مقصود علی یونسی از دیدار با آشوری ها در ارومیه چیست؟

184

نویسنده: وحید محمدی 

طی روزهای گذشته علی یونسی دستیار سابق رئیس‌جمهور ایران در “امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی” درحالی با رهبران ارامنه و آشوری‌های ارومیه دیدار نموده که جمعیت ایشان در این شهر عمدتاً تورک نشین به زحمت به ده هزار نفر می‌رسد.
البته ممکن است در این خصوص دیدگاه تاریخگرای حاکم بر اذهان عمومی فوراً به پای بحث “تملک تاریخی آشوری ها بر شهر ارومیه” برود که خود امری مورد بحث است. اما، حتی و اگر با این آقایان بر سر ترم “تملک تاریخی آشوریان بر شهر ارومیه” هم متفق گردیم، باز مسئله ی امروز جامعه به قوت خود بر سرجایش باقیست، اینکه دعوای ما برخلاف حکومت و نگرش های قدرتگرا اصلا بر سر تملک تاریخی نیست! بلکه براساس چاره‌جویی برای مسائل اجتماعی ای می‌باشد که از تاریخ به ما به ارث رسیده است. این چنین میراثی که در زمره بحران‌ها هستند نه تنها قابل ارزش گذاری نیستند که ضد ارزش اند.
اما این نشست از آنجایی مشکوک به نظر می‌رسد که: یک) علی یونسی از مخالفین جدی حق تحصیل ملل غیر فارس به زبان مادری است و دو) جمهوری اسلامی ید طولایی در بکار بردن اقلیت های مذهبی در حاکمیت بر علیه اکثریت جامعه دارد.
این مسئله حتی بزرگترین کانال تلگرامی تیم فوتبال تیراختور آزربایجان با یک میلیون عضو را نیز به اعتراض وا داشته است. این کانال در این خصوص چنین می‌نویسد: “گویا از نظر یونسی، میلیون‌ها تورک ایران و حتی کوردها جز اقوام نیستند و بیگانه اند”.
کانال تلگرامی مذکور به درستی روی مقوله بیگانه سازی ملل غیر فارس دست گذاشته و نشان می‌دهد که اتفاقاً جریان اصلی “جدایی طلب” در ایران، نه جنبش های رفع ستم ملی، که اساساً خودِ حاکمیت مرکزی با روش”غریبه-دیگری سازی”، “دشمن تراشی” و سواستفاده از گروه های اجتماعی کوچکتر دربرابر ملل بزرگتر است. بدین طریق که برای تداوم وضعیت موجود ابتدا شکاف‌هایی کذایی و ایدئولوژیکی را در بین جوامع برپا کرده و سپس با “پشتیبانی مادی و معنوی” از گروه هایی که بدون حمایت ایشان قادر به بقا در مواجهات ساخته و پرداخته خود حاکمیت نیستند، ایشان را چون گماردگان محلی خود می‌خرد. لذا اینجا بیم آن می‌رود که علی یونسی در پی چنین برنامه ای باشد، یعنی سوریه ایزه کردن ارومیه، یعنی بر سریره قدرت نشان یک اقلیت ملی بر دو اقلیت ملی بزرگتر؛ تورکها و کوردها.
نکته جالب توجه دیگر در این اعلام موضع کانال “هواداران تیراختور” در این است که برای اولین بار شاهد رویکردی اجتماعی و همسو با کوردها و حقوق ملی آنان از سوی جریانات آزربایجانی هستیم، که اگرچه گذرا بدان اشاره می‌شود، اما آنان که از وضعیت موجود در آن نواحی مطلع اند، می‌دانند که باید این امر را به فال نیک گرفت.
بی تردید اتحاد براساس دردهای مشترک، در عین حفاظت از تفاوتمندی های فرهنگی، براساس آخرین مطالعات آسیب شناسانه علوم اجتماعی در عصر نئولیبرالیسم هم لازم بوده و نیز نیازمند کار مداوم و زمانبر است و در این خصوص فعالین مدنی آزربایجان و کردستان هم می‌توانند و هم باید که گامهایی در این مسیر بردارند.
کانال مورد اشاره چنین ادامه می‌دهد: “دویست هزار ارمنی در مدارس زبان خود را می‌آموزند، اما سی چهل میلیون تورک هنوز نه!” و البته میلیونها کورد، عرب، بلوچ و گیلک هم نه!
اگرچه هیچ‌گونه آمار رسمی ای از تعداد تورکها و اساسا دیگر ملل در دست نیست، اما براساس گمانه زنی ها شکی هم در این نیست که تورکهای ساکن فلات ایران اگر از” قوم فارس” بیشتر نباشند، کمتر هم نیستند.
لذا نویسنده که شاید در بین فعالین سیاسی کورد کم و بیش شناخته شده باشد تقاضامند است تا در تحلیل جنبش رهایی بخش جنوب آزربایجان، نه براساس مدعیات تعدادی خود فروخته به قدرت‌های خارجی و یا نوکران فاشیسم فارسی یعنی آقایان احمد کسروی و جواد طباطبایی، که خود را براساس جریان عمومی جنبش تنظیم نمایند، اما از این هم برحضر باشند که جنبش رهایی طلب ملی در آذربایجان براساس برتری کمی تورکها و سابقه تاریخی متفاوت از کوردها، از مسیر مختص به خود می‌گذرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.