در رابطه با طرح ضد کارگری رژیم علیه سندیکای واحد

178

“سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه” در تاریخ ۲۸ مرداد ۹۷ طی اطلاعیه ای پرده از فعالیت نهادهای دولتی-امنیتی از طریق وزارت کار و مدیریت شرکت واحد علیه سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد برداشت. پروژه امنیتی سندیکا سازی دولتی از طریق دو نفر از عوامل دست نشانده به نام سعید ترابیان و حسن میرزایی اجرا می شود که سالهاست در سندیکای کارگران مسئولیتی به عهده نداشته و بر عکس درخدمت حراست و کارفرما و نهادهای امنیتی ضد کارگری بوده اند.

همزمان با تدارک مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد فراخوان برگزاری مجمع عمومی دولتی از سوی افراد نامبرده پرده از طرح امنیتی علیه سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد، کلیه تشکل های مستقل کارگری و بالاخره منافع طبقه کارگر در ایران برمیدارد.

بر فعالین کارگری و کارگران پیشرو است که به منظور حفظ منافع مستقل کارگران، ایجاد و گسترش تشکل های مستقل کارگری و نهادینه کردن آنها به منظور پیشروی جنبش کارگری در تحقق اهداف سوسیالیستی کارگران و کل جامعه و بالاخره هموار کردن مبارزه طبقاتی علیه سرمایه داری در ایران به اشکال مختلف در شناساندن اهداف و جلوگیری از طرح امنیتی-دولتی علیه سندیکای کارگران شرکت واحد بپردازند. متن حاضرتلاشی است در این رابطه و به دونکته اشاره دارد: در بطن چه شرایطی این طرح به جلو می رود و کدام هدف را تعقیب می کند؟  

رویدادهای چند روزه دیماه سال ۹۶ در ایران این حقیقت انکارناپذیر را حتی به بخش های مختلف بورژوازی تحمیل کرد که جامعه از رژیم اسلامی و نیز گفتمان اصلاح طلبی آن عبورکرد. اعتراض اجتماعی در ایران بر مبنای خواست ها و نیازهای رفاهی و اجتماعی اتکا داشت که طی چهل سال حاکمیت ارتجاع اسلامی سرمایه به اشکال مختلف خود را نشان داده بود. اگر در سال ۸۸ گفتمان اصلاح طلبی برجنبش اعتراضی تسلط داشت، سال ۹۶ آن را کنار زد و شرایط را برای متحقق کردن نیازهای واقعی جامعه از طریق گفتمان اتکا به تشکل های مستقل در جامعه تقویت کرد.

تقویت اعتماد در مبارزات کارگری به شوراها و سندیکاها و دیگر تشکل های کارگری و نماینده های خود درچنین شرایطی اتفاقی نیست. هر چند به موازات آن فعالیت و تلاش انواع گرایشات ضد کارگری در دوران پسااصلاحات و پسارژیمی را نباید نادیده و یا دست کم گرفت.

پروژه اصلاح طلبی ادغام در سیاست اقتصادی جهانی نئولیبرالیستی هر چند به کشتار کارگران در معدن مس سرچشمه در خاتون آباد کرمان انجامید؛ اما سر آغاز مبارزه ای شد که در آن تشکل های مستقل کارگری به فعالیت متشکل دست زدند و طی سالها تاکنون برای حفظ آن جنگیده اند.

سندیکای کارگران شرکت واحد و سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه از دورانی سخت عبور کردند که با وجود سرکوب و فشار دائمی، دستگیری، زندان، شکنجه، اخراج، جریمه و … دردفاع از منافع مستقل کارگران در برابر رژیم و کارفرما همچنان ایستاده اند.

حتی مقاومت و مبارزه کارگران و اتکا به تشکل های خود در این دو واحد امکان تلاش فعالین کارگری در داخل و خارج را فراهم کرد که از طریق سازمان جهانی کار سندیکای کارگران شرکت واحد و هفت تپه به عنوان تشکل های کارگری برسمیت شناخته شوند.

ضدیت حاکمیت رژیم اسلامی سرمایه با طبقه کارگرازهمان آغاز به اشکال مختلف خود را نشان داد. سرمایه داری با شرایطی انقلابی ۵۷ در ایران وضعیت اجتماعی طبقه کارگر را در نقشی که دربرچیدن رژیم شاه داشت بخوبی تشخیص داد و در چنین شرایطی رژیم اسلامی تنها امکان مطلوب برای حفظ سرمایه و سرکوب طبقه کارگربود.

سرکوب زنان، دانشجویان، مبارزه برای رفع ستم ملی، ایجاد شوراها و تشکل های کارگری مجموعه اقدامات عاجلی بود که رژیم اسلامی از طریق آن توانست خود را نگهدارد، ارگانهای امنیتی اش و نظامی اش را سازمان داد و توانست با آن جامعه را زیر سلطه حکومت و قانون اسلامی درآورد. یعنی تنها با کشتار، سرکوب، اعدام، شکنجه، فشار و آزار بر جامعه رژیم اسلامی توانست توازن قوا را به نفع منافع سرمایه داری بازگرداند.

شوراهای اسلامی و خانه کارگر جدا از پسوند ایدئولوژیک حکومت از ابتدا تاکنون دلیل واقعی برتشخیص بجا از موقعیت طبقه کارگر در ایران نزد سرمایه داری بوده است. این تشکل های دولتی با هدف تسلط بر کارگران و جلوگیری ازهر گونه اقدام مستقل آنها ساخته شد و ابزارضروری برای دستگیری و شناسایی کارگران پیشرو در محیط کار، ممنوع کردن اعتراض و تجمع در محل کار و… بوده است.

روند عینی سرمایه داری در ایران و اجرای سیاست های اقتصادی نئولیبرالی در آن مبارزه طبقه کارگر را وارد شرایطی کرد که هر چه بیشتر توازن قوا در به چالش کشانیدن سیاست حاکم در ایران رشد کرد و تا جایی که قبلاً اشاره شد، تشکل مستقل کارگری و سایر نیازهای کارگری به خواست های فراگیر تبدیل شد.

به موازات رشد مبارزه طبقه کارگر، رژیم اسلامی و گفتمان اصلاح طلبی با اتکا به خانه کارگر و شوراهای اسلامی و یا تاسیس انجمن های صنفی با توجه به شرایط جدید برای فراهم شدن اجرای سیاست های اقتصادی بدون مزاحمت طبقه کارگر برآمد که همچنان که قبلاً اشاره شد کشتار در خاتون آباد و روند بعد از آن نیز نتوانست برای سرمایه و تشکل های دولتی اش در میان کارگران نتایج مطلوب را داشته باشد.

درشرایطی که مبارزه طبقه کارگر در ایران و نیز نیازهای اجتماعی در جامعه با وجود فراز و نشیبی طولانی روند اتکا به نیروی اجتماعی و نهادهای خود را آغاز کرده است، رژیم اسلامی و دولت سرمایه نمی تواند صرفاً با ابزارهای تاکنونی که دستگیری، شناسایی، اعدام و نیروی نظامی بوده است اتکا کند.

دستگاه امنیتی و دولتی می بایست بر جایی تکیه کند که طبقه کارگر نتواند نیروی اجتماعی و سیاسی اش را سازمان دهد. نه تنها سندیکای کارگران واحد و هفت تپه با همه این ها حذف نشدند، فراتر از آن ایجاد تشکل های دیگر و ضرورت اتکا به نیروی متحد کارگری در مبارزات جاری کارگری در حال گسترش است و این خطر بالقوه برای سرمایه داری در ایران است. در کنارفشار بر تشکل های کارگری و سرکوب آنها که همچنان ادامه خواهد داشت، تلاش برای نفوذ سیاسی سرمایه با توجه به امکانات دولتی-امنیتی در تشکل های مستقل کارگری موجود و ایجاد پایگاه اجتماعی حداقل در میان بخشی از کارگران به منظورایجاد تفرقه در طبقه کارگر شدت خواهد گرفت.

این تشکل ها پسوند اسلامی ندارند و به ظاهر مستقل و دولتی نیستند، با پذیرش مقاوله نامه های سازمان جهانی کار نزد آنها برسمیت شناخته می شوند و هر سه بخش سه جانبه گرایی دولت، کارفرما و کارگر را نیز در خود خواهند داشت.

با اتکا به دستگاه امنیتی برای ساخت تشکل هایی که حتی درصدی از کارگران را در بر داشته باشد دولت سرمایه راحتتر می تواند موانع اجرای سیاست های اقتصادی اش را در میان دشمن طبقاتی اش یعنی طبقه کارگر بر دارد و در چنین فضایی بخشی از فعالین کارگری را که بدنبال موقعیتی برای اظهار وجود خود خواهند بود بدنبال خود خواهد کشانید.

امروز شاهد هستیم که این فقط سعید ترابیان و حسن میرزایی نیستند که در زیر چتر حمایتی دولت و دستگاه امنیتی اش با شعار ایجاد سندیکا در شرکت واحد کمر به نابودی سندیکای مستقل کارگران واحد گرفته اند، رضا رخشان و فریدون نیکوفرد در هفت تپه خواسته یا ناخواسته مدتی است بر علیه سندیکای مستقل کارگران هفت تپه شمشیر را از رو بسته اند.

طرح دولت-امنیتی ایجاد تشکل کارگری بدون پسوند اسلامی توسط سرمایه امروز در ایران و حمله اولیه آن در تهران به سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد را نمی توان صرفاً در چهارچوب حضور نماینده های کارگری در مجامع بین المللی دانست و یا حتی در چهارچوب رعایت قوانین حاکم در سازمان جهانی کار و به منظور رفع موانع ادغام سرمایه دانست.

این ها نیز موثر بوده است، ولی اساساً فراتر از آن به موقعیت عینی در اوضاع سیاسی ایران و خطر گسترش رشد و ایجاد تشکل های مستقل در مبارزات جاری کارگری بر میگردد. دولت سرمایه در ایران با هر پسوندی که داشته باشد تنها با خنثی کردن طبقه کارگر میتواند بر جامعه تسلط داشته باشد و طبقه کارگر نیز تنها با اتکا به تشکل های مستقل کارگری و نمایندگی کردن نیازهای واقعی جامعه می تواند سرمایه داری را به چالش بکشاند.

شروین رها

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.