نبرد ایران و امریکا در چه مرحله‌ای قرار دارد

191

نویسنده: میعاد سنه

آنچه در اینجا می‌خوانید ادامه تحلیلی دیگر تحت عنوان کمی از دور تحولات منطقه را نگاه کنیم است که همین چند روز گذشته در وبسایت خیابان منتشر گردید

از ظاهر رویدادها چنین برمی‌آید کە “امریکا بە دنبال جنگ نیست” و “تنش‌ها بین ایران و امریکا کاهش یافتە است”. اما سوال اینجاست آیا براستی چنین موضوعی صحت دارد؟

پس از اعلام خبر ورود ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن بە خلیج فارس، جمهوری اسلامی برای اولین‌بار بەصورت جدی طعم ترس و تهدید و جنگ را چشید. دهان خشک فرماندە نیروی دریایی سپاە، درواقع ترس ایران از یک حملە قریب‌الوقوع را بەخوبی نشان داد و دلار پس از مدتها بە مرز ۱۶ هزار تومان رسید. ترس تمامی مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی را فراگرفتە بود؛ بەطوریکە تقریبا هیچکدام جرات اظهارنظر را نداشتند مبادا امریکا تحریک شود.

اما اندکی بعد فرماندهان سپاە یکی پس از دیگری از زیر خاکریز سر بیرون آوردند و شروع بە تهدید دوبارە آمریکا کردند. امامان جمعە “با چشم‌های سرخ و گرد شدە” بازهم مرگ بر امریکا گفتند. خامنەای و ظریف هم در جواب ترامپ، دست بە تهدید متقابل زدند. در چنین شرایطی بود کە در چند روز اخیر شاهد سقوط یکبارە ارزش دلار و رسیدن بە مرز ۱۳ هزار تومان بودیم.

حال سوال اینجاست: آیا واقعا خطر جنگ کم شدە و فرماندهان سپاە موفق بە ترساندن ارتش آمریکا شدەاند؟

جواب: امریکا، تنها ترامپ و تصمیمات بەظاهر عجولانە‌ و مبهم‌اش نیست؛ منافع ملی امریکا و تصمیم برای جنگ (نظامی و اقتصادی) در جای دیگر و در درون دولت موازی (حاکمیت) گرفتە می‌شود. آن‌چه محرز است اینست کە امریکا در چند هفتە یا شاید چند ماە اخیر قصد شروع جنگ ندارد. اگر ایران واقعاً تهدیدی برای امریکا باشد و آن کشور بخواهد ایران را از طریق نظامی شکست دهد، تمهیدات لازم و از جملە زمان دقیق شروع جنگ پیش‌بینی شدە است.

اف‌ای‌تی‌اف یا همان گروە ویژە اقدام مالی، تا اواخر بهار بە ایران فرصت دادە است تا تصمیم نهایی خودش را بگیرد. این موضوع یعنی اینکە امریکا کاملاً حساب‌شدە عمل می‌کند و لااقل تا دو ماە آیندە قصد جنگ ندارد؛ مگر اینکە اتفاق ناخواستەای روی دهد.

امریکا سعی دارد فعلا تهدیدها را از طریق مقامات غیررسمی مانند سناتور جمهوری‌خواە لیندزی گراهام و بقیە انجام دهد تا هم بازار تهدیدها گرم باشد و هم تنش‌ها کنترل شدە باشند.

ایران این تاکتیک امریکا در دو هفتە اخیر را بەخوبی فهمیدە و بە همین خاطر دست بە اقدامات گستردەای زدند. خامنەای، ظریف، فرماندهان سپاە و امامان جمعە جان تازەای گرفتە و دست بە تهدید متقابل زدند. ایران بەحدی از عدم تمایل امریکا برای وارد شدن بە جنگ مطمئن بود کە بەواسطە نیروهایش در یمن و عراق، منافع امریکا و متحدانش را در منطقە هدف قرار داد.

مصارف داخلی این تاکتیک ایران، پایین آمدن قیمت ارز بود. اما باز سوال اینجاست: آیا امریکا پیش‌بینی این عقب‌نشینی تاکتیکی را نکردە است؟!!

جواب: هدف امریکا تغییر ماهیت جمهوری اسلامی‌ست و در این کار مصمم است. اقدامات ایران دموکرات‌ها را هرچە بیشتر متقاعد خواهد کرد. اگر ناآرامی‌های داخلی، کودتا و تاکتیک تهدید-تسلیم جواب ندهد، قطعاً گزینە نظامی روی میز است. ولی تیم ترامپ باید بە دنبال یک بهانە محکم باشد. عقب‌نشینی‌های تاکتیکی امریکا و اظهارات مشکوک ترامپ مبنی بر آمادگی برای گفتگو و نداشتن تصمیمی برای جنگ! خامنەای و سپاە را هرچە بیشتر دچار یک غرور کاذب می‌کند؛ بەطوریکە با سکوت معنادار امریکا، همچنان منافع آنها در منطقە را هدف قرار می‌دهند. و درست زمانی کە روز موعود فرا برسد، امریکا با لیست کردن تمامی اقدامات تحریک‌آمیز ایران، افکار عمومی جهان و دولت‌های اروپایی را بدون اجازە شورای امنیت سازمان ملل بە سمت جنگ می‌کشاند.

از آنجا کە ارتش امریکا بەعنوان بزرگترین ارتش جهان، قبلا تمامی تمهیدات لازم را اندیشیدە، در لحظە موعود با تمام توان سیستم دفاعی ایران را در هم خواهند شکست.

استراتژی ایران نیز درست بەمانند دو هفتە قبل و هنگام ورود ناو آبڕاها لینکلن، تا لحظە آخر “مدارا” خواهد بود؛ چون ایران هرگز نخواهد توانست برندە جنگ با بزرگترین ارتش جهان باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.