسلامی و به قدرت رسیدن کارگران وستمدیدگان گره خورده است.

هرگونه تفرقه و نفاق برای طبقه کارگر و توده های محروم و ستمدیده ویروسی است مرگبار که با کمترین هزینه برای سرمایه دار، توان طبقاتی محذوفین را به نابودی و تباهی می کشاند. اگر چهل سال حاکمیت مستبد، فاشیست و غارتگر جمهوری اسلامی با وجود بحرانهای ادواری عمیق سیاسی، اقتصادی واجتماعی  توانست پابرجا بماند، تنها در نتیجه سرکوب خشن و کشتارمخالفان نبوده است. فاکتوردیگر حیات وبقای آن، تسلیمیت، تمکین و سازش لایه های میانی به شدت محافظه کار و بخشی از محرومان و ستمدیدگان به این حکومت بوده است.

اعتراضات دیماه و ادامه اش ثابت کرد که در صورتی محرومان و ستمدیده گان به خود باوری برسند، زلزله عظیمی به وجود می آورند که هیچ قدرتی توان مقابله با آن را ندارد. حکومت جمهوری اسلامی می داند با وجود گذار توده های کارگر و ستمدیده از رژیم و شعار برچیده شدن آن، هنوز در عدم وجود سازمان و تشکل مستقل توده ای، چند صباحی از عمر ننگینش باقی مانده است.

کارگران نیشکرهفت تپه و فولاد اهواز در یک حرکت طبقاتی، شعارایجاد شوراهای کارگری را فریاد زدند. این حرکت لازم است در صنفها و مراکز کار و تداوم آن به  حرکت بزرگتری درمحل زیست نیز تبدیل شود. ایجاد شوراها و تشکلات مستقل توده ای در محل کار و زیست، گامی حیاتی است برای رسیدن به خودمدیریتی.

همچنانکه اعتراضات توده ای هر بار پخته وسیاسی تر می شود، زمینه شکل گیری اتحاد وهمبستگی کارگران و ستمدیده گان نیز بیشترفراهم می آید. میان توده های مردم و فاشیسم اسلامی فاصله عمیقی به وجود آمده است. رژیم با گران کردن تعمدی کالا و ارز سعی میکند توده ها را زیر بار سنگین تورم ومخارج زندگی به بند و زنجیر بکشد و آنان را در مقابل سیاست انسان ستیزش به زانو درآورد.

ترس ازفروپاشی، حکومتی ها را به جان هم انداخته است. هر گروه و جناحی سعی میکند با افشای جنایت و فساد طرف مقابل، خود را پاک ومنزه جلوه داده وتمام مشکلات را به گردن طرف مقابل بگذارد. مردم رنج کشیده وستمدیده ایران می دانند تمام مسئولان از هر گروه و جناح مجموعه ای فاسد و جنایت کار هستند که باید به زباله دان تاریخ انداخته شوند.

ابعادجنایت و خیانت سردمداران این حکومت آنچنان وسیع است که نه تنها مردم ایران بلکه کل خاورمیانه را درمنجلاب جنگ، ترور، فقر و کشتار فرو برده است. باری: انقلاب کارگران و ستمدیدگان ایران پیام و ارمغان دوستی، صلح و همزیستی مسالمت آمیز برای تمام منطقه خاورمیانه خواهد بود.

فضای حاکم برجو سیاسی ایران، آزادی خواهی، عدالت پروری و برابری طلبیست. گروها وجریانات مرتجع، واپسگرا، تروریست و تمامیت خواه، جایی درجامعه تحول یافته و مترقی ایران ندارند.

آلترناتیو بعد ازجمهوری اسلامی در نیشکرهفت تپه، فولاد اهواز وا عتراضات توده ای فریاد زده شده است. شوراها و تشکلات مستقل توده ای برآمده از درون مبارزه سیاسی، اقتصادی واجتماعی کارگران و ستمدیدگان، درشرایط مناسب تشکیل و علنی خواهند شد. اعتراضات کارگری و توده ای متکی به نیرو و توان خود، هر روز وسعت بیشتری می یابد.

پیشروان و فعالان واقعی و عینی خود را از درون خود پرورش داده و آبدیده می کند. هرچه زمان می گذرد، شکل این جنبشهای اجتماعی، طبقاتی تر ومنسجم تر می شود. با توجه به پتانسل بالای روی کردطبقاتی آن، امید است که تغییر و تحول ایران زیربنای حاکمیت توده ای خود مدیریتی را در منطقه پایه ریزی کند.

عمر مینایی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.