دربارهٔ ما

بر ما مسجل است که جامعهٔ ایران به مثابه موطنِ ملل گوناگون از چهار درد مشترک رنج میبرد که مشتمل بر حاکمیت دیکتاتوری، پس نبود آزادی برای عموم شهروندان و نیز عدم وجود حقوق برابر، پس سرکوب ملل، طبقات زحمتکش و علی الخصوص زنان است. نگاهی بر نوع و شعارهای مطروحه در جنبشهای اجتماعی به تنهایی اثباتگر این ادعاست و ما آگاهانه برآنیم که تلاش جنبشهای مردمی حاضر در سپهر اجتماعی مادامی که تغییری بنیادین در جهت رفع دردهای نامبرده ایجاد نگردد، متوقف نخواهد شد آنچنان که انقلاب مشروطه بدین سوی متوقت نگردیده و این امر ممکن نیست مگر به اراده متحدهٔ خلقها، چه با درهم شکستنِ آنیِ دستگاههای اعمال درد و رنج و یا با تحمیل خلقها بر ایشان. مقصود آنکه تغییرات در جهت رفع بحرانها چه در روشی رفرمیستی و یا تحولات سیاسی آنی که هر دو انقلابی­‌اند، ممکن نیست مگر به ارادهٔ متحدانه تمامی اقشار و افرادی که زیر دستگاه مدیریتی طبقاتی، شویونیستی و ضد زن کنوناً موجود در حال خرد شدهاند. لذا جوامع یا بیش از پیش متحمل درد خواهند شد، یا متحدانه انحصار قدرت و ثروت را خرد خواهند کرد.

اما پیش روی ما به مثابه روشنفکران یا کنشگران عرصه سیاست، جنبشهای اجتماعی که در تعارض با مراکز قدرتثروتاند در فرم مبارزات زنان علیه مردسالاری، مبارزات صنفی کارگران و زحمتکشان علیه نظام سرمایهداری و جنبشهای رهایی بخش ملی علیه شووینیسم فارس و به صورت کلی جنبشی کلان در جهت نیل به آزادی در امر واقع حضور دارند. لذا ارگان خیابان در چنین وضعیتی تلاشی برآمده از روح این مبارزات و درجهت تقویت ایشان است که هویتی تاریخی در جغرافیایی خاص را دارا بوده، آنهم به هدف برساختن آیندهای بهتر. بدین منظورخیابانبا رویکرد و پرنسیبهای جامعهگرایانه که وابسته به جغرافیا/طبیعت/سرزمین مادریست، شکلی از سازماندهی در موازات دیگر اقدامات مشابه و در تضاد با هرگونه سازمانیافتگی انحصارطلبانه است که یا در قدرت یا در جهت کسب قدرت به تضادهای مهلک اجتماعی از جمله تضاد بین زن و مرد، شکاف روز افزون طبقاتی، تضاد اراده انسان و طبیعت یا قوم و ملتی بر دیگر اقوام و ملل دامن میزند.

خیابان با رویکردی مشخصاً در تخالفِ با تمرکز قدرت و ثروت دستیابی به آزادی را چنین ترجمه کرده و هرگونه تلاش برای بازسازی و حفظ دستگاه انحصار قدرتثروت را حتی اگر تحت عنوانی چون تحول خواهی و سوسیالیسم صورت پذیرد را تداوم وضع موجود دانسته که اگرچه به صورت مقطعی نوید آزادی را سرمیدهند، اما در همان کوتاه مدت هم نتیجتاً منجلابی با رنگی دیگر را پدید خواهد آورد که همچنان مشمئز کننده است.

 پس از منظر خیابان دموکراتیزاسیون هرچه بیشتر دستگاهای مدیریتی در تمامی وجوه اجتماعی از جمله سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی را که زنان در آن جایگاهی برابر داشته و حفاظت از محیط زیست را در دستور کار خویش قرار دهند راه حل برون رفت از وضعیت موجود میداند.

اضافتاً باید خاطر نشان ساخت کهخیابانبه مثابه ارگانی برآمده از جنبش های مترقی و انقلابی، مانع پیش روی برای تحقق آزادی اجتماعی را عملاً جمهوری اسلامی و نظراً اپوزیسیون سنتی نظام دانسته که در جهت منافع حقیر سازمانی و فردی خویش، چیزی جز انشقاق در اراده متحدهٔ جوامع در تضاد با حاکمیت ارتجاع را پدید نیارودهاند و این چنین و براساس تنگ نظریهای سازمانی و فرد محورانه به بقا و تشتت بحران های کنونی دامن زدهاند، پس به مثابه اقدامی در جهت آفرینش نوع نوینی از اپوزیسیون و منطبق با شرایط روز، پرونده خرده سازمانهای سنتاً موجود را مختومه اعلام میداریم، اینها نه دوای درد که بخشی از خود درد گشتهاند.

با توجه به آنچه که از درون خطوط بالا گذشت،خیابانرا رسانهای مستقل از سازمانهای سنتی تاکنون موجود و علی الخصوص جناحین حکومتی اعلام داشته، آنرا ارگان و صدای جنبشهای پراکندهٔ اجتماعی دانسته که در عرصه خیابان متحدانه حضور چشمگیر مییابند، لذا دست تمامی فعالین سیاسی (در هر سطحی) که رویای ایجاد جامعهای آزاد در سر میپرورانند را به گرمی فشرده و قویاً اعلام میداریم کهخیاباناز آن اجتماعات و افرادی ست که در ساخت آن با تلاش و اراده و در جهت تسهیل زندگانی سهیم بودهاند.

مختصراً آنکهخیابانبرآمده از جنبش های مذکور در متن با رویکردی سازمانیافته و سازماندهنده است و معتقدیم تنها با بودن و پیوستن به خیابان و تقویت آگاهانه و سازمانیافته صفوف مبارزاتی بحقِ خلقهاست که تضعیف و شکستن صفوف سازمانیافته ارتجاع و نائل آمدن به آزادی ممکن میگردد.

هیئت تحریریه خیابان