وضعیت کنونی در ایران و امکان اداره شورایی

217

یاشار دارالشفاء و لیلا درمقاله «همه‌ی قدرت به دست شوراها» – یک فراخوان عمومی به ایده اداره شورایی جامعه- بحثی را مطرح کرده‌ و خواسته‌اند سایرین نیز در این بحث شرکت کنند. از این روی ودر این یادداشت کوتاه سعی می کنم با زبانی ساده به ایده اداره شورایی و فواید آن بپردازم.

از زمان انقلاب مشروطیت تا به امروز نسلهای مختلف برای برقراری حاکمیت قانون، آزادی و دمکراسی تلاش کرده‌اند. آرزویی که هنوز محقق نشده و حکومتی غیر قابل اصلاح، مستبد، فاسد و ناکارآمد با توسل به قوه قهریه حکم میراند.

حکومت ایران برای تقویت خود به نیروهای وفادار به خود در منطقه کمک می کند. ایران به حزب الله لبنان، گروه های شیعه شبه نظامی عراق، حوثی‌های یمن، گروه هایی در افغانستان و حماس در فلسطین کمک مالی، نظامی و دیپلماتیک می کند. از سوی دیگر سایر قدرتهای منطقه یعنی عربستان و ترکیه نیز از نیروهای رقیب ایران حمایت می کنند. این رقابت بی فایده دامن جنگ های نیابتی را در منطقه شعله ور کرده است. دولت استبدادی عربستان با سلاح آمریکایی مردم بی پناه یمن را بمباران می کند. همچنین ایران، عربستان، ترکیه، قطر، روسیه، آمریکا نیز در سوریه حضور دارند و هر کدام از یک یا چند گروه درگیر در این کشور حمایت می نمایند.

این وضعیت یک افتضاح به تمام معناست. حکومت ایران که توان تامین آب آشامیدنی هزاران تن از شهروندان خودش را هم ندارد هر روز پول، سلاح و نیروی نظامی به سوریه فرستاده و البته محرومترین اقشار سربازانی هستند که به امید داشتن درآمد به سوریه می روند. اگر بررسی کنید حتی یک نفر از فرزندان رهبران، مدیران و سرداران نظام هم به عنوان سرباز مدافع حرم راهی سوریه نشده است. از آن سو حکومت استبدادی عربستان نیروهای اسلامگرای سلفی را تجهیز می کند. شاید بگویید این دولت ها دمکراتیک نیستند و به همین دلیل در مناقشات نظامی شرکت می کنند!

در پاسخ باید بگویم ترکیه – یکی از کشورهای عضو پیمان ناتو است – که به طور مرتب انتخابات برگزار می کند – نیز در این رقابت ها حضور دارد. ترکیه کانتون کُردنشین عفرین را اشغال کرده. ایران از دیکتاتور سوریه حمایت می کند و همگی دست در دست هم یک کشور در حال نابودی یک کشور هستند.

آیا این وضعیت اسفناک نیست؟ سه سال پیش روسیه ترکیه را به خرید نفت از داعش متهم کرده بود، همچنین آمریکا را متهم کرده بود که چشمش را روی قاچاق نفت تروریست های داعش به ترکیه بسته است. آیا پس از مطرح شدن این اتهامات سیاستمداران ترکیه شرمسار شدند و از سمتهای خود استعفا دادند؟ یا همچنان کرسی های خود را حفظ کردند؟ روسیه همچنین با اوکراین درگیر است و از سویی سعی دارد بر نتیجه انتخابات آمریکا تاثیر بگذارد.

جهان پیرامون ما یک منجلاب است. ولیعهد عربستان که به قتل جمال خاشقچی متهم شده بود، چند روز پیش راهی اجلاس گروه بیست شد. انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده باشد. با خوشی و خرمی توسط پوتین و برخی از رهبران “جهان آزاد” مورد استقبال قرار گرفت.  آیا نهایت آرزوی ما باید تبدیل شدن به یکی از همین نظام ها باشد؟ یا ممکن است که جهانی انسانی تر را برای خودمان تصور کنیم؟

نظامی دمکراتیک مبتنی بر اداره شورایی و به دور از جنگهای مستقیم و غیر مستقیم.

تصور کنید در کشوری که به شکل شورایی اداره می شود، یک سیاستمدار ساکن تهران طرحی دین صورت مطرح نماید که ایران باید به دلیل منافع استراتژیک در سوریه حضور نظامی باید داشته باشد. من تردید ندارم که شورای کردستان، بلوچستان و کرمان نگاهی به وضعیت معیشت ساکنان محل خود می کنند و میگویند: نه! ما پولی برای دفاع از منافع استراتژیک شما نداریم، ما به آب آشامیدنی و بهداشت نیاز داریم.

در سالهای گذشته ایران مشغول توسعه طرح های موشکی خود بوده و به همین دلیل از جانب آمریکا مورد فشار قرار گرفته است. از این روی ما باید مداوماً با دو گانه‌های احمقانه‌ای روبرو شویم. برنامه هسته‌ای، کیک زرد، غنی سازی همه طرح هایی بلند پروازانه که پتانسیل تبدیل شدن به طرح های نظامی را هم داشت.

ایران حق دارد که موشک های دوربرد بیشتری بسازد تا توان دفاعی خود را افزایش دهد؟ یعنی در جنگ بعدی از آنها استفاده کند؟ یا آمریکا حق دارد که نظامی که امنیت منطقه را به خطر می اندازد بخواهد که تولید موشکها را متوقف کند؟

چرا جنگ؟

رزا لوکزامبورگ نویسنده مارکسیست معتقد بود که قدرت های امپریالیستی به بازارهای جدید نیاز دارند، زیرا که کارگران توان خرید تمام تولیدات داخلی را نداشته و مازاد تولید باید به بازارهای جدید صادر شود؛ به همین دلیل قدرت های امپریالیستی به دنبال یافتن بازارهای جدید است.

این توضیح متعلق به آغاز قرن بیستم است و پس از گذشت صد سال وضعیت تا حدودی تغییر کرده، اما محققان چپگرا دلیل دیگری را برای علاقه مندی قدرتهای امپریالیستی به جنگ را بیان کرده‌اند. با آغاز جنگ مصرف سلاح بالا رفته و تولید کنندگان سلاح از جنگهای جدید سود می برند.

آیا ساختن جهانی دیگر ممکن است؟

اولا نظام های سیاسی ازلی و ابدی نیستند. یعنی هر کدام در یک زمان به شکل یک ایده مطرح گشته و بعدتر تجربه شده‌اند. بسیاری از آموز‌ه‌های سوسیالیستی در اروپای غربی و اسکاندیناوی تجربه شده است. مثلاً فنلاند آموزش مجانی و غذای مجانی برای دانش آموزان را فراهم می کند. نظام رفاه اجتماعی و درمان عمومی در بسیاری از کشورهای پیشرفته تجربه شده است. از میان ۳۳ کشور پیشرفته، ۳۲ کشور از نظام بهداشت و درمان عمومی مجانی یا ارزان برخوردار هستند. نروژ از سال ۱۹۱۲ و ژاپن و نیوزیلند از سال ۱۹۳۸ این نظام درمانی را اعمال کرده‌اند.

با ظهور تکنولوژی های جدید ارتباط برقرار کردن و مشارکت مستقیم در دمکراسی مستقیم از هر زمانی راحت تر شده است. می گویند چند نفر تصمیم گرفتند که با برده داری مبارزه کنند و توانستند امحای تجارت برده را در زمان حیات خود مشاهده کنند پس ما هم باید به آینده امیدوار باشیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.