حقنه کردن اتحادیه‌ به کارگران تحت نام «شورا»

234

خیابان؛ در روزهای اخیر سخنان اسماعیل بخشی فعال کارگری هفت تپە و میثم آل مهدی فعال کارگری گروه ملی فولاد اهواز بازار احزاب و فرقه‌های رفرمیسم چپ را داغ کرده است. این دو فعال کارگری در تجمع اعتراضی کارگران هفت تپه و فولاد اهواز، کارگران را به ایجاد شوراهای مستقل کارگری فراخوانده‌اند. آقایان بخشی و آل‌مهدی رسالت شوراهای مستقل مورد نظر خویش را نظارت بر کار نهادهای دولتی و مدیران عامل این دو مراکز کارگری اعلام کرده‌اند.

باید پرسید چرا فعالان جنبش سندیکالیستی ایران و احزاب رفرمیسم چپ بحث ایجاد شوراهای مستقل را در این مقطع پیش کشیده‌اند و چه هدفی را تعقیب می‌کنند. تا جایی که به فعالان اندرونی جنبش راست و چپ سندیکالیستی مربوط می‌شود این تلاش قابل درک است و می‌توان فهمید که بعد از گذشت یک دهه از ایجاد سندیکای شرکت واحد و سندیکای نیشکر هفت تپه، آنان بر این امر واقف شدە‌اند که توده‌های کارگر کاربرد و عملکرد این دو تشکل را مطلوب و در راستای منافع کارگران ارزیابی نمی‌کنند. توده‌های کارگر هفت تپە و شرکت واحد می‌دانند که این سندیکاها نتوانسته‌اند نانی به سفره کارگران اضافه کنند، حتی برخی از فعالان جنبش سندیکالیستی نیزکه تا دیروز بشدت از شکل‌گیری این دو سندیکا دفاع می‌کردند، امروزه صدای اعتراضشان بلند شده است که چرا این سندیکاها در طول یک دهه از حیاتشان نتوانسته‌اند یک مجمع عمومی کارگری برگزار کنند.

اینها خوب می‌دانند که توده‌های کارگر هیچ گونه رغبتی به ایجاد تشکل‌های مشابه در هیچ مراکز کارگری نشان نمی‌دهند و همە چیز دال بر این دارد که حنای سندیکاسازی در جنبش کارگری ایران از رنگ افتاده است. لذا آنان خود را در این شرایط ناچار دیده‌اند که بجای سندیکا دنبال اسم دیگری بگردند. احزاب وسازمان های چپ نیز که همگی تا دیروز ایجاد همین شوراهای مد نظر این دو فعال کارگری را به دوران قیام موکول کرده بودند، معتقدند بعد ازخیزشهای دیماه زمان اعتلای انقلابی فرا رسیده است و هر کدام به نوعی فراخوان ایجاد شوراهای کارگری را صادر می‌کنند. برای این احزاب بسیار طبیعی است که به استقبال فراخوان یک عده فعال جنبش سندیکالیستی برای تشکیل شورا بروند. برای این چپ هیچ فرقی نمی‌کند که اسم تشکل کارگری سندیکا، اتحادیه یا شورا باشد. مادام که رسالت تشکل کارگری تنظیم رابطه فروش نیروی کار کارگران و صاحبان سرمایه باشد، در چهارچوب همین نظام بر سرتحقق خواستها و مطالبات کارگران با صاحبان سرمایه و دولت حامی آنان چانه زنی کند و نابودی نظام بشر ستیز سرمایه و لغو مالکیت خصوصی و بردگی مزدی را هدف خود قرار ندهد، برای آنان مطلوب و قابل دفاع می‌باشد.

این احزاب بدنبال استفاده ابزاری از فعالان کارگری واستفاده از نیروی مادی توده‌های طبقه کارگر در راستای کسب قدرت سیاسی حزبی هستند. اینها خودشان با صراحت می‌گویند هر خشتی را که کارگر روی خشت بگذارد از آن دفاع می‌کنند.اما به محض اینکه عده‌ای کارگر سخن از ایجاد شوراهای سرمایه ستیز و با افق لغو کار مزدی بزنند، از همه سوآماج حملات شنیع، تهمت و افترا قرار خواهند گرفت. زیرا منافع حزب به خطر می‌افتد. برخورد فرقه آذرین – مقدم به فعالان ضدسرمایه‌داری در اواسط دهه هشتاد را همگان به یاد دارند و برای همیشه بسان برگ ننگینی در تاریخ این فرقه مخرب و ضدکارگری در جنبش کارگری ایران باقی خواهد ماند.

آقایان بخشی و آل‌مهدی پنهان نمی‌کنند که هدف از تشکیل شوراهای مستقل کارگری نظارت بر عملکرد نهادهای دولتی و صاحبان سرمایه است. منظور آنان از نهادهای دولتی خانه کارگر و اداره کار و سازمان بیمه اجتماعی می‌باشد. نهادهایی که در طول چهار دهه از حاکمیت دولت هار سرمایه اسلامی در خدمت این نظام انسان ستیز بوده‌اند و نزد توده‌های طبقه کارگر منفور و بشدت مورد انزجار می‌باشند. شورای مستقل این آقایان قرار است بر عملکرد این نهادها و صاحبان خون‌آشام سرمایه نظارت کند. به زبانی ساده این شورا قرار است رابطه فروش نیروی کار کارگران با صاحبان سرمایه و دولتشان را تنظیم کند. باید از این آقایان پرسید مگر سندیکاهای موجود هفت تپه و شرکت واحد چیزی سوای آنچه که شما می‌گویید در دستور کار خویش قرار داده‌اند؟ تفاوت شورای مستقل کارگری مد نظر شماها با این سندیکاها در چیست؟

توده‌های طبقه کارگر نباید فریب این اسمها را بخورند. بحث بر سر اسم نیست، بحث بر سر رویکرد است. اینکه اسم یک تشکل کارگری شورا نامیده شود، به هیچ وجه بە معنی رادیکال بودن آن تشکل نیست، اینکه یک تشکل کارگری بطور منظم مجمع عمومی را برگزار کند، به هیچ وجه به معنی اعمال دخالتگری مستقیم توده‌های کارگر نیست. بحث بر سر چگونگی ساختار تشکیلاتی و تضمین دموکراسی تشکل کارگری نیست، بحث بر سر افقی می‌باشد که این تشکل در پیش می‌گیرد. اتحادیه‌های سرمایه‌سالار اروپا بطور منظم مجمع عمومی برگزار می‌کنند، اما کارگران کوچکترین نقش و دخالتی در امر تصمیم گیری و سیاستگزاری ندارند و برگزاری این مجامع عمومی‌ها تنها جنبه فرمالیته دارد.

رویکرد شوراهای مستقل کارگری مد نظر آقایان بخشی و آل‌مهدی و تمامی جریانات و نهادهای رفرمیسم راست و چپ، رویکرد جنبش سندیکالیستی و اتحادیه‌ای است. جای ذره‌ای تردید نیست که طبقه کارگر برای پیشبرد مبارزه ضدسرمایه‌داری نیازمند ظرف مبارزاتی است. جنبش کارگری برای برون رفت از شرایط اسف بار کنونی، برای خاتمه دادن به مبارزات پراکنده و بی‌ثمر، برای رفتن به مصاف سرمایه در ابعاد گسترده و سراسری بشدت نیازمند شورای سراسری مستقل ضدسرمایه‌داری می‌باشد. اما بر خلاف شوراهای مد نظرگرایشات رفرمیستی درون و بیرون جنبش کارگری، رویکرد شوراهای مستقل ضدسرمایه‌داری نه تنظیم رابطه فروش نیروی کار کارگران و صاحبان سرمایه، بلکه لغو این رابطه ضدانسانی است.

افق شورای ضدسرمایه‌داری لغو مالکیت خصوصی و برچیدن نظام بردگی مزدی است. شوراهای مستقل ضدسرمایه‌داری بستر رشد، آگاهی، بالندگی، انسجام و اعمال قدرت کارگران علیه نظام انسان ستیز سرمایه است. این شوراها ظرف اتحاد، همبستگی و نمایش قدرت کارگران، ظرف صف آرایی توده های کارگر در ستیز طبقاتی آنان علیه صاحبان سرمایه و دولت بورژوازی است.هرگونه تشکلی با هر اسم و نامی که فاقد چنین رویکردی باشد، نزد کارگران مردود است و در خانه جنبش رفرمیسم سندیکالیستی قرار می گیرد و همزنجیران طبقه ما باید از آن حذر کنند.

ملک پیرخضری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.