پخش گسترده تراکت های “روز جهانی کارگر” توسط رفقای خیابان

164

بخش اول:

طی روزهای گذشته به مناسبت روز جهانی کارگر،  رفقای “خیابان” در معابر مرکزی و محلات کارگری چندین شهر از جمله تهران، قم، سقز، بانه، رشت، لاهیجان، اراک، یاسوج و مشهد اقدام به پخش تراکت های مرتبط بل روز جهانی کارگر کردند. در همین ابتدا لازم به ذکر است که در سازماندهی اولین اقدام عملی جمع همچنین ناهماهنگی هایی پیش آمده که مورد نقد رفقا قرار گرفت.

اما در این ناهماهنگی دو نکته نقش اساسی ایفا نمود که میبایست در اقدامات آتی حل شود. الف) ضیق وقت به دلیل دیر مطرح گشتن اقدام عملی مشترک. ب) عدم آ‌شنایی رفقا با روش سازماندهی منفصل.

الف) به دلیل دیر مطرح گشتن ایده اقدام عملی برای روزجهانی کارگر، آنقدر وقت کم آوردیم که برخی گروه ها اصلا فرصت تهیه امکانات چاپ و مشارکت را نیافتند. از جمله رفقای اردبیل.

ب) روش سازماندهی منفصل افقی درحالی که امن ترین روش برای سازماندهی جریانات انقلابی ست، اما سالیان متمادیست که حتی شکل کلاسیک آن نیز به دلیل برهم خوردن جدی رابطه کار مخفی و علنی و عدم انتقال تجربه از نسل گذشته به نسل نوین چپ از حافظه تاریخی جنبش محو شده است. سازماندهی منفصل افقی نوعی از ارتباط سازمان‌یافته است که در آن فعالین تنها از عمل و مواضع همدیگر مطلع شده، اما در حد امکان نه اطلاعی از همدیگر دارند و نه شناختی؛ لذا اگر جزئی از کل گروه ضربه بخورد، امنیت دیگر بخش‌ها نمی‌تواند مورد مخاطره قرار گیرد. در این راستا می‌توان مدعی گشت شکل ساختاری بسیاری از گروه های سیاسی موجود در مرحله کنونی حالت جنینی دارد. یعنی فرمی نابالغ، فاقد کارکرد معین ، نیز فقدان تقسیم وظیفه/کار بین اعضا و فرمی “همه با هم ، همه در هم” که ضربه به بخشی از گروه، مرگ کل گروه را به بار خواهد آورد؛ البته اگر گروهی وجود داشته باشد!


بخش دوم:

امسال در شرایطی به پیشواز روزجهانی کارگر رفتیم که نظام سرمایه داری حاکم بر ایران، بیش از هر زمانی در بحران بسر برده و برای بقای خویش ستم بیشتری را بر توده های تحت ستم تحمیل می‌کند. اما روند تاریخی بحران رو به تشدید در قامت حاکمیت موجود اصلاً چیز جدیدی نیست. این بحران در حوزه سیاست با شکست انقلاب ۵۷ که یکی از دلایل اصلی اش تنگ نظری و لذا پراکندگی نیروهای انقلابی بود آغاز و با کشتار وسیع آرمانخواهان یک نسل مستحکم گشت.

ستم بر زنان، کارگران و زحمتکشان نیز از همان ابتدای امر پایه های حکومت ضدانقلابی جمهوری اسلامی را تشکیل داد که با انقلاب فرهنگی و بعدها با پذیرش سیاستهای نئولیبرالیستی در عرصه اقتصاد تکمیل گردید. اما در این وانفسا که جامعه بیش از هر زمان دیگری حضور سازمانیافته نیروی چپ انقلابی را می‌طلبد، ما از مرحله پراکندگی جنبش در قامت سازمان‌های بجا مانده از رخداد ۵۷ به پراکندگی در قالب خرده گروه ها و درگیری های نظری بی سرانجام رسیده ایم. آنهم با حضور نظریه پردازانی که گویا آمده اند بگویند “مسئله کمونیست ها تغییر جهان بود، حال آنکه مسئله ما تفسیر آن است”؛ آنهم البته چه تفسیری؟ تاکنون هیچ یک از این جنابان نظریه پرداز، جز تکرار آیه وار تئوری های پیشتر موجود چیزی ارائه نداده اند. در بهترین حالت بتوان شارحان تئوری های غریبه با وضعیت انضمامی ایران خواندنشان.

لذا از سویی به دلیل ضرورت حضور واقعی چپ انقلابی در جامعه و نیز از سویی دیگر برای خط بطلان کشیدن بر فرقه گرایی موجود در جنبش و گام برداشتن برای ایجاد جبهه انقلابی سوسیالیستی برآن شدیم تا با آغاز عمل انقلابی مخفیانه گامی هرچند کوچک برای اهداف بزرگتر برداشته و بار دیگر متذکر شویم که این عصر آشوبناک به نظم نوینی نخواهد رسید مگر با یک انقلاب حقیقی؛ و در این راستا اصل بر برداشتن سنگ های بزرگ نیست، که اتفاقاً برعکس! “از جرقه است که حریق برمی‌خیزد”.

رفقابه صفوف ما برای استمرار عمل انقلابی سراسری بپیوندید.

زنده با رزم طبقاتی

زنده باد روزجهانی کارگر

پیش به سوی تشکیل جبهه سوسیالیستی

خیابان

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.