سانسور و مصائب نویسندگی در ایران

68

آنچنان که مشهود می‌باشد، اشاعه پدیده سانسور در چند دهه حکومت جمهوری اسلامی افزایش چشم گیری داشته است. از این روی ادبیات معاصر ایران در طول این چند دهه بحران‌های بسیاری را پشت سر نهاده است. در این راستا سانسورچی ها به نیابت از مقامات ارشد دولتی گریبان نویسندگان را گرفته، پس می‌توان به جرات مدعی گشت که همه آثار فرهنگی، نمایشی و ادبی از زیر ذره بین آنها گذشته، مچاله شده و هیچ جایگاه ثابت و محفوظی شامل حال آثار سانسور شده  نمی‌شود.

اما آیا ادبیات و کلیه آثار فرهنگی که نمایی از فرهنگ غنی یک جامعه می‌تواند باشد باید فیلتر و سانسور شود. بدین سبب نسل بعدی نویسندگان این جامعه نگاه و برداشتشان از دوره فیلتریگ و سانسوری ادبیات ایران چگونه خواهد بود؟ آیا ردپای ماندگار این سلطه جویی در ادبیات ماندگار نخواهد ماند؟

ایا آثار ارزشمند نویسندگان که برخواسته از نیرومندترین قوه بشری که همان قوه ی خلاقه ی تخیل و تفکر است باید بایگانی شود، یا در کشوهای خانگی مخفی بماند و خاک بخورد؟ با این همه، قصه های نویسندگان تمام شده خواهد بود یا با خوانش آثار ادبی شاهد بخش های مفقود و حذف شده در لابه لای داستان ها و نمایشنامه ها خواهیم بود؟

در جامعه ای که از هر برخورد قلم با کاغذ، گوشه ای از ذهن نویسنده درگیر سانسور، خودمحوری و مجوز اداره ارشاد گردد و نویسندگان باید در به نگارش درآوردن تفکراتشان گوشه چشمی هم به سلایق سانسورچی ها داشته باشند، در چنین شرایطی تنها و شاید بتوان نام این را ادبیات پویا با حضور مخرب فیلتر و سانسور گذاشت و از این روی باید نوشتنِ حقیقی را امری دشوار و نفس گیر خواند.

سانسور و فیلتر یعنی زنجیرهایی که بر قلم نویسنده وصل است و تا مصافتی اندازه گیری شده نویسنده توان کشیدنش را دارد. این مقوله در قرنی جریان دارد که میزان دانایی و فرهنگ جوامع در سطحی  کیفیتاً متفاتی قرار دارد.

در جوامعی غیر از آنچه که ما در آن زندگی می کنیم در کره ای یکسان از حرکات دوار، مقامات در جایگاهی نیستند که الگوهای فکری یک جامعه را سانسور کنند. آنها خود سوژه های ژورنالیستی واخبارند نویسندگان وهمه آثار فرهنگی در سطحی مدرن که حق انسانی هرفرد است قرار دارد، فکریت و خلاقیت یک نویسنده حریم خصوصی اوست که کسی حق دخالت در آن را ندارد، چون به این امر واقف اند که سانسور آسیب های اجتماعی را نه تنها حل نخواهد کرد، بلکه آنها را بیش از پیش به کلافی پیچیده تبدیل خواهد کرد.

خارج از تمام چارچوب های تعیین شده، نویسنده باید دارای فکری آزاد و خلاق باشد، نه اینکه بلاتکلیفی و نامعلومی از آینده ی هر آنچه می خواهد بنویسد در ذهنش تبدیل به وضعیتی هراسناک شود، هراسی میان تفکر و خیال که جایی برای سانسور ندارد.

همچنین جای این سوال باقیست که اگر وقایع همان گونه که هستند و به صورت واضح در جامعه ارائه شوند، قشر خواننده آن جامعه به چه جهتی کشیده می شود؟ و آیا سانسور و شیوه های آن برهمه اقوام مختلف ایران یکسان است و یا محدودیت و فیلتر به لحاظ فکری وجناحی راست و چپ دارد؟

نیشتمان حسینی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.