کمی از دور تحولات منطقه را نگاه کنیم

163

نویسنده: میعاد سنه

تمرکز نیروهای امریکایی در خلیج‌فارس و هشدارهای پیاپی مقامات امریکایی، یک اتفاق معمولی نیست. سپاە و جمهوری اسلامی این را خوب فهمیدەاند؛ کیان جمهوری اسلامی در معرض نابودی‌ست. خلیج‌فارس کاملاً شبیە سال ۲۰۰۲ و قبل از جنگ عراق شدە است.
جمهوری‌خواهان احمق نیستند، آنها اگر تنها قصد تهدید جمهوری اسلامی را داشتند، می‌توانستند سە سال پیش از برجام خارج شوند. هدف خاصی از افزایش تنش‌ها در سال آخر ریاست‌جمهوری ترامپ دنبال می‌شود، سال ۲۰۲۰ احتمالا خاورمیانە چهرە جدیدی خواهد داشت.
اتفاقها قبلا افتادەاند و الان فقط تفسیرشان را می‌بینیم، نتانیاهو قبلا پیش‌بینی‌های لازم را کردە است! اگر روز موعودی در پیش باشد، زمان دقیق آن را هم محاسبە کردەاند.
موارد زیر بسی سادەلوحانە است: “ترامپ دیوانە است، تصمیمات او فردی و احساسی‌ست، اسرائیل در جریان آیندە و تحولات نزدیک خاورمیانە نیست، چگونگی کنترل و مهار حزب‌اللە و حشدشعبی قبلا درنظر گرفتە نشدە است، آسیب‌شناسی جنگ احتمالی از طرف غرب صورت نگرفتە است.” 
در نقشە کاملا حساب‌شدە و دقیقی بسر می‌بریم، سالها برای چنین روزی برنامەریزی شدە است، اروپا بزرگترین سوپاپ اطمینان غرب است تا جمهوری اسلامی یکهویی رَم نکند، “قورباغە باید آهستە آهستە پختە شود.” 
درصورت غیرقابل کنترل شدن جنگ قریب‌الوقوع، جمهوری‌خواهان بەراحتی می‌توانند جای خود را در ۲۰۲۰ بە دموکراتها بدهند، چین و روسیه هم استقبال خواهند کرد.
اپوزوسیون ملیت‌های غیرفارس باید با اپوزوسیون داخلی هماهنگ شوند؛ شانسی برای گزینە تجزیە‌طلبی نیست چون چیدمان ژئوپلیتیک منطقە را امریکا تعیین میکند. قبلا بر روی این موضوع فکر و تصمیم‌گیری شدە است.
رسانە یا همان عضو ششم شورای امنیت، با تمام توان کارش را ادامە می‌دهد.
هر کدام از شبکەهای بی‌بی‌سی، صدای امریکا، ایران‌اینترنشنال، آمدنیوز و آواتودی نقشی کە بە آنها واگذار شدە را دارند بە دقت اجرا می‌کنند.
اما وضعیت کوردها چە می شود
کوردها از اپوزوسیون درجە اول ملیت غیرفارس، بە درجە دوم تقلیل دادە شدە‌اند، اعراب در خوزستان بیشترین شانس برای گرفتن امتیاز از ملی‌گرایی فارس و مرکزگرایی ایرانی را دارند.
کوردها در درجە دوم قرار دارند، اختلافات خواستە و ناخواستە درونی، آنها را ضعیفتر می‌کند، چشم‌اندازی برای اتحاد نیروی سیاسی و نظامی کوردها وجود ندارد، غرب بە این پروسە دامن می‌زند.
پ.ک.ک درصورت مداخلە در ایران، بەواسطە حملە ترکیە بە روژآوا مهار می‌شود، پژاک بە مانند سال‌های اول، شانس چندانی ندارد. پس از جنگ قندیل در سال ۲۰۱۱، پ.ک.ک با ایران بە توافق آتش‌بس دست یافتە؛ محبوبیت، توان سیاسی، توان نظامی و قدرت عملیاتی پژاک در عرض پنج سال از صددرصد بە سی درصد کاهش یافتە است.
سردرگمی در سیاست‌ورزی پ.ی.د با رژیم اسد، اعتماد بە پژاک را کمتر می‌کند. ریزش نیروهای اخیر در پژاک و جدایی فرماندهان سیاسی و نظامی روژهلاتی از این حزب نیز تاثیرات غیرقابل بازگشتی داشتە است.
آواتودی ” #بەحقیا_ناحق” در حال تخریب جبهە چپ رادیکال کرد یعنی آپوچی‌ها می‌باشد، اجرای این بخش از نقشە غرب بە عهدەی آواتودی می‌باشد.
غرب بەهیچ‌وجە پذیرای یک روژآوای دیگر در ایران نیست.
دو سوم کوملەها از چپ بە ناسیونالیسم گرایش پیدا کردەاند و با دو جناح دموکرات لااقل از لحاظ دیدگاە کلی هماهنگ هستند. هرچند تلاش‌هایی برای اتحاد وجود دارد اما اختلافات کماکان ادامە دارد.
کوردها همچنان مورد بیشترین مداخلە سیاسی و نظامی از طرف غرب قرار می‌گیرند، بە دو دلیل: تشکیل کوتاە‌مدت حکومت محلی و پارلمان و هماهنگ کردن کوردها با سیاستهای کلی غرب در آیندە.
چند عامل باعث اتحاد ناخواستە دموکراتها، کوملەها و دیگر احزاب برای تشکیل جبهە متحد می‌شود: یک: قدرت‌گیری خط پژاک و پ.ک.ک در روژهلاتِ پس از جمهوری اسلامی.
دو: فشار مردمی برای تشکیل جبهە متحد.
سە: سربرآوردن یک حزب قدرتمند مدرن کە احتماڵا جایگزین آنها باشد.
چهار: منافع غرب ایجاب کند…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.