مودَر اراک؛ شرح خاورانی دیگر

53

نویسنده: احمد غلامی 

راز دیرین یکی دیگر از جنایات جمهوری اسلامی، در سینۀ کوه های مودَر اراک! (گزارشی از چگونگی به خون خفتن ۱۱ مبارز، در ۴ آبان ۱۳۶۱ در خاوران اراک )

کوهستان مودر واقع در شهرستان اراک یکی از ده ها و صدها خاوران‌های کوچک و بزرگی‌ست که در طول دهه خونین ۶۰ توسط رژیم جنایت پیشۀ جمهوری اسلامی بوجود آمده و دامنه صبور این کوه خاموش اما مغرور، محل دفن پیکر های ۱۱ تن از کمونیست‌ها و آزادی‌خواهانی ست که در  سال ۱۳۶۱ در مقابل جوخۀ آتش مزدوران جمهوری اسلامی قرار گرفتند و خون ریخته شده از جان‌های شیفته و زلالشان را نثار آبیاری نهال آزادی توده های محروم نمودند.

برغم تمام کوشش های کثیف لاشخورهای جمهوری اسلامی برای پنهان کردن این جنایت، در تمام طول این سال‌ها، در سرمای زمستان و  گرمای خشک تابستان، مودر نه تنها میعاد گاه خانواده‌های داغدار این عزیزان در خاک خفته بوده، بلکه عابران ناشناس فراوانی هم بوده اند که مخفیانه و به دور از چشم شب پرستان، با دیدار از این گورستان کوچک و گلباران کردن قبرهای این عزیزان، مراتب حق شناسی خویش از خواهران و برادران عدالت خواه و سرفرازشان را در مقابل جلاد اعلام کرده اند و راز مودر را در مقابل دیدگان حسرت بار دشمن سینه به سینه منتقل و برای نسل بعد از خود نیز آشکار کرده اند.

دسته گلهای سرخ زیبای نهاده شده بر آرامگاه جان باختگان مودر هم، تا آخرین نفس خود و پیش از آنکه با بخشیدن تمام طراوت و تازگی خویش به این عزیزان در خاک خفته، پژمرده شوند، داستان مودر را برای عابران و مسافران جویای قله‌های بلند این کوه نقل کرده اند. تا جایی که حتی چوپانانی که در زمان وقوع این جنایت هنوز حتی پا به این جهان نگذاشته بودند، با نشان دادن احترام نمی گذارند تا گله هایشان در این قسمت از کوهستان چَرا کنند.

درست به همین دلیل است که مقامات این حکومت جنایت کار در طول ۳۶ سال گذشته چند بار سعی کردند تا با طرح احداث یک سد در این منطقه و یا جاده کشی، کار نیمه تمام شان، در به زعم خود زدودن تمام نشانه ها و شواهد جنایت ننگین خود را به اتمام برسانند، اما چه بیهوده می اندیشند جلادان؛ آن خون ریخته شده از پیکرهای پاک ۱۱ شهید مودر که سینه های پر از امید و آرزویشان با گلوله‌های نفرت دژخیم در یک شب سیاه مشبک شدند، هیچ گاه خشک نشد و نخواهد شد؛ آن خون زلال به چشمه ای بدل شد که بذرهای خفته در خاک گرم و مهربان این کوهسار را آبیاری کرد و به تدریج با پیوستن به جویبارهای دیگر این سرزمین به سیلی کوبنده تبدیل شد. که در چند مقطع تاریخی با فریاد های مرگ بر جمهوری اسلامی زمین را در زیر پای این رژیم تبهکار لرزاند و نابودی محتوم آن را فریاد زد.

طولی نکشید که جلادانی که با ریختن این خونها در سراسر ایران “باد” کاشتند، “طوفان” درو کردند. با وجود این جنایات و اعدام های بیرحمانه و درست کردن آن قبرستانها، سرکوبگران حاکم در اهداف خویش یعنی حاکم نمودن سکوت قبرستان در جامعه ناکام ماندند. برعکس، کینه و نفرت حاصل از این جنایات عمومی شد و خواب خوش را از دیدگان سیاه دژخیمان حاکم زدود.

در توصیف این خونهای سرخ، چه به حق گفت شاعر فدایی و خود به خون تپیدۀ انقلاب، سعید سلطانپور که ندا در داد «این بذرها به خاک نمی ماند… خون است و ماندگار…!» آنچه که برای اولین بار در زیر می آید باز کردن یکی از برگهای پوشۀ اسناد بیشمار جنایات مهلک و تاریخی ای ست که رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی در دهه خونین ۶۰ و در مصاف بین خلق و ضد خلق، به فرمان خمینی مزدور و در دورۀ صدارت و وزارت “اصلاح طلبان” تبهکار و عوامفریب حکومتی (امثال موسوی و خاتمی) در سراسر ایران مرتکب شده اند و برای حفظ نظام استثمارگرانه حاکم نسلی از آگاه ترین و بهترین فرزندان مردم ما را به کثیف ترین شیوه ها قتل عام و از صحنه مبارزه طبقاتی حذف کردند.

در شرایط کنونی در حالی که این رژیم پوسیده و در حال زوال بار دیگر در امواج سهمگین ناشی از قیام توده ها گرفتار گشته، بدون شک یکی از مهمترین وظایف نیروهای مبارز و انقلابی و بویژه نسل جوانان آگاه داخل کشور حفظ و پاسداری از خاطره و مهمتر از آن آرمانهای نسل های گذشته و درس آموزی از تجارب برخاسته از شرایطی بود که آن نسل “شیر آهن کوه زنان و مردان” در آن زیستند، مبارزه کردند و در راه آرمانهایی نظیر “نان، کار، مسکن و آزادی و استقلال” واقعی از سلطۀ اهریمنان، جان باختند.

شایان ذکر است که شرح  صحنه مربوط به اعدام این یازده جوان رزمنده فدایی و مبارز، با قلم نگارنده ولی به نقل از یکی از مزدوران حاضر در این صحنه اعدام صورت گرفته که تنها چند روز پس از افشای خبر این جنایت، از طریق بستگان او به اطلاع بازماندگان برخی از این جانباختگان رسیده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.