از ترور دولتی تا فریاد خلق ها

8

پائیز سال ۷۷، خیابان هدایت، کوچە مرادزادە پلاک ۱۸، ضربات چاقو پی در پی بر پیکرش فرود آمد. پائیز ۷۷، ۱۲ آذر، غروبی سهمگین و دلگیر، مسیر بهشت زهرا، طناب بی رحم، فشاری سریع و ۴-۵ دقیقە کشیدن؛ پیکرش بیجان افتاد. پائیز ۷۷، ۱۸ آذر، خیابان ایرانشهر، طناب بە دور گردن و فشار بی امان و بعد خفگی. ۱۴ اردیبهشت، خاوران کوی خزائی، خانە شمارە ۹، ضرب و شتمی شدید و سپس خفە شد و اینچنین پروندە دیگری بستە شد. ۱۴ آذر ۷۳، محل حبس نامعلوم، تجویز شیاف ملین و تحویل شیاف پتاسیم، حملە قلبی و پس از چندی پیکرش بی جان گشت. ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲، برلین رستوران میکونوس، رگبار مسلسل و پیکرها بە خون آغشتند.

وزارت اطلاعات در اقدامی کاملاً سازمانیافتە، با هماهنگی مراجع تقلید، بە حذف فیزیکی نیروهای اپوزسیون روی آورد.

از نویسندگان دگراندیش و منتقد تا افراد سیاسی مخالف، همە در لیستی از قبل تهیە شدە، جهت اقدام در اختیار تشکیلات و تیم ترور قرار گرفتند. دورانی بود کە برای آرامش نهایی و تثبیت موقعیت خود، ضرورت چنین راهکاری را بە شدت احساس می کردند؛ هر چند کە پس از این دورە و با رو شدن تشکیلات ترور، سعی در بە انحراف کشیدن موضوع و طبق برنامە و سناریوی همیشگی، فرافکنی و انتساب آن بە عوامل خارجی داشتند.

بازداشت و بازجوئی هایی فرمالیتە برگزار شد و در نهایت هیچکدام از عوامل و عناصر بە حکم های ابلاغ شدە سپردە نشدند. با مرگ سعید امامی از فرماندهان ارشد وزارت اطلاعات، تب این ترورها فروکش کرد و دستهای پشت پردە مصونیت یافتند.

پیگیریهای فرمایشی رئیس جمهور وقت، خاتمی، راە بجایی نبرد و افکار عمومی با حافظە تاریخی خود، بر آن مهر فراموشی زدند. جمهوری اسلامی بە سبب ارتجاعیت حاکمیت، در مواقع بحرانی راهی جز ترور برای مقابلە با منتقدان را ندارد و هر زمان و هرجا، تیم ترور خود را (کە گاهاً از ملیتهای دیگر نیز هستند) عازم اقدام فوری می نماید.

در حقیقت (از همان اوایل شکلگیری هستە اولیە حکومت قبل از قیام ۵۷) عامل استقرار و استحکام نظام جمهوری اسلامی کشتار و ترور مخالفان و منتقدان است. سازماندهی هایی کە قبل از قیام ۵۷ شدە بود، عمدتاً در دو گروە عمل می کردند؛ گروهی بە امور سیاسی جهت براندازی و دیگری بە ترور مشغول بود. کسانی کە بە امور سیاسی مشغول بودند کم و بیش در داخل نظام از قدرت برخوردار بودند.

تعدادی از آنها کە در لایەهای میانی قدرت وجود داشتند، برای دستیابی بە قدرت بیشتر و سطح بالاتر و آنهایی کە در ردیف بالاتر قدرت بودند برای سبقت و پیشی گرفتن از سایر رقبا، طرحهایی جهت ترور، توسط گروە دوم، طرح و یا اجرا می کردند. برای نمونە می توانیم بە ترور تابستان ۶٠ (دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری) اشارە کنیم.

در هر پروندە تروری باید با این پرسش بی آغازیم کە چە کس یا کسانی از آن متنفع می شوند؟

در جواب این پرسش در رابطە با ترورهای اخیر از فعالان محیط زیست گرفتە تا فعالان دیگر حوزەها، بە این خواهیم رسید کە تنها نظام از این قتل ها سود بردە و هم اوست کە قدرت انجام چنین عملی را دارد؛ بخصوص کە مدعی آن است سازمان اطلاعاتی اش بسیار هوشیار است و هر تحرکی را رصد می کند. بازبینی خیل عظیم پروندەهایی کە برچسب “تجمع و اقدام علیە امنیت ملی” خوردەاند.

ترس آشکار نظام از فشار عمومی جهت پیگیری امور مطالبە شدە را محرز می دارد.

پروندەهای فعالین محیط زیست نیز تنها یک دلیل می تواند داشتە باشد: آنها چە چیزی می دانند کە دانستنش نظام را بە لرزە درآوردە است؛ بخصوص زمانیکە کاووس سید امامی “خودکشی می شود”.

چهار دهە سرکوب و خفقان آنهم از سوی نظامی کە از همان ابتدا بدین وسیلە پایەهایش را تثبیت کردە هر نوع اقدامی را امنیتی توصیف می کند آنها را ایادی خارجی عنوان کردە و با آنها برخورد می کند.

ترس از رفراندم، ترس از حکم های حکومتی، حکم های ناعادلانە، پیگیریهای فرمایشی خودیها، باند و باندبازی و ارتشا و تشکیل مافیا بە جای حکومت، همە و همە مانند سرطان پیکر نظام جمهوری اسلامی را تنیدەاند و هرگونە انتقاد و اشارەای با خشونت عریان پاسخ دادە می شود.

اینک هم با بە چالش کشیدە شدن نظام از هر طرف بە واسطە چهار دهە حکمرانی دیکتاتور مآبانە، سوءمدیریت و عدم کفایت، رژیم باز ماشین ترور خود را بە راە انداختە است. هر جناحی بازوی ترورش را فعال کردە و هر نوع مخالفتی را با حذف فیزیکی پاسخ می دهد. از نیروی اپوزسیون خارج کشور گرفتە تا منتقدین داخلی و حتی مهرەهای خودی همچون “استخر فرح”. از تیم های ترور اوایل انقلاب تا تیم “گارد آهنین” مجتبی خامنەای.

چهار دهە سرکوب اقشار مختلف، عموم مردم را بە این راە منتهی کردە است کە باید فریاد سرداد و در برابر همە بی عدالتی ها و ظلم ها متحد شد و در برابرشان ایستاد.

در برابر کسانی کە سالهاست آنها را سرکوب کردە، از حقشان بازداشتە، تعرض و ظلم ها کردە و خونشان را در کاسە کردەاند و در برابر کسانی کە نە تنها ثروت کشور، بلکە خود ملت را نیز سپر دو روز بقایشان کردەاند.

دانیال پیروز

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.