اکولوژی و طبیعت ذاتی بشر

87

نویسنده: لیلیت زمانی

یکی از حوزه های علوم که جوامع بشری با آن پیوندی دیرینه دارند پیوندی است به قدمت موجودیت آن‌ها و شناخت از محیط پیرامونی که امروزه علم اکولوژی می‌خوانیمش. از این رهگذر ابتدئاً باید پرداخته شود به تعریفی علمی و عامیانه از این “اصطلاح” موثر بر زندگی و البته نه فقط حیات بشر، بلکه کل طبیعت.

اکولوژی در واقع دانش مطالعه‌ی برهم کنش میان جانوران و محیط زندگی آن‌هامی‌باشد. این محیط دربرگیرنده‌ی موجودات زنده و غیره زنده ای است که از سطح میکروسکوپی همچون مولکول‌های تشکیل دهنده‌ی خاک، هوا، آب و یا درختان غول پیکری که بقای جانوران به آن وابسته است را شامل می‌شود.

اکولوژی تمام علوم اعم از فیزیک، شیمی، ریاضی و… را دربرمیگیرد، چه بسا نام این علم را بتوان علم مادر گذارد، چرا که آغوش طبیعت همچون آغوش مادری برای همه‌ی بشریت باز می‌باشد، و علم اکولوژی نیز برآمدی است از شناخت انسان بر و از طبیعت.

آنچه در علم اکولوژی حائز اهمیت است اینکه به بررسی رفتارشناسی و تأثیرگذاری موجودات زنده بریکدیگر و بر محیط غیره زنده‌ی آن‌ها و یا میزان تاثیر گذاری محیط غیره زنده بر موجودات زنده می‌پردازد و در عصر حاضر بیشتر بر زمینه‌ی انسانی تاثیرگذاری و تاثیرپذیری از محیط تمرکز می‌شود.

اینجا برای درک روشن‌تری از مسئله، موضوع را با یک مثال بررسی می‌کنیم: یک حشره‌ی کوچک، برای نمونه یک زنبور عسل را در نظر بگیرید. علم اکولوژی به میزان تاثیرگذاری و اهمیت این جاندار بر محیط زنده اعم از گیاهان و جانوران دیگر و حتی انسان و یا محیط غیره زنده همانند خاک و هوا می‌پردازد. در واقع علم اکولوژی یا به تعبیر آکادمیک “بوم شناسی” تنه‌ی اصلی علوم مربوط به شناخت زیست بومها بوده که به مناطق زندگی، یعنی مجموعه‌ای از عناصرزنده و غیره زنده‌ی باهم در کنش می‌پردازد.

نباید از خاطر دور داشت آنچه موجب “پیشرفت” و بقای بشریت درطول تاریخ موجودیت او می‌باشد شناخت وی از محیط زندگی و چگونگی بهرمند شدن ازمنابع طبیعی موجود در آن بوده است. به زبانی ساده می‌توان گفت قدمت علم اکولوژی بازمی‌گردد به قدمت موجودیت انسان شناسگر و درک آن‌ها از محیط زندگی‌شان برای بهرمند شدن از طبیعت در جهت رفع نیازهایی همچون تغذیه، رشد و نمو، بقا و زاد و ولد و… و تاثیرپذیری و تاثیرگذاری رفتار بشر بر محیط را شامل می‌شود.

به یقین با دانستن چنین مسائل مهم و پایه‌ای می‌توان نوع نگرش و رفتار خود را با محیط زندگیمان تغییر دهیم، آنهم از رفتاری استعمارگرانه و استثماری به رفتاری توام با هارمونی، احترام و دوستی در طبیعت و زیست بومی که در آن نیازها و مایحتاجمان را برآورد می‌کنیم. از این منظر و با توجه به اصول عملکردی مناسب، میتوانیم زندگی سالمتری را برای نسل‌های بعد از خود بر پایه ی رفتاری اخلاق مدارانه تضمین کنیم.

البته لازم به توضیح است که اتخاذ متدی بنیاداً متفاوت از چیستی محیط زیست در مفهوم عام آن، با توجه به بحران‌های رو به تشدد زیست محیطی، دیگر تنها یک حوزه تحقیقاتی آکادمیک و یا سبک زندگی لاکچری فردگرایانه هم نیست، بلکه تبدیل به یک ضرورت عینی هرروزه شده که یا تغییر خواهد کرد یا با تداوم روش مفعول سازی و غریبه سازی محیط زیست توسط انسان، شاهد تخریبات به مراتب بیشتری خواهیم شد، و از این منظر است که اکولوژی چون علم رهایی بخش عصر حاضر اهمیت می‌یابد.

اما برای فهم بهتر و بیشتر از اکولوژی نیاز است تا بازگشت به خرد تاریخی و فرهنگ جوامع انسانی در ادوار تاریخ ایدولوژی بشر. به تعبیری کنکاش در این مسئله برای تعریف چیستی علم اکولوژی ضرورت دارد.

با توجه به دیدگاه فلسفی عبدالله اوجالان برای بررسی ادوار اندیشه‌ورزی وایدولوژی انسان‌ها، با چهار دوره اصلی روبرو هستیم که اوجالان با دیالکتیکی زیبا آن‌را مورد ارزیابی و تحلیل قرار داده و ما را برای فهم بیشتر چگونگی همزیستی بشربا محیط زندگی خود یاری میرساند.

در تحلیلات فیلسوفی عبدالله اوجالان تاریخ ایدئولوژی یا اندیشه به چهارعصر تقسیم می‌شود: ۱. میتولوژی (اسطوره) ۲. فلسفه ۳. دین ۴. علم

در هر کدام از این ادوار میزان نگرش و معرفت بشر نسبت به محیط زندگی دارای تفاوتمندیهای بسزایی بوده اند. ما سعی میکنیم در مقاله های آتی تاثیرگذاری و تاثیرپذیری و میزان همنوع پنداری جوامع بشری را جداگانه مورد بررسی قرار دهیم.

اما در پایان و به عنوان سرآغاز مباحث آتی  ذکر این نکته ضروی است که ۹۰% تاریخ بشری، در واقع تاریخ نانوشته ای است که انسانها با طبیعت و زیست بومشان سپری نموده اند و بیشترین هم پوشانی و همزیستی را داشته اند تا جایی که نوعی همزادپنداری را با جهان بیرونی خود میدیدند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.